سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟


نظام راهبری شرکت ها - حاکمیت شرکتی

این اصول را از اینجا دانلود و مطالعه فرمائید.

حاكميت شركتي و اصلاح ساختار هيئت مديره

چكيده

به زبان ساده، هيئت مديره به گروهي از افراد كه قانوني در حاكميت سازمان مسئول هستند، گفته مي شود. هيئت مديره به عنوان جزء اصلي حاكميت شركتي در كنار سهامداران و مديريت عامل نقش عمده اي را در برابر ذي نفعان بر عهده دارد. در اين مقاله، ابتدا حاكميت شركتي را تعريف كرده، اهميت آن را مورد بررسي قرار مي دهيم، سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ سپس تغييرات ساختاري را كه در وظايف هيئت مديره، در يك دهه اخير، رخ داده مرور مي كنيم.

مقدمه
نگرانيهاي سهامداران بابت پرداختها و اُفت ارزش سهام به مرور موجب بالا رفتن تقاضا براي اصلاحاتي در حاكميت شركتي و به گونه‌اي خاص عملكرد هيئت مديره در آن شد. در سال 1983 موضوع جدايي مالــكيت از نظارت، توسط يوجين فاما (EUGENE FAMA) و مايكل جنسن (MICHAEL JENSON) مطرح شد كه پايه گذار نظريه كارگزاري (AGENCEY THEORY) بود كه به حاكميت شركتي به ديد يك سري قرارداد مي نگريست. جي لورش (LORSCH JOY ) و اليزابت ماكلور (MACLVER) بيان كردند كه: بسياري از شركت‌هاي بزرگ بدون مسئوليت پذيري و نظارت از جانب هيئت مديره هايشان، روي تمام امور تجاري خود نفوذ كامل دارند. اواخر دهه نود و اوايل هزاره جديد جهان شاهد بحران ها و رسوايي دو كمپاني غول آساي Enron و WorldCom و شركت‌هاي كوچك تري مانند: Tyco و Global Crossing بود كه توجه و تمايل سهام داران و دولت ها را به برقراري با صلابت حاكميت شركتي، فزوني بخشيد.

حاكميت شركتي يعني چه؟
حاکميت شرکتي، به مجموعه: فرايندها، رسمها، سياستها، قوانين و نهادهايي گفته مي شود که به روش يک شرکت ازنظر: اداره، راهبري ويا کنترل تأثير بگذارد. همچنين،حاکميت شرکتي، روابط بين کنشگران متعدد (ذي نفعان) و هدفهايي را که بر اساس آنها شرکت اداره مي شود در بر مي گيرد. کنشگران اصلي، مديريت عامل، سهام داران و هيئت مديره هستند. ساير ذي نفعان عبارتند از: کارمندان، عرضه کنندگان کالا، مشتريان، بانکها و ساير وام دهندگان، قانون گذاران، محيط و به طور کلي جامعه.
حاکميت شرکتي، موضوعي چند بعدي است. يکي از درونمايه هاي مهم در حاکميت شرکتي با حسابداري و مديريت مالي سروکار دارد و به گونه اصولي از به کارگيري سياستها و مکانيزم هايي حمايت مي کند که از رفتار درست اطمينان حاصل کرده، سهام داران را پشتيباني کند. يک عنصر اصلي ديگر، ديدگاه کارايي اقتصادي است که سيستم حاکميت شرکتي از راه آن بايد هدفهاي اقتصادي را با در نظر گرفتن دقيق ثروت سهام داران، بهبود بخشد. ديدگاه هاي ديگري هم در زمينه حاکميت شرکتي وجود دارد که از جمله آنها مي‌توان به ديدگاه ذي نفعان اشاره کرد که حسابرسي و توجه بيشتري را به ذي‌نفعان طلب مي کند.
حاکميت شرکتي يک عنصر اساسي در افزايش اعتماد سرمايه گذار، ارتقاي حس رقابتي و درنهايت بهبود رشد اقتصادي است. اين عنصر در صدر فهرست توسعه بين‌المللي قرار دارد. جيمـز ولفنسان (‌JAMES WOLFENSOHN )، رئيس سابق بانک جهاني، در اين زمينه مي گويد: حاکميت شرکت ها براي رشد اقتصاد جهاني از حاکميت کشورها داراي اهميت بيشتري است.
اصول اوليه حاکميت شرکتي، عبارتند از: مساوات، شفافيت و مسئوليت پذيري که در همه جاي دنيا يکسان است. ترويج و ارتقاي حاکميت شرکتي مناسب مي‌تواند براي شرکت‌هاي تجاريِ جهانِ امروز، بسيار مثمر ثمر باشد.
براي درک بهتر مفهوم حاکميت شرکتي، مي توان از دو ديدگاه: كلان (کل‌گرا) و خرد (جزءگرا) آن را تشريح كرد:
از ديدگاه خرد، حاکميت شرکتي دربرگيرنده مجموعه اي از روابط ميان مديريت شرکت، هيئت مديره آن، سهام‌داران و ساير ذي نفعان است. اين روابط که قوانين و انگيزاننده هاي متفاوتي را در بر مي گيرد، ساختار را از راه هدفهاي تعيين شده و وسايل رسيدن به آن هدفها و نظارت بر اجرا شكل مي دهد. بنا براين، اصول اوليه حاکميت شرکتي، عبارتند از: شفافيت ساختارها و عمليات شرکتي، مسئوليت پذيري مديران و اعضاي هيئت مديره نسبت به سهام داران، و مسئوليت شرکت نسبت به کارمندان، وام دهندگان، عرضه کنندگان کالا و جوامع محلي که شرکت در آن جا فعاليت دارد.
از ديدگاه کلان، حاکميت شرکتي مناسب – يعني مقداري که شرکتها در يک فضاي باز و صادقانه اداره مي شوند – براي جلب اعتماد بازار، کارآمدي سرمايه، تجديد ساختارهاي صنعتي کشورها و در نهايت ثروت عمومي جامعه داراي اهميت است.
شايان توجه است که در هردو تعريف خرد و کلان، مفهوم شفافيت نقش اصلي را ايفا مي کنند. در بعد کلان، شفافيت در سطح شرکت ميان عرضه کنندگان سرمايه سبب ايجاد اعتماد مي شود. در بعد خرد، شفافيت، موجب ايجاد اعتماد کلي در اقتصاد کلان مي شود. در هردو حالت، شفافيت منجر به اختصاص کارآيي سرمايه خواهدشد.
اعضاي هيئت مديره و ساير مسئولان در حاکميت شرکتي، در حال استفاده روزافزون از ابزارهاي خدماتي خارجي براي هدايت آموزش، وجدان کاري و حسابداري به دور از فساد هستند.

چرا حاكميت شركتي اهميت دارد؟
حاكميت شركتي به دلايل زير حائز اهميت است:
- چارچوبي را براي ايجاد اعتماد بلندمدت ميان شركت ها و تهيه كنندگان خارجي سرمايه فراهم مي كند.
- با منصوب كردن مديراني كه بانك تجربيات و ايده هاي جديد هستند، تفكر استرات‍‍‍ژيك را به صدر شركت هديه مي‌كند.
- مديريت و نظارت بر ريسك جهاني پيش روي شركت را منطقي مي سازد.
- با تقسيم فرايند تصميم گيري، اتكاي به مديران ارشد و مسئوليت آنان را محدود مي سازد.

