رابطه نرخ بهره و قیمت سهام


مقایسه نرخ تورم و بازده اوراق خزانه داری ۱۰ ساله آمریکا

رابطه نرخ بهره و قیمت سهام

وزارت اقتصاد از تشکیل کارگروه مدیریت ریسک پیش از تدوین لایحه بودجه ۱۴۰۲ خبر داد و اعلام کرد: دولت سیزدهم از وعده‌های خود برای حمایت از بازار سرمایه عقب نشینی نکرده و ثبات و چشم انداز بورس برای دولت همواره مهم بوده است.
روابط عمومی وزارت امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد: دولت هیچگاه از وعده‌های خود درباره حمایت از بازار سرمایه عقب نشینی نکرده، اما بازار سرمایه و تحولات در این بازار متاثر تحولات در بخش حقیقی اقتصاد است و تغییر در متغیرها و ریسک‏های حوزه ‏های سیاسی، اقتصادی، تجاری، اجتماعی و … در قیمت سهام، صنایع مختلف و به تبع آن بازار نمود پیدا می‏ کند.
تصویب و ابلاغ ۱۰ بند حمایتی از بازار سرمایه در بهمن ماه ۱۴۰۰ نخستین اقدام عملی دولت در حمایت از بازار بورس بود که پس از ابلاغ آن تا پایان تیر سال جاری شاخص کل بورس تهران (وزنی ارزشی) حدود ۲۵ درصد رشد و شاخص کل بورس تهران (هم وزن) ۳۲ درصد رشد داشته است اما ثبات و چشم انداز بورس برای دولت همواره مهم بود اما متاسفانه از سیر اتفاقاتی که دنیا رخ داد از جمله موضوع جنگ که علاوه بر کل جهان بر ایران هم اثر گذاشت و ناآرامی ‌های اخیر هم در ایجاد چشم انداز منفی بی تاثیر نبود.
تعیین سقف نرخ گاز خوراک و سوخت برای صنایع از جمله اقدامات حمایتی بود چرا که با قیمت‌های فعلی گاز در اروپا و آمریکا، اگر سقف قیمتی برای نرخ گاز صنایع اعمال نمی‌شد، حدود ۴۰۰ هزارمیلیارد تومان سود صنایع کاهش پیدا می‌کرد و علاوه بر زیان‌ده شدن صنایع و فشار مضاعف بر صندوق‌های بازنشستگی، بازار سرمایه سقوط ۲۰ تا ۳۰ درصدی را تجربه می‌کرد و زیان سنگین مجددی به سهامداران وارد می‌شد.
ابتکاراتی همچون پرداخت سود سنواتی به مردم که سال‌ها در حساب بانکی شرکت‌های بورسی رسوب کرده و به مردم پرداخت نشده بوده، تحقق ورود اولین استارتاپ به بازار سرمایه در دولت جدید، پیگیری ثبات در نرخ بهره بین بانکی و همچنین رفع ابهام در موضوعاتی همچون خودرو از دیگر اقدامات انجام شده است.
در حوزه واریزی ها به صندوق تثبیت بازار سرمایه هم پس از مذاکرات مدیران سازمان بورس و صندوق توسعه ملی، چند مرحله واریزی ها به صندوق تثبیت انجام و مجموع واریزی ها به ۶۵۰۰ میلیارد تومان رسید.
مدنظر قرار دادن ملاحظات بازار سرمایه کشور در سیاست‏گذاری ‏ها و تصمیم‏ گیری‏ ها از دیگر رویکردهای جدی دولت و وزارت امور اقتصادی و دارایی در راستای حمایت از بازار سرمایه است که در همین زمینه برگزاری هم اندیشی با هلدینگ‌های بزرگ بورسی و دریافت پیشنهادات آنها برای تدوین بودجه ۱۴۰۲ با توجه به اثرپذیری سودآوری صنایع از متغیرهای بودجه انجام شد.
بر اساس این گزارش، برگزاری و تدام جلسات با سرمایه‌گذاران نهادی و حقوقی‌های بزرگ و مدیران تامین سرمایه بازار با نهاد ناظر بازار و تشکیل یک کارگروه منسجم در سازمان بورس برای مدیریت ریسک هرگونه تصمیم در مورد پیش‌نویس لایحه بودجه سال آینده پیش از نگارش آن از جمله اقداماتی است که در راستای حمایت از بازار بورس انجام شده است.
توافق برای اختصاص منابعی از سوی هلدینگ‌ها جهت حمایت از سهم‌های خود در قالب انتشار اوراق اختیار تبعی را می توان یکی دیگر از رویکردهای حمایتی اخیر برشمرد.
بر این اساس هلدینگ‌های بزرگ سرمایه‌گذاری ظرف چند روز آینده از سهام زیرمجموعه خودشان با انتشار اوراق اختیار فروش تبعی حمایت خواهند کرد که به معنای تضمین سود برای سهامداران است تا هلدینگ‌ها نشان دهند به ارزندگی سهام خود اطمینان دارند.
البته ناگفته نماند که روند بازار سرمایه با توجه به متغیرهای واقعی در اقتصاد مشخص خواهد شد و با توجه به اقدامات گسترده دولت پیرامون صنایع مختلف و بازار سرمایه، بازگشت اعتماد به این بازار و چشم انداز مثبت آن دور از ذهن نیست.
خبر دیگر نایب رئیس کمیسیون بازار پول و سرمایه اتاق تهران گفت: بازدهی بازار سرمایه از ابتدای سال جاری تاکنون منفی بوده، حال آنکه سایر بازارها رشد داشته‌اند، بازارها در بازه زمانی میان مدت به هم نزدیک خواهند شد و باید صبور باشیم تا بازار سرمایه هم خود را به سایر بازارها برساند، بررسی وضع بازار سرمایه در بلند مدت نشان می‌دهد این بازار نه فقط نسبت به سایر بازارها بازدهی کمتری نداشته، بلکه همواره در بلندمدت نسبت به سایر بازارها بازدهی بیشتری برای سرمایه‌گذاران خود به ارمغان آورده است، تورم این دو سال هم حتما با یک تاخیر زمانی تاثیر خود را در بازار سرمایه نشان خواهد داد.

