رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه


رشد مستحکم حقوق و دستمزد امروز، گزینه‌هایی را برای فدرال رزرو در جهت مبارزه با تورم تیک می‌زند. در نتیجه، به نظر می‌رسد که فدرال رزرو احتمالاً حداقل یک و شاید دو افزایش نرخ بهره را تا نشست ژوئن انجام خواهد داد که حتی می‌تواند شامل یک افزایش بین جلسه‌ای نیز باشد.

رابطه بین ریسک و بازدهی در بورس

رابطه بین ریسک و بازده

در این مقاله به رابطه بین ریسک و بازده می‌پردازم، یک سرمایه‌گذار باید بداند رابطه ریسک با بازده در بورس به چه شکل است تا بتواند در مواقع ضروری تصمیمات درستی اتخاذ کند. یک سرمایه‌گذار پس از سرمایه‌‌‌‌‌گذاری در یک پروژه، یک شرکت می‌‌‌‌‌خواهد نتایج حاصل از پروژه را بدست آورد. نتایج یا منافع حاصل از سرمایه گذاری، بازده نامیده می‌‌‌‌‌شود. رویکرد حداکثر سازی ثروت براساس مفهوم ارزش آینده جریان‌‌‌‌‌های نقدی مورد انتظار از یک پروژه احتمالی استوار است. بنابراین جریان‌‌‌‌‌های نقدی چیزی جز درآمد حاصل از پروژه نیست که ما از آن‌‌‌‌‌ها به عنوان بازده یاد می‌‌‌‌‌کنیم. از آنجا که فیکسچر نامشخص است، بنابراین بازده‌‌‌‌‌ها با درجاتی از عدم اطمینان همراه است. به عبارت دیگر، برخی از تغییرات در تولید جریان‌‌‌‌‌های نقدی وجود دارد، که ما آن‌‌‌‌‌ها را ریسک می‌‌‌‌‌نامیم. در این مقاله از سری مقالات آموزشی دلفین وست ما به مفاهیم ریسک و بازدهی و رابطه بین آن‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌پردازیم.

ریسک و بازدهی در مدیریت مالی

ریسک کردن در کارها برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاران بسیار مهم است و ریسک کردن درکارها به معنی پیشبینی کردن احتمال به وقوع نپویستن رویدادی است. این تعریف در بازارسرمایه بسیارکاربرد دارد و موضوع مهمی است. مثل ریسک کردن و پولی را در جایی گذاشتن. مانند سرمایه گذاری در بورس و پول خود را درصندوق‌‌‌‌‌هایی گذاشتن و درآمدهای ثابتی از آن بدست آوردن دراین حالت ریسک این سرمایه صفر بوده است چون هرماه همان سود و بازده پیش بینی شده را دریافت می‌‌‌‌‌کند.ئمنظور از سود درسرمایه‌‌‌‌‌گذاری همان بازده است که درقبال انجام کاری دریافت می‌‌‌‌‌کنید. ریسک و بازده دو واژه مخالف هم است که دردنیای مالی و سرمایه گذاری وجود دارد و وجود تفاوت‌‌‌‌‌های بین ریسک و بازدهی را می‌‌‌‌‌توان توانایی در راحت خوابیدن دانست.

نمودار ریسک و بازده

به نمودار رابطه بین نرخ بازده تا سررسید اوراق قرضه با ریسک یکسان و سررسید همان اوراق قرضه، منحنی یا نمودار بازده گفته می‌‌‌‌‌شود. منحنی بازده الگویی است برای رسم و ارائه وضعیت اوراق قرضه دولتی است. منحنی بازده نشان می‌‌‌‌‌دهد که نرخ بهره در موقعیت‌‌‌‌‌های زمانی خاص برای کلیه اوراق بهادار دارای ریسک برابر است اما سررسیدهای مختلفی برای آن وجود دارد. یکی از رایج ترین منحنی‌‌‌‌‌های بازده که گزارش شده است اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده آمریکا است. این منحنی بازده معیاری است برای سایر انواع اوراق قرضه در بازارسرمایه مثل نرخ‌های وام مسکن یا نرخ بهره‌‌‌‌‌های بانکی است. منحنی بازده هم برای پیش بینی تغییرات خروجی در بازار و رشد در بازار مورد استفاده قرار می‌‌‌‌‌گیرد.