روند تغييرات نقش هيئت مديره
حقايق حاكي از آن است كه در شركتها، مديران بيشتر دنبال منافع خود بوده اند تا منافع ذي‌نفعان. براي حل اين مشكل، دو راه حل وجود دارد: اول آنكه براي تشويق مديران به انجام رفتار مورد انتظار برايشان پاداش و انگيزاننده در نظر گرفته شود، دومين روش، قدرتمندسازي هيئت مديره به گونه‌اي است كه بتواند نظارت شايسته‌اي روي عملكرد مديران داشته باشد. اين روند فرصت طلبي مديران، همراه بود با روند جانبي نظارت بيشتر از جانب سهام داران كه با اين كار خود، در واقع يك رژيم حاكم مطلقه را به وجود آورده بودند. حركتي كه درعمل انجام گرفت اين بود كه هيئت مديره به مديريت عامل نزديك شد، به گونه‌اي كه درحقيقت به صورت شريك استراتژيك مديريت درآمد. اين شراكت استراتژيك هيئت مديره با مديريت، برنامه ريزي استراتژيك، مديريت ريسك و اجرا، تصميم گيري بهتر و راندمان بالاتر شركت را به ارمغان آورد. اين تعامل دو طرفه موجب شد كه عمل نظارت راحت تر صورت گرفته و حالت افراطي نظارت كه از جانب سهام داران صورت گرفته بود، از بين رفته و اين نظارت تعديل شود. همچنين اين فرايند موجب از ميان برداشته شدن يك سري مقررات دست و پا گير واضافي و نيز كاهش يافتن نظارت مؤسسات سرمايه‌گذاري، شد.
در بيشتر كشورها گونه تفكر، عقايد و رفتار مديران نشان داد كه به صورت جمعي روي حاكميت هيئت مديره و ارتباط آن با مديريت اتفاق نظر دارند. مديران و اعضاي هيئت مديره اكثرا براين باروند كه اعضاي هيئت مديره بايد بيشتر در امور مربوط به شركت به عنوان شركاي مديريت فعاليت كنند. در واقع آنان بايد قدرتمندتر، با اعتماد به نفس بيشتر،‌ درگيرانه تر، با دانش تر، با نقش چشمگيرتر در برنامه ريزي هاي استراتژيك،‌ و به عنوان منبع اوليه مشاوره و نكته سنجي خود را مطرح ساخته و فعاليت كنند. اكثر مديران، هيئت مديره را زماني در اوج توانايي و تاثيرگذاري مي بينند كه از جانب مديران ارشد اجرايي به عنوان يك دارايي استراتژيك براي مديريت عامل ديده شوند.(شكل 1) روند تغييرات نقش هيئت مديره را در حاكميت شركتها نشان مي دهد.


در حوزه مديريت، مديران اجرايي ارشد تقريباً كنترل كامل هدفها، استراتژي‌ها، برنامه ريزي و اجراي سازمان را در اختيار داشتند. آنان با تصاحب كرسي هاي هيئت مديره حاكميت كامل را در اختيار داشته حتي با عدم دخالت هيئت مديره نقش رهبري را نيز ايفا مي كردند.
در حوزه حاكميت، هيئت هاي مديره در كيفيت و طيف نظارت خود عميقاً تفاوت داشتند. اكثراً اغلب از قدرت خود ناآگاه بوده ، حتي كمتر مايل به استفاده، از آن بودند. طبق سنت و رسوم قدرت خود را ناديده انگاشته و حاكميت و اقتدار كمتري را به كار برده، راه را براي مديريت باز مي گذاشتند.
در حوزه مالكيت، سرمايه گذاران به طور عموم نقشي خاموش داشتند، در حالي كه برخي از سرمايه گذاران با استفاده از امتيازهاي مالكيت خود تصميمهاي شركت را زير تاثير قرار مي دادند، بسياري تنها انتخاب براي تصميم گيري را تصميم خريد يا فروش مي دانستند. در نتيجه بيشتر شركت ها بدون محدوديت از جانب سرمايه گذاران اداره مي شدند.
مديران در برابر هيئت مديره بسيار مسئول تر و پاسخ گو تر شده اند. مديران اجرايي ارشد زمان بيشتري را صرف پيشبرد كسب و كار كرده، زمان كمتري را درون هيئت مديره صرف مي كنند. مديران روابط حرفه اي خود را با هيئت مديره توسعه داده، يك همكاري جديد را پايه نهاده‌اند. آنها به دنبال داده هاي جديد استراتژيك بوده و اطلاعات بهتر و غني تري را به دست مي آورند. مديران و هيئت مديره با هم در دستيابي به نتايج مسئوليت بيشتري را مي‌پذيرند.
هيئت مديره از قدرت حاكميت خود به شكل مؤثرتري استفاده مي كند و روي عملكرد سازمان نظارت گسترده تري دارد. به شكل قابل ملاحظه اي يك شراكت استراتژيك را با مديريت شكل داده و با هم روي هدفها و استراتژي سازماني همكاري كرده، با ابعاد عملي مديريت و كسب و كار بيشتر نزديك و آشنا شده اند.
سرمايه گذاران در حال استفاده از قدرت مالكيت به شكل كاملاً تأثيرگذار هستند. آنها در حال بازبيني و تفاوت گذاري بين عملكرد هيئت مديره مديريت و سازمان هستند. آنان نظرات خود را درباره توانايي هيئت مديره و مديريت عامل ابراز كرده، روي انتصاب آنان و تدوين استراتژي تأثير گذاشته، بر به اجرا در آمدن استراتژي نظارت دارند.

نتيجه گيري
حاکميت شرکتي به مجموعه فرايندها، رسوم، سياستها و قوانيني اطلاق مي شود که در روش اداره يك شركت، تأثير بگذارد. اهميت حاكميت شركتي به زبان ساده در آن است كه خرد جمعي را در امور حياتي سازمان حاكم مي كند. کنشگران اصلي در حاكميت شركتي، مديريت عامل، سهام داران و هيئت مديره مي باشند.
لفظ حاكميت معمولاً به فعاليت هاي نظارتي هيئت مديره روي هدفها، برنامه ها و سياستهاي كلي سازمان اطلاق مي شود كه وضع برنامه ها و سياستها، نظارت روي عملكرد مديران اجرايي ارشد، تأمين منابع كافي براي سازمان، اطمينان از به اجرا درآمدن قوانين و مقررات، نمايندگي از طرف سازمان در برابر ذي نفعان خارج از سازمان و . را در بر مي گيرد.
هيئت مديره به گروهي از افراد كه قانوني در حاكميت سازمان مسئول هستند، گفته مي شود. وظايف و مسئوليتهاي اصلي هيئت مديره را بدين گونه برشمرده‌اند:
1. تصميم گيري در مورد هدف و وظيفه سازمان؛
2. تأمين شرايط بقاي سازمان؛
3. انتخاب و انتصاب مدير اجرايي ارشد؛

4. حمايت از مدير اجرايي و نظارت بر عملكرد او؛
5. برنامه ريزي مؤثر سازماني و حاكميت بر سازمان تحت قوانين دولتي؛
6. تأمين منابع كافي و مديريت مؤثر آن؛
7. طرح و نظارت روي برنامه ها و خدمات سازمان؛
8. ارتقاي افكار عمومي نسبت به سازمان با پاسخگو بودن؛
9. عملكرد به عنوان شوراي عالي استيناف؛
01. ارزيابي عملكرد خود هيئت مديره.
سهام داران در سال هاي اخير با دادن استقلال بيشتر به هيئت مديره، به دنبال تقويت نقش آن به عنوان نماينده سهام داران شركت بوده اند. اين امر درعمل موجب نزديكي هيئت مديره به مديريت و شراكت با آن شده است. با اين كار مسئوليت هيئت مديره بيشتر شده، اعضاي آن در تمام امور استراتژيك سازمان دخالت مثبت دارند. در سالهاي اخير روي توجه هيئت مديره به خواسته هاي مردم و كسب وفاداري آنان نيز تأكيد فراوان شده است.

منابع:
1. Anderson, D. W. and Melanson S. J. and Maly J. (2007) The Evolution of Corporate Governance: power redistribution brings boards to life, Corporate Governance, 15(5), 780-797.
2. Anderson, D. W., Krajewski, H. T., Goffin, R. D. and Jackson, D. N. (2008) A Leadership Self-Efficacy Taxonomy and its Relation to Effective Leadership Behavior, Leadership Quarterly, in press.
3. Aguilera, R. V., Williams, C. A., Conley, J. M. and Rupp, D. E. (2006) Corporate Governance And Social Responsibility: A Comparative Analysis of the UK and the US, Corporate Governance – An International Review, 14(3), 147-158.
4. Deckop, J. R., Merriman, K. K. and Gupta, S. (2006) The Effects of CEO Pay Structure on Corporate Social Performance, Journal of Management, 32(3), 329-342.
5. Finegold D. and Benson G. S. and Hecht D. (2007) Corporate Boards and Company Performance: review of research in light of recent reforms, Corporate Governance, 15(5), 865-878.
6. Mackenzie C. (2007) Boards, Incentives and Corporate Social Responsibility: the case for change of emphasis, Corporate Governance, 15(5), 935-943.
7. Mackenzie, C. (2006) The Scope for Investor Action on Corporate Social and Environmental Impacts. In R. Sullivan and C. Mackenzie (eds) Responsible Investment (pp. 20-38). Sheffield: Greenleaf.
8. Mackenzie, C. and Hodgson, S. (2006) Rewarding Virtue: Effective Board Action on Corporate Board Responsibility. London: Business in the Community.
9. Pearson, R. and Altman, K. (2006) Hedge Funds and Shareholder Activism, The Corporate Governance Advisor, 14(3), 25-27.
10. Schmidt, S. L. and Brauer, M. (2006) Strategic Governance: How to Access Board Effectiveness in Guiding Strategy Execution, Corporate Governance, An International Review, 14(1), 13-22.
11. Useem, M. and Zelleke, A. (2006) Oversight and Delegation in Corporate Governance: Deciding What the Board Should Decide. Corporate Governance: An International Review, 14(1), 2-12.