رابطه بین اوراق قرضه، نرخ تورم و نرخ بهره چگونه است؟

تاثیر نرخ بهره بر نرخ بازده اوراق قرضه

مالکیت اوراق قرضه (Bond) مانند داشتن یک جریان پرداخت نقدی در آینده است. این پرداخت‌های نقدی معمولا به صورت پرداخت سود دوره‌ای و بازپرداخت اصل سرمایه هنگام سررسید اوراق است.

در صورتی که ریسک اعتباری (ریسک نکول کردن) را در نظر نگیریم، مقدار جریان پرداخت‌های نقدی آتی تابعی از بازده مورد انتظار شما بر اساس انتظارات تورمی (Inflation) است. شاید این جمله کمی گیج کننده و فنی بنظر برسد اما نگران نباشید، ما در این مقاله سعی می‌کنیم این مفهوم را تا جایی که امکان دارد ساده توضیح دهیم و در کنار آن رابطه نرخ بهره و قیمت سهام اصطلاحاتی مانند بازده اوراق را نیز تعریف کنیم. همچنین نشان دهیم که چگونه انتظارات تورمی و نرخ بهره، ارزش اوراق قرضه را تعیین می‌کنند. پس با ما همراه باشید.

محاسبه ریسک اوراق

هنگام سرمایه‌گذاری روی اوراق قرضه دو ریسک نرخ بهره و ریسک اعتبار (Credit Risk) وجود دارند که باید ارزیابی شود. اگرچه تمرکز ما در اینجا بر روی ریسک نرخ بهره و تاثیر نرخ بهره بر روی قیمت‌گذاری اوراق قرضه است، اما یک سرمایه‌گذار باید در مورد ریسک اعتباری این اوراق نیز آگاه باشد و بداند که آیا صادرکننده این اوراق چقدر اعتبار دارد و چقدر احتمال نکول (عدم بازپرداخت بدهی) این اوراق وجود دارد.

ریسک نرخ بهره به معنی ریسک تغییر قیمت اوراق قرضه به دلیل تغییر در نرخ بهره است. تغییر در نرخ بهره کوتاه مدت، در مقابل نرخ بهره بلند مدت، می‌تواند از روش‌های مختلف بر قیمت اوراق قرضه مختلف تاثیر بگذارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. همچنین ریسک اعتباری به این معنی است که ناشر اوراق قرضه سود برنامه‌ریزی شده یا اصل پول را بازپرداخت نمی‌کند. احتمال وقوع رویداد اعتباری منفی یا نکول بر روی قیمت اوراق قرضه تاثیر می‌گذارد. هرچه ریسک وقوع نکول که بر مبنای درجه اعتبار صادرکننده اوراق تعیین می‌شود بیشتر منفی باشد، سرمایه‌گذاران تقاضای بازده بالاتری برای این اوراق دارند.

اوراق قرضه‌ای که توسط خزانه‌داری ایالات متحده برای تامین بودجه دولت آمریکا صادر می‌شوند، به عنوان اوراق خزانه‌داری ایالات متحده (US Treasury Bond) شناخته می‌شوند. این اوراق را بسته به سررسید آنها، اسناد (Bill)، اوراق (Note) و اوراق بلندمدت (Bond) می‌گویند.

  • بیشتر بخوانید: همه چیز درباره اوراق قرضه: هرآنچه باید یک معامله گر فارکس بداند

سرمایه‌گذاران، اوراق خزانه‌داری آمریکا را بدون ریسک نکول در نظر می‌گیرند. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران بر این باورند که دولت آمریکا قطعا سود و اصل سرمایه پرداخت شده برای خرید اوراق قرضه دولتی رو بازپرداخت خواهد کرد. در ادامه‌ی این مقاله، ما اوراق خزانه‌داری آمریکا را به عنوان مثال در نظر می‌گیریم و در نتیجه ریسک اعتباری را در بحث حذف می‌کنیم چراکه فرض بر اعتبار کامل اوراق دولتی آمریکا است.

رابطه رابطه نرخ بهره و قیمت سهام بازده و قیمت اوراق قرضه

برای درک چگونگی تاثیر نرخ بهره بر قیمت اوراق قرضه، باید مفهوم بازده را درک کنید. چندین حالت مختلف برای محاسبه بازده اوراق وجود دارد. ما در اینجا از روش بازده تا سررسید (yield to maturity (YTM)) استفاده خواهیم کرد. بازده تا سررسید یک اوراق قرضه نرخ تنزیلی است که می‌توان از آن برای تعیین ارزش فعلی کلیه جریان‌های نقدی آتی یک اوراق قرضه استفاده کرد. (به ارزش فعلی پولی که در آینده کسب می‌شود تنزیل جریان‌های نقد آتی گفته می‌شود. برای مثال در اقتصادی با نرخ سود بانکی ۲۰ درصد، ارزش ۱۰۰۰ تومانی که سال بعد به دست بیاید ۲۰ درصد کمتر از زمان حال است. یعنی ۱۰۰۰ تومان در سال بعد معادل ۸۳۰ تومان حال حاضر (یعنی ۱۰۰۰ تقسیم بر (۱+نرخ بهره)) است. دارایی‌های سال‌های آینده با نرخ تنزیل به قیمت فعلی تبدیل می‌شوند. نرخ تنزیل، نرخ سود بدون ریسک است.

به عبارت دیگر، در این روش قیمت اوراق قرضه برابر است با مجموع جریانات نقدی (سودهای دوره‌ای). هر جریان نقدی با استفاده از نرخ تنزیلی که همان نرخ بازده است محاسبه می‌شود. بنابراین، هر زمان بازده اوراق قرضه افزایش پیدا کند، قیمت آن کاهش پیدا می‌کند و هرچه بازده کاهش یابد، قیمت اوراق نیز افزایش می‌یابد.