منحنی ریسک، یک نمودار دوبعدی است که محور طولی آن بازده مالی و محورعمودی آن ریسک مالی باشد. این منحنی می‌‌‌‌‌تواند رابطه عقلانی بین ریسک و بازده از نگاه سرمایه‌‌‌‌‌گذاران داشته باشد. این منحنی یک حالت رو به بالا دارد، یعنی دائما رو به افزایش دارد و حالتی صعودی دارد وقتی که ریسک یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری بیش‌‌‌‌‌تر می‌شود میزان سود یا بازده بیشتری از ریسک را می‌‌‌‌‌خواهد به عبارتی تغییرات در سود و بازده خیلی بیش‌‌‌‌‌تر تغییرات در ریسک است. بنابراین می‌‌‌‌‌توان نتیجه گرفت که این منحنی حالتی صعودی دارد و صعودی بودن این منحنی به این دلیل است که تمامی سرمایه‌‌‌‌‌گذاران حالتی ریسک گریز دارند. اما این حالت ریسک گریزی برای تمام سرمایه‌‌‌‌‌گذاران یکسان نمی‌‌‌‌‌باشد و این منحنی ریسک می‌‌‌‌‌تواند شیب کمتر یا بیش‌‌‌‌‌تری به خود بگیرد.

رابطه ریسک و بازدهی

رابطه بین ریسک با بازده

هنر سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک وبازده تعریف می‌‌‌‌‌شود. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری به معنی قبول یک مقدار ریسک به ازای یک بازده مورد انتظار است. برای هرفرد قبل از ورود به بازار سهام این نکته کاملا مهم است تا انواع مختلف ریسک و مخاطره راشناخته و آن را ارزیابی می‌‌‌‌‌کند.
اساساً ریسک پذیری بیشتر دریک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری این معنی را می‌‌‌‌‌دهد که برای این ریسک بازده بالاتر و بیش‌‌‌‌‌تری مورد انتظار است.
در مورد سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌هایی با ریسک بالاتر که نوسان بیش‌‌‌‌‌تری نسبت به اوراق قرضه دولتی دارد بازده بالاتری داشته است. سودهایی با ریسک‌‌‌‌‌های صحیح شده را می‌‌‌‌‌توان با مقایسه بازده سرمایه‌‌‌‌‌گذاری مقایسه کرد.

ارزش یک سهام به عملکرد آن در شرکت بورس بستگی دارد. اگر عملکرد این سهم درشرکت بورس خوب باشد ارزش این سهم نیز به تبع زیاد می‌‌‌‌‌شود و اگرعملکرد آن خوب نباشد ارزش آن کم می‌‌‌‌‌شود و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران به سمت آن جذب نمی‌‌‌‌‌شوند. البته مسائل زیادی در ارزش یک سهم تاثیر گذار است. درکل باید بدانیم که هیچ تضمینی برای ارزش یک سهم و همچنین برای افزایش قیمت یک سهم درشرکت بورس وجود ندارد.

تفاوت ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده یک رابطه مستقیم است، یعنی هرچه بازده کمتر باشد ریسک هم کمتر است و برعکس. درواقع ریسک به معنای تفاوت بین آن سود یا بازدهی که انتظارداریم و آن سودی که به وجود می‌‌‌‌‌آید.