ارکان شرکت های تجاری

ارکان شرکت های تجاری

ارکان شرکت های تجاری : شرکت های تجاری مؤسسات حقوقی هستند که براساس قانون تجارت با شرح وظايف خاص و هدف های معين تشکيل مي شوند.

در اين گونه مؤسسات انگيزه نفع طلبی در کنار خدمات آنها قرار دارد.

انواع شرکت های تجاری :

بر اساس ماده 2 قانون تجارت (مصوب1347) شرکت های تجارتی بر 7 قسم است :

7_شرکت تعاونی توليد و مصرف ؛

از آنجا که دو نوع شرکت سهامی و تعاونی از ساير انواع شرکت ها فراگيرتر بوده و ساير شرکت ها از آنها اقتباس شده اند ، ابتدا به تشريح اين دو نوع شرکت می پردازيم.

ارکان شرکت های سهامی و وظايف و اختيارات آنها (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

تعريف شرکت سهامی :

بر طبق قانون تجارت ، شرکت سهامی شرکتی است که سرمايه آن به سهام تقسيم شده و مسئوليت صاحبان سهام محدود به مبلغ سهام آنها است.

شرکت سهامي خود به دو نوع عام وخاص تقسيم می شود.

شرکت های سهامی عام آن دسته از شرکت های سهامی هستند که قسمتی از سرمايه شرکت از طريق فروش سهام به مردم تأمين می شود.

به شرکت های سهامی که تمام سرمايه آنها در هنگام تأسيس توسط مؤسسين تأمين می گردد ، شرکت سهامی خاص گفته می شود.

طبق قانون تجارت سرمايه شرکت سهامی عام نبايد از پنج ميليون ريال و سهامی خاص از يک ميليون ريال کمتر باشد.

نحوه سرمايه گذاری در شرکت سهامی عام (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

چون سرمايه گذاری در «شرکت سهامی عام» بين مؤسسان و مردم مشترک است ، لذا قانون تجارت قاعده خاصي را برای اين گونه شرکت ها (در مواد 6 تا 16 قانون) پيش بينی کرده است.

برای تأسيس شرکت های سهامی عام مؤسسان بايد حداقل 20% سرمايه شرکت را خود تعهد کرده و 35% مبلغ تعهد شده را حسابي نزد بانک ها واريز نمايند.

پس از تنظيم موارد فوق مؤسسان اقدام به تهيه اظهار نامه (مشخصات سرمايه و سهام و شماره حساب بانکی ) ، طرح اساسنامه (مشخصات کلی اساسنامه) و طرح اعلاميه پذيره نويسی می نمايند که بايد توسط آنها در جرايد آگهی شود ( آگهی شامل مشخصات شرکت ، مبلغ هر سهم ، کل سهام ، حد اقل و حد اکثر سهامی که مردم می توانند بخرند ، مبلغ سرمايه ، شماره حساب بانکی و بانک مربوطه که ورقه تعهد سهام را بايد در اختيار مردم بگذارد می باشد ) و بانک مربوطه اوراقی را در مدت معينی در اختيار علاقه مندان خريد سهام می گذارد و مردم با اطلاع از اعلاميه پذيره نويسی به بانک مربوطه مراجعه و با تنظيم ورقه تعهد سهام ، نسبت به خريد سهام اقدام می کنند.

مؤسسان پس از احراز اينکه تمام سرمايه شرکت تعهد گرديده و حداقل 35% آن پرداخت شده است ، مجمع عمومی مؤسس را برای ثبت شرکت ، تصويب اساسنامه ، تعيين مديران و بازرسان دعوت می نمايند.

ارکان شرکت سهامی (در توضیح ارکان شرکت های تجاری):

اداره امور شرکت های سهامی طبق قانون تجارت و اساسنامه شرکت بر عهده ارکان شرکت ها است که عبارتند از : مجامع عمومی ، هيأت مديره و بازرسان.

الف_ مجامع عمومی :

مجامع عمومی شرکت سهام عمومی از اجتماع صاحبان سهام تشکيل می شود و طبق (ماده 73) قانون تجارت مصوب 1348 بر سه نوع مجمع عمومی مؤسس ، عادی و فوق العاده هستند که شرايط ، وظايف ، حضور اعضا در آنها و نحوه تصميم گيری هر کدام متفاوت است و اصولا رأی گيری در اين نوع شرکت ها تابع تعداد سهام است.

مجمع عمومی مؤسس که اولين مجمع که اولين مجمع شرکت است ، دارای وظايف زير است :

1_ رسيدگی به گزارش مؤسسان و تصويب آن و همچنين احراز پذيره نويسی کليه سهام شرکت و تأديه مبلغ لازم.

2_تصويب طرح اساسنامه شرکت و در صورت لزوم اصلاح آن.

3_انتخاب اولين مديران و بازرس يا بازرسان شرکت.

4- تعيين روزنامه سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ کثيرالانتشار برای درج هرگونه آگهی شرکت.

مجمع عمومی عادی شرکت سالی يک بار در موقعی که اساسنامه پيش بيني کرده است ، برای رسيدگی به ترازنامه ، حساب سود و زيان سال مالی قبل ، صورت دارايی ، مطالبات و ديون شرکت ، صورت حساب دوره عمکرد ساليانه شرکت ، رسيدگی به گزارش هيئت مديره و بازرسان و تعيين خط مشی آتی ، نحوه تقسيم سود و انتخاب هيأت مديره يا بازرسان در صورت اتمام مدت مأموريت ، تشکيل شود.

تعداد حضار در مجمع عمومی (در توضیح ارکان سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ شرکت های تجاری) :

مجمع عمومی عادی در مرحله اول با حضور دارندگان بيش از نصف سهامی که حق رأی دارند ، رسميت می يابد و در صورت عدم حضور در مرحله دوم ، جلسه مجمع با حضور هر عده از صاحبان سهام رسميت يافته و تصميمات مجمع همواره با اکثريت نصف به علاوه يک معتبر خواهد بود.

مجمع عمومی فوق العاده شرکت ، وظيفه دارد نسبت به تغيير اساسنامه ، تغيير در سرمايه يا انحلال شرکت اقدام کند.

در اولين جلسه مجمع عمومی فوق العاده بايد دارندگان بيش از نصف سهامی که حق رأی دارند ، حاضر باشند و در صورت عدم حضور ، مجمع برای بار دوم با حضور بيش از يک سوم کسانی که حق رای دارند تشکيل می شود و تصميات آن اکثريت دو سوم آرای حاضر در جلسه معتبر خواهد بود.

ب_ هيئت مديره (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

بر اساس (ماده 107) قانون تجارت شرکت سهامی به وسيله هيأت مديره که از بين صاحبان سهام انتخاب شده و کلا يا بعضا به وسيله مجمع عمومی قابل عزل مي باشند ، اداره خواهند شد.

عده اعضای هيأت مديره شرکت ها سهامی عام نبايد از پنج نفر کمتر باشد.

برای تشکيل جلسات هيأت مديره حضور بيش از نصف اعضای هيأت مديره الزامی است و تصميمات بايد با اکثريت آرای حاضرين اتخاذ شود.

هيأت مديره معمولا در اولين نشت خود يک نفر شخص حقيقی را از بين خود يا از بيرون به مديريت عامل شرکت يا نماينده قانونی شرکت انتحاب می کند و حق الزحمه و وظايف او را مشخص کرده و هر زمان مايل باشد ، او را عزل می نمايد.

ج_ بازرسان:

مجمع عمومی عادی در هر سال يک يا چند نفر بازرس انتخاب می کند که وظايف کنترلی خود را اجرا کنند.

مجمع می تواند هر زمان که مايل بود آنها را عزل نمايد.