بازده نسبی اوراق

سررسید یا مدت اعتبار اوراق قرضه تاثیر زیادی بر روی بازده آنها دارد. برای درک این موضوع، باید منحنی بازده (Yield Curve) را درک کنید. منحنی بازده نشان دهنده YTM یک کلاس از اوراق قرضه است. ( که در این جا منظور اوراق خزانه داری آمریکا است)

در بیشتر دارایی‌هایی که نرخ بهره دارند، هرچه زمان سررسید بیشتر باشد، بازده بالاتر خواهد بود. درک این موضوع ساده است، چرا که هرچه مدت زمان بیشتری جریانات نقدی دریافت شود، شانس بیشتری وجود دارد که نرخ تنزیل (یا بازده) نیز افزایش یابند.

انتظارات تورمی، نیاز سرمایه‌گذاران را تعیین می‌کند

تورم دشمن شماره یک اوراق قرضه است. تورم باعث کاهش قدرت خریدِ جریان‌های نقدی آتی یک اوراق قرضه می‌شود. به بیان ساده، هرچه نرخ تورم فعلی بیشتر باشد و هرچه نرخ تورم انتظاری (در آینده) بیشتر باشد، بازده رابطه نرخ بهره و قیمت سهام افزایش خواهد یافت چرا که سرمایه‌گذاران برای جبران ریسک تورم، بازده بالاتری طلب می‌کنند.

توجه داشته باشید که اوراق بهادار محافظت شده از تورم خزانه داری که اختصارا TIPS یا Treasury Inflation Protected Securities نامیده می‌شوند، یک روش ساده و موثر برای از بین بردن ریسک تورمی است چرا‌که تضمین بازده واقعی (بازده اوراق معمولی + تورم) توسط دولت آمریکا را به شما می‌دهد. بنابراین لازم است کاملا در مورد این ابزارها اطلاع داشته باشید و بدانید چگونه در مقابل تورم و سایر عوامل واکنش نشان می‌دهند.

مقایسه نرخ تورم و نرخ بهره بلند مدت آمریکا

نرخ بهره کوتاه مدت، بلند مدت و انتظارات تورمی

تورم (و همچنین انتظارات تورمی) تابعی از تلاطم رابطه نرخ بهره و قیمت سهام و تغییرات بین نرخ بهره کوتاه مدت و بلند مدت است. در سراسر جهان، نرخ بهره کوتاه مدت توسط بانک مرکزی اداره می‌شود. در ایالات متحده، کمیته بازار آزاد فدرال رزرو (FOMC) نرخ وجوه فدرال (نرخ بهره) را تعیین می‌کنند. همچنین به صورت تاریخی، سایر نرخ‌های بهره کوتاه‌ مدت که از دلار تاثیر زیادی می‌گیرند مانند نرخ بهره استقراض بین‌بانکی لندن (London Interbank Offered Rate یا LIBOR) که LIBID (London Interbank Bid Rate) نیز گفته می‌شود با نرخ بهره وجوه فدرال همبتسگی تنگاتنگی دار‌د.

FOMC نرخ بهره فدرال را برای دستیابی به دو هدف یعنی رشد اقتصادی و حفظ ثبات قیمت‌ها تغییر می‌دهد. این کار برای FOMC ساده نیست به همین خاطر مدام در مورد سطح این نرخ توسط اعضای این نهاد بحث می‌شود و بازار نیز نظرات خود را در مورد عملکرد این نهاد ارائه می‌کند.

اما در مود نرخ‌های بهره بلند مدت، بانک‌های مرکزی آنها را اداره نمی‌کنند بلکه بازار (نیروهای عرضه و تقاضا) قیمت‌های تعادلی را برای اوراق قرضه بلند مدت و نرخ بهره آن تعیین می کنند. اگر بازار اوراق قرضه بر این اعتقاد باشد که FOMC نرخ بهره را بسیار پایین قرار داده است، انتظارات تورمی افزایش پیدا کرده و نرخ بهره بلند مدت نسبت به نرخ بهره کوتاه مدت افزایش می‌یابد (شیب منحنی بازده افزایش می‌یابد.)

اما اگر بازار معتقد باشد که FOMC نرخ بهره را بسیار بالا تعیین کرده است، عکس این اتفاق رخ می‌دهد و نرخ بهره بلند مدت و در نتیجه بازده اوراق بلندمدت، نسبت به نرخ بهره کوتاه مدت کاهش پیدا می‌کند و منحنی بازده مسطح می‌شود.

مقایسه نرخ تورم و بازده اوراق خزانه داری ۱۰ ساله آمریکا

زمان‌بندی جریانات نقدی اوراق قرضه و نرخ بهره

زمان‌بندی جریان وجوه نقد در یک اوراق قرضه بسیار مهم است. این موضوع شامل مدت سررسید اوراق قرضه نیز می‌شود. اگر فعالان بازار معتقد باشند که در آینده تورم بالاتری رخ می‌دهد، نرخ بهره و بازده اوراق قرضه افزایش می‌یابد (و قیمت اوراق کاهش پیدا می‌کند) تا کاهش قدرت خرید جریان‌های نقدی آتی جبران شود. اوراق قرضه‌ای که بیشترین جریان نقدی را دارد، بازده‌شان افزایش یافته و قیمت آنها بیشترین کاهش را خواهد یافت.

این موضوع بسیار واضح است تنها کافی است درک درستی از محاسبه ارزش فعلی جریانات نقدی داشته باشید. وقتی نرخ تنزیل (discount rate) در جریانات نقدی تغییر می‌کند، هرچه جریان نقدی بیشتری دریافت شود، تاثیر بیشتری بر روی ارزش فعلی نیز می‌گذارد. بازار اوراق قرضه، تغییرات قیمت نسبت به تغییرات نرخ بهره را نیز اندازه‌گیری می‌کند و آن را با مفهوم دیگری به نام (Duration) به هم پیوند می‌زند.