ملاحظات

ریسک به تغییرپذیری بازده احتمالی مرتبط با یک سرمایه گذاری معین اشاره دارد. ریسک، همراه با بازده، مورد توجه عمده تصمیمات بودجه بندی سرمایه است. شرکت باید بازده مورد انتظار از یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری معین را با ریسک مرتبط با آن مقایسه کند. برای جبران افزایش سطح خطر، نیاز به بازده بالاتر است. به عبارت دیگر، هرچه ریسک انجام شده بیشتر باشد، بازده آن نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس، هرچه ریسک کمتر باشد، بازده آن نیز ملایم‌‌‌‌‌تر است.

این معامله ریسک و بازده به عنوان طیف بازده ریسک نیز شناخته می‌‌‌‌‌شود. کلاس‌‌‌‌‌های مختلفی از سرمایه گذاری-های احتمالی وجود دارد که هر کدام موقعیت‌‌‌‌‌های خاص خود را در طیف بازده کل ریسک دارند. پیشرفت کلی این است: بدهی کوتاه مدت، بدهی بلند مدت، دارایی، بدهی با بازده بالا و حقوق صاحبان سهام. وجود ریسک باعث می‌‌‌‌‌شود که مجبور به انجام تعدادی از هزینه‌‌‌‌‌ها شوید. به عنوان مثال، هرچه سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیش‌‌‌‌‌تر باشد، معمولاً به زمان و تلاش بیش‌‌‌‌‌تری برای کسب اطلاعات در مورد آن و نظارت بر پیشرفت آن نیاز است. علاوه بر این، اهمیت از دست دادن مقدار X ارزش می‌‌‌‌‌تواند بیش از اهمیت افزایش مقدار X مقدار باشد، بنابراین یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیشتر حق بیمه بالاتری را به خود جلب می‌‌‌‌‌کند حتی اگر بازده پیش بینی همان مقدار کم خطر باشد. بنابراین خطر چیزی است که باید جبران شود، و هر چقدر خطر بیشتر باشد، غرامت بیش‌‌‌‌‌تری نیز لازم است.

هنگامی که یک شرکت تصمیم گیری در مورد بودجه بندی سرمایه اتخاذ می‌‌‌‌‌کند، آن‌‌‌‌‌ها آرزو می‌‌‌‌‌کنند که به عنوان حداقل هزینه، بهبودی کافی را برای پرداخت هزینه‌‌‌‌‌های افزایش یافته سرمایه‌‌‌‌‌گذاری ناشی از تورم به دست آورند. بنابراین، تورم ورودی اصلی در هزینه سرمایه شرکت است. با این حال، از آنجا که نرخ‌‌‌‌‌های بهره توسط بازار تعیین می‌‌‌‌‌شود، اغلب اتفاق می‌‌‌‌‌افتد که برای جبران تورم ناکافی هستند. ریسک پذیری نیز در تعیین بازده مورد نیاز یک شرکت برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاری نقش مهمی دارد. ریسک گریزی مفهومی است مبتنی بر رفتار بنگاه‌‌‌‌‌ها و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران در حالی که در معرض عدم اطمینان برای کاهش این عدم اطمینان هستند. به عنوان مثال، یک سرمایه‌‌‌‌‌گذار متنفر از ریسک ممکن است تصمیم بگیرد پول خود را به یک حساب بانکی با نرخ بهره کم اما تضمین شده بجای سهامی که ممکن است بازده مورد انتظار زیادی داشته باشد، قرار دهد اما احتمال از دست دادن ارزش را نیز در برداشته باشد.