بازرسان مکلفند درباره صحت و درستی صورت دارايی ، صورت حساب دوره عملکرد ، صورتحساب سود و زيان و تراز نامه که هيأت مديره به مجمع ارائه می دهد ، اظهار نظر کنند ، وبه همين خاطر می توانند همواره کليه دفاتر و اسناد شرکت را بازديد نموده و گزارش جداگانه ای برای مجمع عمومی عادی ساليانه تهيه نمايند.

ارکان شرکت های تعاونی و وظايف واختيارات آنها (در توضیح ارکان شرکت های تجاری):

تعريف شرکت تعاونی :

شرکت تعاونی شرکتی است که وسيله اشخاص حقيقی يا حقوقی به منظور رفع نيازهای مشترک و بهبود وضع اقتصادی از طريق خود ياری و کمک متقابل تشکيل می شود.

بر اساس اين تعريف شرکت تعاونی شرکتی است از اشخاص نه سرمايه ها که منظور آن رفع نيازهای مشترک اعضا و نه کسب سود منفعت است.

اصل 44 قانون اساسی بخش تعاون چنين تعريف مي کند :

«بخش تعاونی شامل شرکت ها و مؤسسات تعاونی توليد توزيع است که در شهر و روستا بر طبق ظوابط اسلامی تشکيل می شود.»

وجوه تمايز شرکت های تعاونی با ساير شرکت های تجاری :

گرچه بر اساس قانون تجارت شرکت های تعاونی يکی از انواع شرکت های تجارتی است ، ولی اختلاف بين اين گونه شرکت ها با ساير شرکت ها تجاری بيش از وجوه تشابه آنها است.

جدول زير پاره ای از وجوه تمايز شرکت های تعاونی را با ساير شرکت های تجارتی به صورت مقايسه ای نشان می دهد :

ارکان شرکت های تجاری

اصول تعاون (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

در بيست و سومين کنگرة اتحاديه بين المللي تعاون (1966) که در وين برگزار شد ، اصول زير به عنوان اصول تعاون معرفی گرديد :

1_ عضويت ارادی :

عضويت در تعاوني ها با قبول شرايط اساسنامه برای همه افراد آزاد است و خروج از تعاونی نيز آزاد است.

2_ اداره دموکراتيک :

هر عضو شرکت (بدون توجه به تعداد سهام) دارای يک رأی است.

3_ سود محدود بر سهام :

نرخ سود سهام را قانون معين می کند.

4_ تقسيم درآمد مازاد بين عضا (مازاد برگشتی) :

در صورت وجود سود ، علاوه بر سود سهام ، آن سود به نسبت معاملات اعضا بين آنان تقسيم می شود.

5_ آموزش :

همه تعاونی ها موظف به آموزش مسائل تعاونی به مديران ، کارکنان و اعضا هستند.

6_ همکار با ساير تعاوني ها :

همکاری با ساير تعاونيهای محلی ، ملی و بين المللی توصيه می شود.

هدف های بخش تعاون در جمهوری اسلامی ايران (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

به موجب قانون بخش تعاونی اقتصاد نظام جمهوری اسلامی ايران مصوب سال 1370 هدف های بخش تعاونی به شرح زير تعيين شده است :

1_ ايجاد و تأمين شرايط و امکانات کار برای همه به منظور رسيدن به اشتغال کامل.

2_قرار دادن وسايل کار در اختيار کسانی که قادر به کارند ، ولی وسايل کار ندارند.

3_ پيشگيری از تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص برای تحقق عدالت اجتماعی.

4_ جلوگيری از کارفرمای مطلق شدن دولت.

5_ قراردادن مديريت و سرمايه و منافع حاصله در اختيار نيروی کار و تشويق بهره برداری مستقيم از حاصل کار خود.

6_ پيشگيری از انحصار ، احتکار ، تورم و اضرار به غير.

7_ توسعه و تحکيم مشارکت و تعاون عمومی بين همه مردم.

انواع شرکت های تعاونی (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

مشارکت های تعاونی در کليه ابعاد اقتصاد «صنعت ، کشاورزی و خدمات» و زمينه های توليد و توزيع می تواند شکل گرفته و نهادهای تعاونی خاص به وجود آورد.

قانون تجارت دو شکل تعاونی توليد و مصرف را معرفی کرده است.

اما فصل پنجم قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ايران از دو نوع تعاونی توليد و توزيع نام مي برد که به دليل اهميت موضوع مواد 26 و27 قانون تعاونی عينا نقل می شود :

ماده 26 :

تعاوني های توليد شامل تعاوني هايی است که در امور مربوط به کشاورزی ، دامداری ، پرورش سيد ماهی ، شيلات ، صنعت ، معدن ، عمران شهری و روستايی و عشايری و نظاير آن فعاليت می نمايند.

ماده27 :

تعاونی های توزيع عبارتند از : تعاونيهايی که نياز مشاغل توليد و يا مصرف کنندگان عضو خود را در چهار چوب مصالح عمومی و به منظور کاهش هزينه ها و قيمت ها تأمين می نمايند و می توانند در امر تأمين کالا و مسکن و ساير نيازمندي های روستاييان و عشاير و کارگران وکارمندان فعاليت کنند ، مانند شرکت تعاونی مسکن ، شرکت تعاونی مصرف و شرکت تعاونی روستايي.

ارکان تعاوني ها (در توضیح ارکان شرکت های تجاری):

بر اساس (ماده 29) قانون تعاونی ، شر کت های تعاونی دارای ارکان زير هستند : مجمع عمومی ، هيأت مديره و بازرس.

الف _ مجمع عمومی :

مجمع عمومی بالاترين مجمع اتخاذ تصميم ونظارت در امور شرکت های تعاونی است و از اعضای تعاونی تشکيل مي شود.

هر عضو بدون در نظر گرفتن ميزان و سهم ، فقط دارای يک رأی در مجمع عمومی است.

مجامع عمومی شرکت های تعاونی به سه صورت زير تشکيل می شود :

1_ مجمع عمومی مؤسس (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

به استناد ماده 31 قانون ، مجمع عمومی مؤسس عبارت است از عده ای از افراد واجد شرايط عضويت در تعاونی مربوط که اقدام به تأسيس تعاونی می نمايند.سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟

در مجمع عمومی مؤسس پس از رسميت جلسه موارد زیر طرح و به تصويب می رسد (ماده 32 قانون) :

_ تهيه و پيشنهاد اساسنامه طبق قانون و مقررات ؛

_ دعوت به عضويت افراد واجد شرايط ؛

_ تشکيل اولين مجمع عمومی برای تصويب و ثبت اساسنامه و تعيين هيئت مديره و بازرسان ؛

2_ مجمع عمومی عادی (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

اجتماعی است که ساليانه حداقل يک بار پس از پايان سال مالی تشکيل و نسبت به موارد زير اقدام می نمايد.

_ انتخاب هيأت مديره و بازرس يا بازرسان برای مدت دو سال ؛

_رسيدگی و اتخاذ تصميم درباره ترازنامه ، حساب سود و زيان ؛

ساير گزارشهای مالی و ميزان ذخاير ، پرداخت سود و مازاد درآمد ؛

3_ مجمع عمومی فوق العاده (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

به منظور تغيير مواد در اساسنامه ، تصميم گيری نسبت به عزل يا قبول استعفای هيأت مديره و انحلال يا ادغام تعاونی تشکيل مي شود.

ب _ هيأت مديره :

اداره امور تعاونی طبق قانون بخش تعاونی بر عهده هيأت مديره ای مرکب از حداقل 3 نفر و حداکثر 7 نفر به عنوان عضو اصلی و تا يک سوم اعضای اصلی ، به عنوان اعضای علی البدل است.

هيأت مديره در اولين جلسه از ميان خود يک نفر را به عنوان رئيس هيأت مديره و يک نفر را به عنوان نايب رئيس و يک يا دو نفر را به عنوان منشی انتخاب مي کنند و امضاهای مجاز شرکت را معرفی می نمايند.

هيأت مديره به استناد (ماده 39) قانون بعد از انتخاب ، فردی را به عنوان مدير عامل شرکت برای دو سال انتخاب می کنند و وظايف او را که بايد تحت هدايت هيأت مديره باشد ، مشخص می کنند.

ج _ بازرس يا بازرسان :

مجمع عمومی عادی ، بازرس يا بازرسانی را برای مدت دو سال انتخاب می کند.

بازرس يا بازرسان وظيفه دارند بر نحوه اداره امور تعاونی نظارت مستمر داشته باشند ، حساب های شرکت را بررسی نمايند و به شکايت اعضا رسيدگی نمايند.