(Duration سنجه‌ای برای اندازه‌گیری حساسیت قیمت نسبت به تغییر در نرخ بهره اوراق قرضه یا هر گونه ابزار مالی درآمد ثابت دیگر است. که به صورت سال نشان داده می‌شود.)

کلام آخر

نرخ بهره‌، بازده اوراق قرضه‌ و انتظارات تورمی با یکدیگر همبستگی دارند. طبق دستورات بانک مرکزی، تغییرات کوتاه مدت نرخ بهره بسته به انتظارات تورمی بازار، بر بازده اوراق قرضه با سررسید‌های متفاوت تاثیر گذار است.

برای مثال، تغییر نرخ بهره کوتاه‌مدت در مواقعی که تاثیری بر نرخ بهره بلند مدت ندارد، تاثیر کمی بر بازده و قیمت اوراق قرضه بلند مدت دارد. با‌این‌حال تغییر نرخ بهره کوتاه مدت در زمان‌هایی که بر نرخ بهره بلند مدت تاثیرگذار است، می‌تواند تاثیر بزرگی بر بازده اوراق و قیمت اوراق بلند مدت داشته باشد. به بیان ساده‌، تغییرات نرخ بهره کوتاه مدت بیشتر بر اوراق کوتاه مدت تاثیر دارد و تغییر در نرخ بهره بلند مدت بر اوراق قرضه بلند مدت تأثیر گذار است و تأثیری بر اوراق کوتاه مدت ندارد.

کلید فهمیدن این سوال؛ که تغییر نرخ بهره چه تاثیری بر قیمت و بازده اوراق قرضه دارد این است که، محل اوراق قرضه را روی منحنی بازده شناسایی کنید، و همچنین پویایی تغییرات و اثرات متقابل بین نرخ کوتاه مدت و بلند مدت نرخ بهره را درک کنید.

جهت پیگیری اخبار و تحلیل های فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرامی UtoFX بپیوندید.

رابطه بازار طلا و بازار مسکن

بازار طلا معمولا همزمان با بورس حرکت نمی کند و اغلب این دو، رابطه منفی دارند. قرار است بازار طلا هنگام کاهش بازارها به عنوان یک شبکه ایمنی عمل کند.

اوج طلا در دو دهه گذشته در دوران رکود اقتصادی بزرگ در آگوست 2011 اتفاق افتاد و کمترین میزان آن در سال 1999 قبل از حباب نقطه dot-com بود.

در این روزها نیز، شاهد افت بازار بورس ایران هستیم و همچنین قیمت طلا و دلار، در حال افزایش است. باید دید که قیمت مسکن تا چه حدی رشد می کند و آیا ما در نیمه دوم سال 99، شاهد افت قیمت مسکن هستیم یا خیر.

رابطه بازار طلا و بازار مسکن - قیمت خانه و طلا

برخلاف همبستگی تاریخی بین بازارهای سهام / اوراق قرضه و بازار طلا، تغییر در قیمت مسکن در مقایسه با تغییر در قیمت طلا رابطه مستقیم ندارد. در حالی که املاک و مستغلات و طلا هر یک از دارایی های مشهود هستند و هر دو می توانند برای جلوگیری از ریسک تورم استفاده شوند، اما تمایل ندارند با هم حرکت کنند.

بازار طلا در سال 2020

در سال 2020، با رشد منفی و نرخ بهره واقعی منفی، بازار طلا درخشیده است. سال جاری تا اواسط ماه مه بیش از 13 درصد افزایش یافته است. در همین مدت، شاخص S&P 500 بیش از 9 درصد و شاخص صنعتی داوجونز DJIA حدود 15 درصد کاهش یافته است.

با این وجود، هنگام مقایسه عملکرد بازار طلا و بازار سهام در طول زمان، بسته به دوره زمانی مورد تجزیه و تحلیل تفاوت قابل توجهی وجود دارد.

طی 30 سال گذشته، قیمت طلا تقریبا 280٪ و DJIA 800٪ افزایش یافته است. اگر بازه زمانی را به 15 سال گذشته کوتاه کنیم، طلا 278٪ افزایش یافته است، تقریبا دقیقا مشابه بازه زمانی 30 ساله بوده است. اما، DJIA فقط 170٪ افزایش یافته است. اگر 100 سال به عقب برگردیم، سهام بسیار بالاتر از قیمت طلا بوده است.

نرخ بهره بازار طلا و سهام بورس

نرخ بهره از نظر تاریخی عامل مهمی در قیمت بازار طلا است. به طور معمول، وقتی نرخ ها افزایش می یابد، قیمت طلا متضرر می شود. این بدان دلیل است که طلا سود یا سود سهام پرداخت نمی کند و سرمایه گذاری های دارای بهره جذاب تر هستند.

سقوط نرخ بهره جهانی طی چند سال گذشته، از جمله نرخ 10 ساله آمریکا در نزدیکی پایین ترین سطح تاریخی، همچنین به افزایش ارزش طلا کمک کرده است.

متوسط ​​نرخ بازده سالانه اوراق مشارکت درجه سرمایه گذاری طی 100 سال گذشته بیش از 5٪ است. طی 30 سال گذشته، اوراق قرضه شرکتی تقریبا 450٪ بازده داشته اند که بازدهی 60٪ بیشتر از طلا در مدت مشابه داشته است. با این وجود طی 15 سال گذشته بازده قابل مقایسه بوده است.

تاثیر نرخ دلار آمریکا بر بازار طلا

با این حال، تغییرات قیمت دلار آمریکا می تواند به طور چشمگیری بر ارزش بازار طلا تاثیر بگذارد، زیرا طلا به رابطه نرخ بهره و قیمت سهام دلار تبدیل می شود. به طور معمول، یک دلار قوی آمریکا برای قیمت طلا منفی است زیرا طلا را برای سرمایه گذاران گران می کند و دولت های دیگر کشورها با استفاده از ارزهای خود طلا را خریداری می کنند.