ارکان شرکت های تجاری

ارکان ساير شرکت های تجاری و مقررات مربوط :

همان طور که اشاره شد ، طبق قانون تجارت 7 نوع شرکت تجاری وجود دارد که دو نوع آن (سهامی و تعاونی) توضيح داده شد.

حال به توضيح مختصر ساير شرکت ها می پردازيم :

شرکت با مسؤوليت محدود (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

شرکتی است که شرکای آن نسبت به ميزان سرمايه خود در شرکت مسؤوليت و حق رأی دارند.

در نام اين گونه شرکت ها عبارت «با مسؤوليت محدود» قيد می گردد و زمانی تشکيل می شوند که تمام سرمايه نقدی تأديه و سهم الشرکه غير نقدی نيز تقديم و تسليم شده باشد.

مديريت شرکت با يک يا چند نفر از شرکا يا افراد خارج از شرکت است و مدت مديريت آنها را اساسنامه مشخص می کند.

در اين گونه شرکت ها ، سرمايه اهميت زيادی دارد و چنانچه عده شرکا بيش از 12 نفر باشد بايد نسبت به تشکيل هيأت نظار اقدام کنند.

شرکت تضامنی (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

بر اساس ماده 16 ، قانون تجارت ، شرکت تضامنی شرکتی است که تحت اسم مخصوص (شرکت تضامنی) ولااقل اسم يک نفر از شرکا برای امور تجارتی بين دو يا چند نفر با مسؤوليت تضامنی تشکيل مي شود ، اگر دارايي شرکت برای ادای تمام قروض شرکت کافی نباشد ، هريک از شرکا و دارايي آنها مسؤول پرداخت تمام قروض شرکت است.

در اين گونه شرکت ها ، شرکا از بين خود لااقل يک نفر را به عنوان مدير انتخاب می کنند و شرکت زمانی تشکيل خواهد شد که تمام سرمايه نقدی تأديه و سهم الشرکه غير نقدی نيز تقديم و تسليم شده باشد.

در شرکت تضامنی ، منافع نسبت به سهم الشرکه تقسيم می شود و مادام که شرکت تضامنی منحل نشده مطالبه قروض آن بايد از خود شرکت صورت بگيرد و پس از انحلال ، طلبکاران شرکت می توانند برای وصول مطالبات به هريک از شرکا يا به تمام آنها مراجعه نمايند و هيچيک از شرکا نمی تواند به استناد اينکه ميزان قروض شرکت از ميزان سهم او بيشتر است از پرداخت قروض شرکت امتناع کند.

شرکت مختلط سهامی (در توضیح ارکان شرکت های تجاری):

شرکتی است که از مخلوط شرکت سهامی با شرکت تضامنی به وجود می آيد و طبق قانون عبارت است از : شرکتی که در تحت اسم مخصوص با قيد عبارت «شرکت مختلط» و نام يکی از شرکا بين يک عده شرکای سهامی و يک يا چند نفر شريک ضامن تشکيل می شود.

شرکای سهامی کسانی هستند که سرمايه آنها به صورت سهام بوده و مسؤوليت آنها فقط در قبال سهام آنان است و شريک ضامن کسی است که سرمايه او به صورت سهام درنيامده و مسؤول کليه قروضي است که ممکن است علاوه بر دارايي شرکت پيدا شود.

ادارة شرکت با هيأت مديره ای (حداقل 3 نفر) مرکب از سه نفر شريک يا شرکای ضامن است.

مجمع عمومی و هيأت نظار و هيأت مديره ارکان اين شرکت را تشکيل می دهند.

شرکای مختلط غير سهامی :

اين شرکت مشابه شرکت مختلط سهامی است.

فقط با اين تفاوت که شرکای سهامي آن بايد با مسئوليت محدود باشد.

به عبارت ديگر ، اين شرکت بين يک يا چند نفر شريک ضامن و يک يا چند نفر شريم با مسئوليت محدود ، بدون انتشار سهام تشکيل می شود.

شرکت نسبی (در توضیح ارکان شرکت های تجاری) :

شرکتی تجارتی است که تحت اسم مخصوص با سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ قيد عبارت «شرکت نسبی» و اسم يک نفر از شرکا بين دو يا چند نفر تشکيل و مسؤوليت هر يک از شرکا به نسبت سرمايه ای است در شرکت گذاشته است ، چنانچه دارايي شرکت نسبی برای ادای تمام قروض شرکت کافی نباشد ، هر يک از شرکا به نسبت سرمايه ای که در شرکت داشته است ، مسؤوليت تأديه قروض شرکت را دارد.

مدیریت امور مجامع

مهمترین جلسات کاری یک شرکت سهامی (خاص یا عام) جلسات مجامع عمومی آن است. هر ساله در این جلسات سرنوشت یکسال آینده شرکت تعیین می‌شود و اهمیت این جلسات تا حدی است که مواد قانونی متععدی در حقوق تجارت به آن اختصاص داده شده تا هرچه بیشتر بتوان تحت لوای قانون مربوطه از حقوق سهامداران یک شرکت دفاع کرد.

همچنین شرکت های سهامی عام (پس از بورسی شدن شرکت) علاوه بر اینکه موظف به ارائه گزارشات ماهیانه و میان دوره ای هستند، باید صاحبان سرمایه را طی جلساتی که به آنها مجمع گفته می شود از امور داخلی شرکت مطلع کنند.

در مجامع شرکت های سهامی عام مواردی مطرح است که به فراخور وضعیت شرکت و صنعتی که شرکت در آن فعال است نکات زیاد و بسیار ظریفی نهفته است. به عنوان مثال حتی اگر شرکت زیان ده باشد اما گزارشاتی که در مجمع قرائت می شوند دارای توجیه مناسبی باشد ویا بیانگر تدبیر مدیریت شرکت در شرایط بحرانی باشد، می تواند سهامداران را به حمایت از شرکت ترغیب کند.

بدین جهت است که شرکت های سهامی عام همواره به دنبال مشاورین مجربی هستند که از این نکات مطلع هستند و صرفنظر از اینکه گزارشات ماهیانه و میان دوره‌ای شرکت چه وضعیتی را به نمایش می‌گذارد، قادرند تا با تهیه گزارشات هیئت مدیره به شکلی اثر بخش، سهامداران و سرمایه گذاران را قانع و همراه با اهداف هیئت مدیره نمایند. لازم به ذکر است اهمیت این گزارشات و تحلیل ها تا حدی است که حتی می تواند بر جریان تصمیم گیری دارندگان سهام کنترلی شرکت نیز اثر گذار باشد.
پس بدیهی است چنین رویداد مهمی نیازمند مدیریتی دقیق و آینده نگرانه است. لذا می توان مهمترین وظایف یک مدیر امور مجامع را به شرح ذیل فهرست نگاری کرد.

  1. مدیریت کلیه امور مربوط به تاسیس شرکت‌ها و موسسات تابعه.
  2. برنامه‌ریزی و مدیریت انجام اقدامات لازم به منظور تشکیل به موقع جلسات مجامع عمومی عادی و فوق‌العاده شرکت‌ها و موسسات تابعه.
  3. هماهنگی لازم جهت صدور دعوت نامه، ارسال دستور جلسات مجامع عمومیجهت اعضا مجامع عمومی شرکت‌ها و موسسات تابعه.
  4. بررسی و تجزیه و تحلیل گزارش‌های حسابرسی به منظور دستیابی به راهکارهای مناسب و ارایه پیشنهادات به اعضا مجمع عمومی جهت تصمیم‌گیری در موارد مطروحه در گزارش‌های حسابرسی.
  5. ایجاد هماهنگی و انجام پیگیری‌های لازم جهت تنظیم و ارایه پیشنهاد به موقع بودجه و ارائه تراز مالی شرکت‌ها و موسسات تابعه به مجمع عمومی.
  6. پیگیری و تنظیم مصوبات مجامع عمومی شرکتها و موسسات تابعه و ابلاغ آنها.
  7. پیگیری نحوه اجرای تکالیف مقرر در مصوبات مجامع عمومی و ارایه گزارشات لازم به مدیرعامل و اعضای هیات مدیره.
  8. جمع‌آوری اطلاعات و تهیه گزارشات مورد نیاز رییس هیات ‌مدیره و مدیرعامل در رابطه با مجامع شرکت‌ها و موسسات تابعه.
  9. بررسی و ارایه پیشنهادات و روش‌های اصلاح امور شرکت‌ها و موسسات تابعه با استفاده از گزارش‌های حسابرسان و بازرسان قانونی شرکت‌ها.
  10. دریافت و بررسی برنامه‌ها، طرح‌ها، موافقت نامه‌ها و قراردادهای ارایه شده توسط شرکت‌ها و موسسات تابعه و ارجاع آن به واحدهای تابعه حسب دستور مدیرعامل و اعضای هیات‌مدیره.
  11. بررسی و جمع‌بندی اقتصادی فعالیت‌های شرکت‌ها و موسسات تابعه و ارزیابی عملکرد آنها جهت کمک به رتبه‌بندی شرکت‌ها و سازمان‌ها.
  12. تهیه پیش نویس گزارش مجمع عمومی عادی و مجمع عمومی فوق العاده و ارائه آن به هیأت مدیره.

برای آشنایی بیشتر با خدمات من در زمینه مشاوره مدیریت امور مجامع، پیشنهاد میکنم:

  • هم اکنون جنرال کاتالوگ سایت را دانلود و مطالعه کنید.
  • مقالات مرتبط را در وبلاگ این سایت مطالعه فرمایید.
  • با پرکردن فرم مشاوره، از فرصت یک جلسه مشاوره رایگان غیر حضوری بهره مند گردید.

همچنین در صورت تمایل می توانید از امکانات آموزشی موجود در منو آکادمی سایت نیز استفاده فرمایید.

آزادسازی سهام عدالت دو ساله شد/جاماندگان سهام عدالت ثبت‌نام کنند؟

شیوه آزاد سازی سهام عدالت از همان ابتدا مورد انتقاد بود یک جمعیت ۵۰ میلیون نفری درگیر بازار سرمایه شدند که عمده این مردم حتی یک سهم نیز خرید و فروش نکرده بودند.

reset

آزادسازی سهام عدالت دو ساله شد/جاماندگان سهام عدالت ثبت‌نام کنند؟

به گزارش بلاغ، روز گذشته سازمان خصوصی سازی طی اطلاعیه اعلام کرد اخیرا برخی از افراد سودجو از روش‌های مختلف مانند پیامک تحت عنوان ثبت نام سهام عدالت اقدام به اخذ وجه از متقاضیان کرده اند. بنابر این اعلام می‌شود همه این فراخوان‌ها جعلی و کلاهبرداری است.

این اطلاعیه در راستای خبری است که یکی از رسانه‌ها به نقل از آقای محمدرضا ابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در رابطه با ثبت نام سهام عدالت برای جاماندگان در خرداد باز می‌گردد.

چندی سالی است که گاهی خبری به این شکل منتشر می‌شود و مردم را علاوه بر انتظار سرگردان هم می‌کند. در رابطه با ثبت نام جاماندگان سهام عدالت اکبر حیدری سخنگوی شرکت‌های سرمایه گذاری استانی مطرح کرد.

تعیین هر نوع تاریخی برای ثبت نام سهام عدالت را تکذیب می‌کنم و اصلا تاریخ قطعی برای ثبت نام سهام عدالت وجود ندارد.

به گفته او آن چه که در رابطه با تاریخ خرداد توسط مسئولان امر اعلام شده زمان احتمالی برای تشکیل جلسات مرتبط با تعیین و تکلیف جاماندگان سهام عدالت است.

یعنی پیش بینی شده که در خرداد ترتیبات مورد نیاز شامل سهام قابل تخصیص، میزان آن، نحوه اجرای طرح، اولویت بندی مشمولان، تعیین تکلیف شود و خرداد تازه آغاز این فرآیند است.

آزاد سازی سهام عدالتی که حالا امروز به دو سالگی آزادسازی خود می‌رسد در ۹ اردیبهشت ۹۹ مقام معظم رهبری با صدور ابلاغیه‌ای موافقت با درخواست رئیس‌جمهور برای آزادسازی سهام عدالت را اعلام کردند.

در این طلاعیه آمده بود که درپی تصمیم واگذاری درصدی از سهام اصل ۴۴ قانون اساسی در قالب سهام عدالت با هدف گسترش عدالت اجتماعی و توانمندسازی خانوار‌های کم درآمد، انتظار این بود که توسط مسئولین مربوط در دولت‌های مختلف با اجرای دقیق مواد ۸ گانه ابلاغی سال ۸۵ هرچه سریع‌تر مقدمات لازم برای آزادسازی سهام عدالت و واگذاری تعیین قیمت آن به بورس فراهم گردیده و آیین‌نامه‌های اجرایی تهیه و به اجرا درآید.

سهام عدالتی که از زمان آزاد سازی با مشکلات مختلفی همراه بود. در رابطه با آزادسازی سهام عدالت کارشناسان بازار سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ سرمایه مواردی را مطرح کردند.

علیرضا تاجبر گفت: سهام عدالت یک فرصت مثبت برای بازار سرمایه بود که متاسفانه درست مدیریت نشد. از این جهت فرصتی بود که علاوه بر اینکه مردم را به سمت بورس هدایت می‌کرد، سهم‌های کوچکی که در سهام مردم نیز وجود داشت، می‌توانست با هم جمع شده و به صورت بلوک‌های مدیریتی و کنترلی در بیاید.

یعنی مدیریتی نیاز داشت که این سهم‌های کوچک را در قالب یک بلوک در بیاورد، آگهی کند، با قیمت بالاتر فروخته و پول بیشتری به سهامداران برسد.

به گفته او متاسفانه این مورد نیز مدیریت نشد و فروش سهام عدالت با خروج نقدینگی بعضی از نهاد‌ها از بازار سرمایه همزمان شد و عملا فشار مضاعفی به بازار وارد کرد.

مهدی میرزایی گفت: شیوه آزادسازی سهام عدالت از همان ابتدا مورد انتقاد بود یک جمعیت ۵۰ میلیون نفری درگیر بازار سرمایه شدند که عمده این مردم حتی یک سهم نیز خرید و فروش نکرده بودند.
سهامی که عملا مردم هیچ اختیاری در آن ندارد!

به گفته او بازار سرمایه تحت تاثیر انواع اخبار‌ها قرار سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ می‌گیرد موضوع اعطای سهام عدالت به جاماندگان یکی از موارد جدی و مهم است که قطعا بازار را تحت تاثیر قرار خواهد داد. این تایید‌ها و تکذیب‌ها نیز فقط سبب نااطمینانی می‌شود اصلا آزادسازی چه سودی برای مردم داشته است؟ در این مدت آزادسازی چه اتفاق مثبتی برای مردم رقم خورد ؟در کل سهام عدالت سهامی است که عملا مردم هیچ اختیاری از خود ندارد.

سهام عدالت پروژه‌ای که فراز و فرود‌های زیادی را شاهد بوده است از جمله مشکلاتی که در خصوص روش مستقیم مدیریت سهام عدالت برای مردم ایجاد شده به نتیجه نرسیدن نحوه فروش این سهام و بلاتکلیفی حدود ۱۹ میلیون نفر از مردم است که مدیریت سهام حق آن هاست. حالا باید منتظر ماند و دید بعد از دو سال از آزاد سازی سهام عدالت در آینده برای این سهام چه رقم خواهد خورد؟

ثبت نام جاماندگان سهام عدالت کلید خورد.» این اخباری است که در منجر به کنجکاوی جاماندگان سهام عدالت شده است. برای بررسی این موضوع به سراغ اکبر حیدری سخنگوی کانون شرکت های استانی سهام عدالت رفتیم.

جاماندگان سهام عدالت در چه سایتی باید ثبت نام کنند؟

این که بساطی توسط برخی سودجویان برای مراجعه به سایت و برخی از درگاه‌های اینترنتی شکل گرفته مصداق کلاهبرداری است مردم برای اطلاع از فرآیند قانونی و قطعی تخصصی سهام عدالت تنها به اطلاع رسانی رسانه ملی اکتفا کنند.

اخبار مختلفی از شهرستان‌ها دریافت می‌شود که متاسفانه با سوء استفاده از ناآگاهی مردم به بهانه پیش ثبت نام و ثبت نام سهام عدالت از مردم مبالغی اخذ و مدارکی دریافت شده است که غیر قانونی است.