اگر دلار آمریکا تضعیف شود، طلا برای خریدارانی که از ارزهای خارجی استفاده می کنند ارزانتر می شود و می تواند قیمت ها را بالاتر ببرد.

افزایش ارزش بازار طلا در سال گذشته ممکن است ادامه داشته باشد زیرا نرخ بهره واقعی، بزرگترین عامل تاثیرگذار بر قیمت بازار طلا، حتی اگر اقتصاد جهانی بهبود یابد، باید حمایت کننده باشد.

فدرال رزرو، یک فضای نرخ بهره فوق العاده مناسب را مهر و موم کرده و نشان داده است که حتی رشد خوب نیز منجر به افزایش نرخ بهره در سال جاری نخواهد شد.

اگر COVID-19 همچنان اقتصاد جهانی را مختل کند، قیمت بازار طلا به طور فزاینده ای ادامه خواهد یافت. با این حال، نظارت بر بازارهای دیگر می تواند گاهی اوقات ایده ای در مورد هدایت طلا به ما ارائه دهد.

پرداختن به بحران دلار

شاید از شنیدن این که ما در واقع یک خرس بزرگ دلاری هستیم، متعجب شوید و تعجب نکنیم که اگر دلار در چند سال آینده دچار بحران بزرگی شود.

حتی ممکن است نقطه اوج از رکود اقتصادی تا افسردگی باشد. اگر شما ایرانی هستید، من پیشنهاد می کنم که حداقل موقعیت نقدی خود را متنوع کنید زیرا این پرواز اخیر به "کیفیت" دلار را به طور مصنوعی بالا برده است.

با این حال، همانطور که در بالا اشاره کردیم، خطر اساسی وجود دارد که دلار را از طریق بازار طلا تضعیف کند. حالا ممکن است ما کمی زود در این رابطه صحبت کرده باشیم که حباب بازار طلا را رسمی بدانیم، اما مطمئنا پاسخ در نقدینگی است.

بیایید فرض کنیم که به نقطه ای رسیده ایم که دلار از یک رکود خارج شود. اولین جایی که افراد برای سرمایه گذاری دست به عمل می زنند، به نظر میرسد بازار طلا باشد. اگرچه پول هوشمند به همه ارزها و دارایی های غیر دلار منتقل خواهد شد.

این تقاضا برای هر چیز غیر دلار آمریکا بسته به نقدینگی تاثیرات متفاوتی در تقاضا خواهد داشت. به عنوان مثال، وارد آمدن تورم به فرانک سوئیس و ین ژاپن باعث نخواهد شد که دارایی های آن تقریبا به اندازه بازار طلا جا به جا شود زیرا دارایی آنها بسیار بیشتر است. انفجار ناگهانی تقاضا، اگرچه برای این ارزها بسیار مفید است، اما به اندازه حرکت بازار طلا، آنها را جا به جا نخواهد کرد.

سوال این است که آیا هنوز این اتفاق می افتد، یا این در حالی است که دلار طی 8 سال گذشته 30٪ از ارزش خود را از دست داده است.

آیا ما در وسط یک حباب قرار داریم؟ یا این فقط اولین پا است که به حباب حتی بزرگتری منجر می شود؟ به یاد داشته باشید این پول شماست که ما در اینجا در مورد آن صحبت می کنیم، پس انداز زندگی شما، فقط به اینجا وارد نشوید زیرا شما نمی خواهید تنها فردی باشید که وقتی سهام خود را در بورس خریداری می کردید، الان تبدیل به بازنده شوید.

مثل همیشه، حتی در موقعیت های نقدی خود متنوع باشید، اما همه دارایی های خود را به خاطر ایمنی درک شده خود به بازار طلا منتقل نکنید. امروزه در ین ژاپن ایمنی بسیار بیشتری و نوسانات کمتری پیدا خواهید کرد.

نرخ بهره

نرخ بهره

نرخ بهره از مهم ترین ابزار های اقتصادی است که از روزگاران گذشته مورد بحث و جدل بوده است. بسیاری از فلاسفه و اقتصادانان مخالف دریافت نرخ بهره بوده اند و بعضی موافق افرادی نظیر افلاطون، کینز و فریدمن جز مخالفان و افراد دیگری همچون ارسطو، ویکسل و فیشر معتقد بودند در بعضی فعالیت های اقتصادی دریافت نرخ بهره موجب رشد اقتصادی و افزایش سرمایه گذاری می شود.

از آنجایی که نرخ بهره یک متغیر مهم برای دولت ها در جهت مدیریت اقتصادی است، در این مطلب قصد معرفی این متغیر کلیدی و تاثیرش در متغیر های دیگر همچون سرمایه گذاری، نرخ ارز و… را داریم.

نرخ بهره چیست؟

نرخ بهره (Interest Rate) عبارت است از هزینه فرصت استفاده از پول. نرخ بهره درصدی از مبلغ اسمی وجه قرض گرفته شده در یک دوره زمانی مشخص است که معمولا یک سال در نظر گرفته می شود. اگر بخواهیم ساده تر بیان کنیم، وقتی شما مبلغی را (به صورت یکجا) به عنوان وام از بانک قرض می گیرید، آن مبلغ را به صورت تدریجی و در بازه زمانی مشخص بازپرداخت می کنید.

ولی همان طور که می دانیم ‌ارزش پول با گذشت زمان تغییر می کند، به دلیل وجود تورم و کاهش ارزش پول، شما باید علاوه بر وام دریافتی، مبلغ اضافه ای را تحت عنوان بهره (سود) به بانک بپردازید که می تواند هزینه فرصت سرمایه گذاری نیز تعریف شود.

انواع نرخ بهره:

نرخ بهره ساده و مرکب:

نرخ بهره ساده (Simple Interest) ساده ترین روش محاسبه نرخ بهره است. این مبلغ به صورت درصدی از وام یا قرضی که گرفته اید، محاسبه می شود.