اصلا سامانه ای برای پیش ثبت نام راه اندازی خواهد شد؟

تاکیدما این است که با توجه به سامانه‌های ارتقا یافته برای شناسایی مشمولان طرح سهام عدالت و تخصیص سهام به آن‌ها نیاز به پیش ثبت نام و ثبت نام نباشد و نهایتا بعد از اطلاع رسانی به مشمولان ممکن است که نیاز به مراجعه به تعاونی‌ها شهرستانی باشد و این نیز قطعی نیست و ممکن است غیر حضوری باشد و از خرداد تازه در این باره تصمیمات خصوص اخذ می‌شود.

اساسا فرآیند تخصیص سهام به جاماندگان نیاز به ثبت نام و سامانه جدید نداشته و شناسایی از طریق سامانه‌های معیشتی انجام می‌شود، منتها ممکن است که مغایرت‌هایی وجود داشته باشد که بعد از طی شدن مراحل یک مدت برای رسیدگی درخواست مردم در نظر گرفته خواهد شود. همه این موارد منوط به اتخاذ تصمیمات در دولت است.

زمان هم مشخص نیست؟ عده ای خرداد را موعد اعلام کردند!

تعیین هر نوع تاریخی برای ثبت نام سهام عدالت را تکذیب می‌کنم و اصلا تاریخ قطعی برای ثبت نام سهام عدالت وجود ندارد.

آن چه که در رابطه با تاریخ خرداد توسط مسئولان امر اعلام شده زمان احتمالی برای تشکیل جلسات مرتبط با تعیین و تکلیف جاماندگان سهام عدالت است.

یعنی پیش بینی شده که در خرداد ترتیبات مورد نیاز شامل سهام قابل تخصیص، میزان آن، نحوه اجرای طرح، اولویت بندی مشمولان، تعیین تکلیف شود و خرداد تازه آغاز این فرآیند است.

در مرحله قبلی نیز اجرای طرح سهام عدالت ماه‌ها زمان برد تا ترتیبات این موضوع به دلیل پیچیدگی‌های زمانی، مکانی و جغرافیای مشخص شد.

حسین قربانزاده، رئیس سازمان خصوصی سازی گفته است، در مورد ثبت نام جاماندگان سهام عدالت هیچ چیز قطعی نشده است، هر فردی تاریخی برای ثبت نام سهام عدالت اعلام کرده است باید پاسخگوی این موضوع باشد. بین سازمان خصوصی سازی و وزارت رفاه تعامل وجود دارد و جلسات برگزار می شود تا زمانی که به جمع بندی برسیم و رسما به مردم اعلام کنیم. اما شخصا از ثبت نام جاماندگان در خردادماه اطلاعی ندارم.

به گفته او، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان تکلیف در قانون بودجه برای فروش سهام وجود دارد و باید بررسی کرد که چه موردی در سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ اولویت قرار دارد.

در بودجه امسال، دولت هزینه‌ها را چندان افزایش نداده و در تامین منابع تمرکز خود را از فروش اوراق برداشته و به سمت مالیات و البته نفت برده است. چراکه طبق اماری که در لایحه بودجه منتشر شده بود، واگذاری دارایی های مالی برای سال ۱۴۰۱، ۲۹۹ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده که نسبت به سال ۱۴۰۰ که بیش از ۴۲۷ هزار میلیارد تومان بود، کاهشی ۳۰ درصدی داشته است. البته هنوز جدول نهایی منتشر نشده است.

تنها موردی که درمورد سهام عدالت در قانون بودجه ذکر شده، در تبصره دو این قانون بوده که آمده است: دولت موظف است از محل باقی مانده سهام متعلق به دولت یا شرکت های دولتی در بنگاه های قابل واگذاری در هر بازار موضوع گروه های (۱) و (۲) ماده (۲) قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم (۴۴) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نسبت به واگذاری سهام عدالت به افراد تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) مددجویان سازمان بهزیستی کشور و کلیه افراد واجد شرایط طبق قانون نحوه اجرای سیسات های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی اقدام کند.

پیش از این پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته بود آغاز واگذاری سهام عدالت به جاماندگان، امسال در دستور کار است که از خرداد فراخوان واگذاری سهام به این مشمولان انجام می‌شود.

محمد رجبی، رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا انتظامی کشور با هشدار به شهروندان درباره هرگونه سوء استفاده و کلاهبرداری در پوشش سهام عدالت از آنان خواست مراقب پیامک‌های جعلی سهام عدالت باشند.

اصلی ترین اصطلاحات بورس که باید هر معامله گری بداند

اصلی ترین اصطلاحات بورس که باید بدانید
در این مقاله لیستی از کلماتی که در بازار بورس استفاده میشوند و برای کار در بورس بهتر است با آنها آشنا باشید را برای شما آورده ایم. اصطلاحاتی که شاید در انجام معاملاتتان شنیده باشید اما نتوانید از کسی بپرسید و یا بخواهید معنی دقیقی از آنها داشته باشید.

1. اختصار AUm یا دارایی های که مدیریت شده
اختصار AUm به معنی Asset under managment یا همان دارایی های مدیریتی و کنترلی شرکت است که میتوان به صندوق هایی که مشتریان آن شرکت با توان اجرایی آن شرکت بوجوود آورده اند اشاره کرد، که شرکت فوق در حال مدیریت آن است.
و بر همین اساس از درامد و سود این صندوق ها این مثل شرکت سرمایه گذاری اکسیر کارمزدی دریافت میکنند که این امر جزوی از دارایی های کنترل شده هستند که معیاری برای موفقیت و رتبه شرکت هایی به این شکل محسوب میشود.

2. معنی خالص دارایی شرکت و ارزش آن یا همان Nav
مفهوم این واژه Net asset value اصولا همان ارزش تمام موجودی و دارایی های آن شرکت است که املاک و سهام و سپرده بانکی و حتی طلب سود سهام است که به آن nav میگویند که معمولا بعد کسر بدهی محاسبه میشود. این محاسبات در تحلیل فاندامنتال برای اندازه گیری ارزش ذاتی زیاد بکار می رود.

3. بازار گاوی bull market در بورس
احتمالا این واژه را زیاد شنیده اید و در لحظه اول فکر کنید که این از اصطلاحات عامیانه بورس هست، اما این چنین نیست. این واژه توسط جورج سورس یکی از معروف ترین تحلیلگران و معامله سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟ گران قرن است که بنیان گذار شرکت مدیریت سرمایه گذاری سورس هم هست، که اسامی بازار گاوی و خرسی و خوکی بنام این شخص ثبت شده.

طبق نظریه سورس در بازار گاوی نسبت تقاضا از عرضه بیشتر است و خریداران با دید رشد بازار شروع به خرید حجیم سهام در هر قیمتی میکنند و از آن طرف هم فروشنده بسیار کم است. در این مواقع سرمایه گذاران اعتماد و خوشبینی نسبت به بازار دارند که تعبیرش رشد اقتصاد و جهش آن هست.

4. معنی بازار خرسی bear market سهام کنترلی به چه سهامی گفته می شود؟
در این بازار معمولا موقعیت و قدرت عرضه بر تقاضا بیشتر است، که باعث کاهش قیمت سهام میشود و برخی خریداران با ایجاد ترس از افت سهام وارد معاملات با کمترین قیمت پیشنهادی میشوند.
در این حالت معمولا برخی از سهامداران مبتدی بدون در نظر گرفتن ارزش سهم وارد فاز فروش و ترک معامله در قیمت های کم شده و همین باعث ایجاد جو روانی میشود که باعث کاهش دسته جمعی بهای سهام و کاهش و نوسانی شدن شاخص کل میشود. از بازار خرسی هم کمی به عنوان بازار خوکی یاد میکنند، چون در آن سفته باز ها بر اساس ایجاد هیجان منفی سهام را مفت از چنگ سهامدار بی خبر از همه جا که وارد فاز ترس و استرس شده در می آورند.
توصیه گروه سرمایه گذاری اکسیر به شما عزیزان وین است که بدون تحلیل و مشاوره وارد خرید و فروش نشوید.

5. معنی سهم شناور Free float
این واژه یعنی بخشی از سهام قابل عرضه آن شرکت هست که، سهامدارانش میخواهند آن را عرضه کرده و به فروش برسانند و معمولا در ترکیب سهامداران که از سایت سازمان بورس قابل مشاهده هستند و اصولا سهامدار های عمده سهم خود را در کوتاه مدت به ندرت واگذار میکنند چون علاقه به اعمال مدیریت در آن شرکت دارند.