فرمول نرخ بهره ساده:

Simple Interest=P×i ×n

در این فرمول (P) اصل سرمایه، (i) نرخ بهره سالانه و (n) تعداد سال ها است.

نرخ بهره مرکب (Compound Interest) به نسبت نرخ بهره ساده پیچیده تر است ولی در طولانی مدت باعث می شود وام یا قرض دهنده، سود بیشتری دریافت کند. در این روش نرخ بهره ی بهره، نیز محاسبه می شود. یعنی علاوه بر درصدی از وام یا قرض، سودی که به نرخ بهره تعلق می گیرد نیز محاسبه می شود.

فرمول نرخ بهره مرکب:

Compound Interest=P×[(1+i)n-1]

در این فرمول (P) اصل سرمایه، (i) نرخ بهره سالانه و (n) تعداد سال‌ است.

نرخ بهره ثابت و شناور:

نرخ بهره ثابت (Fixed Interest Rate) در مدت زمانی که توافق شده است ثابت می ماند و با گذشت زمان تغییر نمی کند.

نرخ بهره شناور یا نرخ بهره قابل تنظیم (Variable Interest Rate)، با مرور زمان تغییر می کند و با گذشت زمان ثابت نمی ماند. از عوامل مؤثر بر تغییر نرخ بهره، شاخص بازار سهام، تورم و … را می توان نام برد.

نرخ بهره واقعی و اسمی:

نرخ بهره واقعی (Real Interest Rate)، به میزانی از نرخ بهره گفته می شود، که میزان نرخ تورم را در محاسبه آن لحاظ کرده باشند.

نرخ بهره اسمی (Nominal Interest Rate)، به میزانی از نرخ بهره گفته می شود، که نرخ تورم در آن محاسبه نشده باشد.

نحوه محاسبه نرخ بهره واقعی:

واقعی بهره نرخ = اسمی بهره نرخ – تورم نرخ

نر‌خ بهره طبیعی:

نرخ بهره طبیعی (Natural Rate of Interest)، نرخ بهره ای است که بر حسب آن، اقتصاد در اشتغال کامل قرار بگیرد و تورم نیز با ثبات باشد. البته نرخ بهره طبیعی قابل مشاهده نیست و اقتصادانان معمولا این متغیر را تخمین می زنند. برخی معتقد هستند نرخ بهره واقعی باید به نرخ بهره طبیعی نزدیک شود.

نرخ بهره جاری:

نرخ بهره جاری یا نرخ بازار پول، همان بهره سرمایه‌ در کوتاه مدت است. نرخ جاری را عرضه و تقاضای بازار تعیین می کند.

نرخ بهره تعادل:

نرخ بهره تعادلی (Equilibrium Interest Rate)، وقتی نر‌خ بهره طبیعی با نر‌خ بهره بازار (نرخ بهره جاری) یکی شود، نر‌خ بهره تعادلی به دست می آید.

پیشگامان بی نهایت مطالعه مقاله بودجه ریزی را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

نرخ بهره مؤثر

نرخ بهره مؤثر:

نرخ بهره مؤثر (Effective Interest Rate) به مانده حساب وام یا پس انداز برای تعیین مبلغ بهره متعلق به همان دوره اشاره دارد که این دوره می تواند در فواصل یک ماه، سه ماه یا شش ماه باشد. استفاده از رابطه نرخ بهره و قیمت سهام این نرخ باعث می شود سرمایه گذار، این فرصت را داشته باشد که سود دریافتی را دوباره سرمایه گذاری کند و میزان بازده را افزایش دهند.

نرخ بهره بدون ریسک:

نرخ بهره بدون ریسک (Risk-free Interest Rate)، به نرخی گفته می شود که نرخ بازده انتظاری که سرمایه گذاری شده است، ریسکی نداشته باشد. معمولا این نرخ معادل با سود سپرده بانکی در نظر گرفته می شود که کمترین میزان سود اطلاق می شود. سرمایه گذاری در بسیاری از بازار ها دارای ریسک است، ولی به دلیل وجود سود بیشتر، بعضی از سرمایه گذاران ریسک را می پذیرند.

نرخ بهره منفی چیست؟

هنگامی که نرخ بهره زیر صفر شود، سپرده گذاران در رابطه نرخ بهره و قیمت سهام ازای نگهداری سپرده ای که در بانک دارند باید درصدی را به بانک بپردازند. نرخ بهره منفی سیاستی است که دولت ها زمانی آن را اجرا می کنند که کشور دچار رکود شود.

در این حالت سپرده گذاران، سپرده خود را از بانک خارج می کنند و بیشتر تمایل پیدا می کنند که پول خود را خرج کنند و یا در جای دیگری این مبلغ را سرمایه گذاری کنند. به این ترتیب پول سرمایه داران به سمت تولید هدایت می شود و می تواند موجب رشد اقتصادی شود.

رابطه بین نرخ بهره و برخی متغیر های تاثیرگذار در اقتصاد:

رابطه بین نرخ بهره و سرمایه‌ گذاری:

سرمایه گذاری برای کشور ها متغیر بسیار مهمی است، زیرا هدایت سرمایه سرمایه گذار ها، به سمت تولید موجب رشد اقتصادی می شود. از این رو آگاهی نبست به رابطه بین نرخ بهره و سرمایه گذاری بسیار پر اهمیت است.

رابطه این دو یک رابطه معکوس است. یعنی کاهش در نرخ بهره، باعث افزایش در سرمایه گذاری و افزایش در تقاضا و در نهایت رشد اقتصادی می شود.

رابطه بین نرخ بهره و نرخ ارز:

برخی از اقتصاددانان معتقدند رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره در کوتاه مدت معکوس است، یعنی با افزایش نرخ بهره، ارزش نرخ ارز کاهش می یابد. ولی در بلند مدت رابطه بین این دو متغیر مستقیم است، یعنی با افزایش نرخ بهره، ارزش نرخ ارز افزایش می یابد.

رابطه بین نرخ بهره و نرخ تورم:

با بالا رفتن سطح عمومی قیمت ها و افزایش در نرخ تورم، رشد اقتصادی کاهش می یابد و یکی از عوامل مؤثر بر نرخ تورم، نرخ بهره است. نرخ تورم با نرخ بهره بانکی رابطه مستقیم دارند، با توجه به نظریه ایروینگ فیشر یه واحد افزایش در نرخ بهره، موجب یک واحد افزایش در نرخ تورم می شود (البته منظور از نرخ بهره، نرخ بهره اسمی است.)

در موارد بالا، نرخ بهره تنها عامل تاثیرگذار نیست، بلکه موارد دیگری هم بر سرمایه گذاری، نرخ ارز و نرخ تورم تاثیر می گذارد. این ها خروجی آزمون هایی است که در کشور های توسعه یافته به ثبت رسیده اند، ولی در کشوری مانند ایران که یک کشور در حال توسعه است ممکن است نتایج دیگری رقم بخورد.

نگارش: شقایق قدوسی

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله بازاریابی داده محور را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

بازده چیست؟

سود یا پاداش حاصل از هر نوع سرمایه‌گذاری، بازده نامیده می‌شود. این مفهوم نیز همانند ریسک برحسب درصد بیان شده و کیفیت آن، معمولاً بر مبنای دوره زمانی حصول، عملکرد سایر دارایی‌ها در مدت مشابه و شاخص‌های پولی، ارزیابی می‌گردد. بازدهی سرمایه‌گذاران بازار سهام، از دو طریق افزایش قیمت سهم و سود نقدی سالانه، حاصل می‌شود. به منظور تعیین درصد بازدهی بهینه، معیار مشخصی وجود ندارد زیرا، همانگونه که در بالا اشاره شد؛ محاسبه بازدهی مطلوب می‌تواند تابعی از افق سرمایه‌گذاری، ماهیت دارایی، ریسک، هزینه‌های معاملاتی، نرخ بهره، درصد تورم و… باشد.

به عبارت دیگر، نحوه ارزیابی بازدهی اوراق دارای درآمد ثابت با سهام موجود در بورس که سود مقرر شده‌ای برای آن‌ها وجود ندارد؛ کاملاً متفاوت است.

برای مثال اگر نرخ تورم کشور را ۲۰ درصد فرض کنیم، کسانی که در اوراق مشارکت با سود ۲۵ درصد سرمایه‌گذاری کنند؛ علاوه بر حفظ ارزش پول خود در مقابل تورم، ۵ درصد نیز بازده واقعی داشته‌اند. اما زمانی که کارشناسان مالی به ارزیابی عملکرد بازار سرمایه می‌پردازند، علاوه بر موارد فوق، معمولاً تمرکز اصلی آن‌ها بر مقایسه عملکرد بورس، با سایر بازارهای سرمایه‌گذاری نظیر ارز و طلا در مدت مشابه می‌باشد.

بازده در طرف مقابل ریسک بوده و به گونه‌ای، نتیجه تقبل ریسک است. در واقع سرمایه گذاران به منظور دست‌یابی به بازدهی معقول حاضر می‌شوند تا درصد ریسک احتمالی مشخصی را تحمل کنند. واژه بازده، الزاماً به کسب سود تعبیر نمی‌شود و این موضوع به اشتباه در ذهن برخی سرمایه گذاران نقش بسته است. مثبت یا منفی بودن بازدهی، طبیعت سرمایه‌گذاری است و سود و زیان هر دو، پاداش معاملاتی ما محسوب می‌شوند. در یک کلام می‌توان گفت، کسب بازدهی انگیزه تمام افراد از ورود به دنیای سرمایه‌گذاری است.

یازده ریسک

انواع بازده در بازار سهام

در معاملات سهام و بازار مالی، بازده به دو دسته کلی مورد انتظار و واقعی تقسیم می‌شود.

بازده مورد انتظار؛ پیش از ورود به معامله تعیین شده و بیانگر انتظارات سوددهی، از موقعیت معاملاتی مذکور است. به منظور تعیین بازده مورد انتظار خود از هر موقعیت معاملاتی سهام، باید به متدهای تحلیلی مختلف مسلط باشیم. برحسب تحلیل شرایط بنیادی و گزارشات مالی منتشره از سوی شرکت‌ها، در مورد سود تقسیمی پایان سال، سناریوهایی در نظر می‌گیریم. سپس وضعیت نموداری سهم را بر اساس اصول و روش‌های تکنیکالی بررسی نموده و اهداف قیمتی آینده آن، مشخص خواهند شد. در نهایت بازدهی تقریبی مورد انتظار با توجه به ریسک و حجم معامله، از مجموع پتانسیل سوددهی آتی سهم محاسبه می‌شود.

بازده واقعی؛ پس از خروج و بر اساس سود قطعی کسب شده از موقعیت معاملاتی، قابل محاسبه می‌باشد. به بیان ساده، مجموع اختلاف قیمت خرید و فروش سهم، سود نقدی و بعضاً درآمد حاصل از حق تقدم‌های سهام، نشان دهنده بازده واقعی شما است. تفاوت بازده واقعی و مورد انتظار، بیانگر سطح کیفی سرمایه‌گذاری طی دوره مذکور است.

بسیاری از کارشناسان سرمایه‌گذاری توصیه می‌کنند که حین انجام محاسبات تعیین بازده مورد انتظار، رویکرد محافظه کارانه‌ای داشته باشید. زیرا موجب می‌شود که با داشتن دیدگاهی واقع بینانه، درصد خطا کاهش یافته و از شناسایی سودهای موهومی جلوگیری شود.