6. معنی واژه ضریب بتا B
این واژه برای گذشته و داده های تاریخی سهام مورد استفاده هست که در جدول کانسلیم هم پر کاربرد هست، به این صورت تحلیلگر وارد محاسبات و آنلالیز گذشته قیمت سهام شده و ریسک سیستماتیک بر بازار را محاسبه میکند.
اگر بتای آن سهم کمتر از ۱ باشد وارد شدن به آن سهم ریسک کمتری دارد ولی اگر بتای سهم بیش از ۱ باشد نسبت ریسک به سرمایه گذاری بالاتر خواهد بود.

7. معنی آربیتراژArbitrage
این واژه در واقع یعنی سود بردن از تفاوت و نوسان قیمتی چند بازار هست که اصولا در معاملات جهانی و فارکس مورد استفاده قرار میگیرد. به این صورت که معامله گر بطور مثال از اختلاف قیمت طلا یا مس یا فولاد در بورس فلزات لندن lme و بورس ژاپن باعث آربیتراژ ان معامله شود و سود کند.
8. معنی سود سهم Eps
سود سهام یا eps مقدار سودیست که شرکت به ازای هر سهم خود به سهامداران در مجمع پرداخت میکند. و هر چقدر وین سود بیشتر باشد نشتن دهنده بنیاد خوب آن است.

9. معنی سیو سود save profit
سیو سود کردن در بازار مالی یعنی رسیدن به سود ذهنی و یا از نظر قوانین تکنیکال و فاندامنتال رسیدن به مقاومتی که رشد قیمت بعد از آن بعید بنظر می رسد. در این حالت معامله گر از طمع دوری کرده و با سود از سهام خارج میشود.

10. معنی حد ضرر در بورس stop loss
این واژه بنام حد ضرر شناخته میشود که یعنی خروج از سهم در مواقع حساس قیمتی در نزدیکی حمایت تکنیکالی که بر اساس نظر خود معامله گر این عدد تعین میشود ولی اصولا حمایت نزدیک قیمت ورود مورد محاسبه برای حدضرر ملاک هست که در صورت تثبیت زیر آن عدد،حدضرر فعال شده و برای جلوگیری از ضرر بیشتر تریدر از آن معامله خارج شده و صبر میکند که سهام در حمایت های بعدی تثبیت شده و مجدد وارد آن سهام با قیمت پائین تر بشود.

11. تریل کردن در معاملات :
یکی از بهترین تکنیک های حفظ سود، مبحث تریل کردن یا جابجایی حد ضرر است که به خوبی می تواند مرحله به مرحله سود ایجاد شده در بازار را حفظ نماید. به عنوان مثال شما یک سهم را در قیمت 202 تومان می خرید و حد ضرر خود را قیمت 190 تومان قرار می دهید و مقاومت ماژور پیش روی شما قیمت 220 تومان است و سهم به عنوان مثال تا قیمت 225 تومان رشد می کند، در واقع در این لحظه شما باید از قانون تریل کردن استفاده کنید و حد ضرر خود را از قیمت 190 تومان به قیمت حمایتی 220 تومان افزایش دهید. زیرا این احتمال وجود دارد که قیمت سهم ریزش کرده و در صورت آمدن زیر 220 تومان تا قیمت 200 تومان ریزش کند و شما در واقع در صورت عدم رعایت تریل، ممکن است علاوه بر سود نکردن ضرر هم بکنید که می تواند فشار روحی بالایی برای معامله گر ایجاد کند.

12. گره معاملاتی :
گره معاملاتی وضعیتی است که در آن نماد معاملاتی به رقم برخورداری از صف خرید یا فروش حداقل به میزان یک برابر حجم مبنا برای شرکت های با سرمایه 3 میلیارد سهم یا بیشتر و دو برابر حجم مبنا برای سایر شرکت ها، به علت عدم تقارن در قیمت های درخواست های خرید و فروش، حداقل به میزان 10 جلسه معاملاتی متوالی مورد معامله قرار نگیرد یا متوسط معاملات روزانه آن در این دوره (به استثنای معاملات در نماد عمده) کمتر از 5% حجم مبنا باشد.

13. حجم مبنا :
حداقل تعداد سهام یک شرکت است که باید در طول روز معامله شود تا قیمت آن سهم بتواند بر اساس سقف دامنه نوسان، افزایش یا کاهش یابد. بنابراین در صورتی که تعداد سهام معامله شده یک شرکت در روز کمتر از حجم مبنا باشد به همان نسبت درصد نوسان قیمت آن سهم نیز کاهش خواهد یافت. در حال حاضر، حجم مبنای شرکت های پذیرفته شده در بورس 0/0004( چهار ده هزارم) است. به عنوان مثال اگر تعداد کل سهام یک شرکت پذیرفته شده در بورس 200 میلیون سهم باشد، تنها در صورتی قیمت سهم این شرکت در طول روز می تواند 5% افزایش یا کاهش داشته باشد که حداقل 80هزار سهم در طول روز مورد داد و ستد قرار گیرد. هدف از تعیین حجم مبنا، اینست که سرمایه گذاران اطمینان داشته باشند نوسانات قیمت سهام، در نتیجه خرید و فروش تعداد مشخص و قابل توجهی سهام صورت گرفته است چراکه در غیر این صورت حتی معامله چند سهم یک شرکت می تواند قیمت سهام این شرکت در بورس را تحت تاثیر قرار داده و منجر به ایجاد قیمت های غیرواقعی و کاذب در بورس شود.

14. ارزش ذاتی سهام :
قیمتی است که عوامل اصلی و موثر در ارزش سهام را در نظر گرفته و آن را از ارزش جاری بازار متمایز می کند، مدیران مالی و تحلیل گران با ارزیابی عوامل بنیادی که بر قیمت حقیقی سهام اثر می گذارد در ارزیابی و تخمین دقیق ارزش حقیقی سهام تلاش می کنند. هدف از تحلیل ذاتی مقایسه آن با قیمت بازار سهم است. عوامل بنیادی موثر بر ارزش سهام عموماً کمتر از قیمت بازار تغییر می کنند و تحلیل گران امیدوارند که تفاوت بین ارزش ذاتی و قیمت بازار را به خصوص در بازاری که کارایی کامل ندارد دریابند. هدف اصلی از این مقایسه تشخیص این است که آیا در حال حاضر سهام موردنظر ازران ( زیر قیمت حقیقی) و یا گران (بالای قیمت حقیقی) در بازار معامله می شود. اگر سهمی ارزان باشد، بازار اثر عوامل بنیادی را که قیمت بالاتری از قیمت بازار را برای سهم موجه می کنند درنیافته است و به محض اینکه برخی از سرمایه گذاران این را تشخیص دهند، خرید این سهم را آغاز می کنند و باعث افزایش قیمت بازار می شوند. بنابراین آن گروه از افراد حقیقی و حقوقی که زودتر اقدام به خرید سهام کرده اند سود می کنند. برای سهمی که ارزش بازار آن گران است وقتی سرمایه گذاران متوجه گرانی قیمت می شوند فروش خود را آغاز کرده و سبب کاهش قیمت بازار سهم می شوند.

15. شکاف (گپ) قیمت :
به ناپیوستگی نمودار قیمت گفته می شود که در اثر جهش ناگهانی قیمت رخ می دهد. گپ در واقع محدوده ای را مشخص می کند که هیچ معامله ای در آن انجام نشده باشد. شکاف قیمت زمانی ایجاد می شود که بین قیمت پایانی روز قبل و قیمت آغازین روز بعد اختلاف وجود داشته باشد.در این حالت شکافی در قیمت به وجود خواهد آمد که در آن هیچ معامله ای انجام نشده است.

انواع گپ عبارتند از :
1- گپ فرار: زمانی است که قیمت از یک سطح حمایتی یا مقاومتی توسط یک گپ عبور کند.
2- گپ خستگی: در پایان یک حرکت بزرگ صعودی یا نزولی تشکیل می شود. گپ در جهت روند شکل می گیرد و پس از آن روند قیمت معکوس می شود.
3- گپ ادامه دهنده: این نوع گپ در طی روند رخ می دهد و موید تداوم روند جاری می باشد.گپ ادامه دهنده می تواند نوعی گپ فرار نیز باشد
4- گپ معمولی: این گپ ها کاملاً عادی هستند و معمولا زمانی که بازار در حالت رنج (بدون روند) قرار دارد به وجود می آیند و اندازه بزرگی ندارند و اغلب سریع پر می شوند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.