بازده مورد انتظار

نحوه تعیین بازده یک موقعیت معاملاتی

همان‌گونه که توضیح داده شد؛ برای محاسبه بازده واقعی باید پس از فروش سهام، مجموع سود حاصل شده از این موقعیت معاملاتی را محاسبه نمایید؛ تا درصد بازده نسبت به سرمایه کل مشخص شود. در همین راستا و به منظور درک عمیق مطلب، توجه شما را به یک معامله فرضی جلب می‌کنیم:

سرمایه گذار الف با دارایی ۵۰ میلیون تومانی خود، در بازار سهام تهران مشغول فعالیت است. وی در ابتدای سال تصمیم می‌گیرد؛ با افق سرمایه‌گذاری یکساله، روی سهام شرکت ایران خودرو سرمایه‌گذاری نماید. طبق تحلیل نموداری، پیش بینی می‌شود این سهم تا پایان سال، حداقل یک رشد قیمت ۲۰ درصدی را تجربه کند. همچنین نتایج تحلیل بنیادی نشان دهنده این است که شرکت وضعیت سوددهی فوق العاده‌ای داشته و بر اساس سیاست‌های مدیریتی فعلی، تقسیم سود نقدی ۲۰۰ تومانی به ازای هر سهم در پایان سال مالی، بسیار محتمل است.

حداکثر ریسک قابل تحمل برای این سرمایه گذار در موقعیت معاملاتی مذکور، ۱۵ درصد نسبت به کل سرمایه می‌باشد. اگر نقطه ورود مد نظر، در ناحیه قیمتی ۱۰۰۰ تومانی بوده و طبق استراتژی معاملاتی در صورت افت قیمت تا محدوده ۸۰۰ تومان، سرمایه گذار با پذیرش زیان از معامله خارج شود؛ با انجام محاسبات مربوط به تعیین حجم بر اساس مدیریت سرمایه مشخص می‌شود که این شخص مجاز است حداکثر ۳۷۵۰۰ سهم از این شرکت را خریداری کند.

۵۰/۰۰۰/۰۰۰ × ۱۵% = ۷/۵۰۰/۰۰۰

۱۰۰۰ – ۸۰۰ = ۲۰۰

۷/۵۰۰/۰۰۰ ÷ ۲۰۰ = ۳۷۵۰۰

تفاوت بازده واقعی و مورد انتظار

طبق تحلیل‌ فوق و با توجه به مقادیر سود مورد انتظار ناشی از رشد قیمت و تقسیم سود نقدی سهام، مجموع بازدهی احتمالی این موقعیت معاملاتی بر اساس حجم حدوداً ۳۰ درصد می‌باشد، که نشان دهنده شرایط ایده‌آل معامله مذکور از لحاظ قوانین مدیریت سرمایه است.

۲۰۰ (سود نقدی احتمالی سهم) + ۲۰۰ (مقدار افزایش قیمت احتمالی سهم) = ۴۰۰ (مجموع بازده مورد انتظار به ازای هر سهم)

۳۷۵۰۰ × ۴۰۰ = ۱۵/۰۰۰/۰۰۰

اما پس از گذشت یک‌ سال، قیمت سهم به ۱۱۰۰ تومان می‌رسد (افزایش قیمت ۱۰ درصدی). از طرف دیگر، گزارشات مالی شرکت در سامانه کدال نیز بیان‌گر این است، که سود نقدی شرکت ایران خودرو در پایان سال مالی مذکور، صرفاً ۵۰ تومان است! پس رابطه نرخ بهره و قیمت سهام از انجام محاسبات سود و زیان مشخص می‌شود؛ این سرمایه‌گذار مجموعاً در این معامله، ۱۱.۱درصد بازدهی کسب کرده است.

۱۰۰ (سود نقدی سهم) + ۵۰ (مقدار افزایش قیمت سهم) = ۱۵۰ (مجموع بازده واقعی به ازای هر سهم)

۳۷۵۰۰ × ۱۵۰ = ۵/۶۲۵/۰۰۰

با توجه به اختلاف قابل ملاحظه بازده واقعی و مورد انتظار (حدوداً یک سوم)، افق زمانی و مقدار ریسک معامله، به این نتیجه می‌رسیم؛ که مثال فوق موقعیت معاملاتی چندان پرسودی نبوده است! اما در این قسمت ذکر دو مورد ضروری است.

همان‌طور که خودتان می‌دانید، خرید و فروش سهام در بازار بورس شامل کارمزد ۱.۵ درصدی می‌باشد، که جهت سهولت محاسبات، از در نظر گرفتن آن چشم پوشی کردیم. نکته بعدی این است، که معمولاً فرآیند پرداخت سود نقدی سهام شرکت‌ها، به سرعت و عیناً در پایان سال انجام نمی‌شود و مسلماً طولانی‌تر شدن دوره پرداخت، تأثیر منفی بر بازدهی معاملات دارد. در نتیجه اگر موارد مذکور را نیز در نظر بگیریم؛ سرمایه گذار «الف» بازدهی واقعی کمتری خواهد داشت. چنین نتایج معاملاتی، می‌تواند ناشی از پیش بینی‌های بسیار خوشبینانه، ضعف روش تحلیل یا استراتژی معاملاتی، ریسک‌های سیستماتیک و… باشد. بسیاری از این عوامل، به مرور زمان و پس از کسب تجربه سرمایه‌گذاری در بازار، قابل اصلاح و اجتناب خواهند بود. در واقع کسب بازدهی مناسب تا حد زیادی، نتیجه مهارت شما در معامله‌گری است، زیرا توانسته‌اید موقعیت‌های معاملاتی خود را در تمام مراحل، از لحظه ورود تا خروج به گونه‌ای مدیریت کنید، که بهترین نتیجه ممکن حاصل شود.

تا اینجا سعی شد، مفاهیم ریسک و بازده در بازار سهام و جزئیات مربوط به آن‌ها شرح داده شوند. در مطالب آتی، رابطه ریسک و بازده و نسبت‌های کاربردی در مدیریت سرمایه را توضیح خواهیم داد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.