سه سطح در ریسک گریزی

  1. ریسک پذیری یا پرهیز از خطر
  2. ریسک خنثی
  3. ریسک دوست یا ریسک طلب

ریسک گریزی در بورس

بتا معیاری است که شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌توانند به منظور تعیین حساسیت بازگشت سرمایه نسبت به ریسک کلی بازار استفاده کنند. بتا نوسانات همبسته یک دارایی را در رابطه با نوسانات معیاری که دارایی مذکور با آن مقایسه می-شود، توصیف می‌‌‌‌‌کند. این معیار به طور کلی بازار مالی کل است و غالباً با استفاده از شاخص‌‌‌‌‌های نمایندگی مانند S&P 500 تخمین زده می‌‌‌‌‌شود. همچنین از بتا به عنوان کشش مالی یا نوسان نسبی همبسته یاد می‌‌‌‌‌شود و می‌‌‌‌‌تواند به عنوان معیاری از حساسیت بازده دارایی به بازده بازار، ریسک غیر قابل تنوع آن، ریسک سیستماتیک آن یا ریسک بازار. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا بالاتر تمایل بیشتری دارند و بنابراین خطرناک‌‌‌‌‌تر هستن، اما پتانسیل بازده بالاتر را فراهم می‌‌‌‌‌کنند. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا پایین خطر کمتری دارند، اما به طور کلی بازده کم‌تری رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه دارند.

فرمول ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده به این شکل است که ریسک ازطریق کم کردن مقداربازده مورد انتظار و بازده واقعی بدست می‌‌‌‌‌آید.

بازده سبد سهام

سبد سهامی مانند سهام شرکت‌‌‌‌‌های بزرگ مثل شرکت‌‌‌‌‌های صنایع غذایی وشرکت‌‌‌‌‌های خودرویی هریک ازاین سهم‌‌‌‌‌ها به صورت جداگانه باعث نوسان قیمت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و منجربه افزایش ریسک مالی شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و کمترشدن قیمت سهم درآن شرکت می‌‌‌‌‌شود و از طرفی دیگر انعقاد بعضی قراردادها باعث افزایش قیمت سهم درشرکت می‌‌‌‌‌شود هر دو تغییراز نوع تغییر ریسک غیر سیستماتیک است.

کلام آخر

برای سرمایه گذاران هیچ تضمینی وجود نداد که در بازارسرمایه گذاری قراردادی را انعقاد کنند و اگرهم قراردادی را منعقد کردن باید بسیار ریسک پذیر باشند در بازار سرمایه گذاری هر احتمالی وجود دارد. امیدواریم که این مقاله از سری مقالات این وب سایت برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد. همچنین شما می‌‌‌‌‌توانید در صورت نیاز به مشاوره و نیاز به آموزش‌‌‌‌‌های بیش‌‌‌‌‌تر در این خصوص از مشاورین دلفین وست و کلاس‌‌‌‌‌های آموزشی آن کمک بگیرید.

منحنی بازدهی اوراق دولتی ۱۰ شهریور 99 + نمودار

نرخ سود اوراق دولتی در بازار ثانویه با بازگشت از کف وارد کانال جدید شد.در اولین روز کاری هفته جاری نرخ های سود در سررسید بالای سه ماه به دلیل فضای ابهام در روند سایر بازار ها از جمله بورس یکسان شد.

منحنی بازدهی اوراق دولتی ۱۰ شهریور 99 + نمودار

به گزارش «دنیای بورس»، اقتصاد نیوز نوشت: اولین روز آغاز به کار بازار ثانویه اوراق دولتی با یک پدیده جدید روبرو بود؛ منحنی نرخ سود اوراق دولتی در سررسید های بالای سه ماه برای و در بازه زمانی میان مدت شکل صاف پیدا کرد.

به بیان ساده تر این وضعیت به معنای آن است که بازیگران این بازار تصور روشنی از چشم انداز بازدهی در سایر رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه بازار ها به خصوص بازار سهام ندارند. به همین دلیل نرخ سود در سررسیدهای مختلف یکسان شده است. این در حالی است که در شرایط عادی نرخ سود بسته به سررسید زمانی در اعداد متفاوتی کشف می شود، اما در بازار امروز نرخ سود برای سررسیدهای بالا سه ماه تا یک سال در محدوده 19 درصد کشف شد.

برگشت نرخ سود از کف

در هفته قبل نرخ بازدهی میان مدت در بازار ثانویه اوراق دولتی از سطح 19.5 درصد به عدد18.5 درصد نزول کرد اما با سبز شدن شاخص بورس و برگشت بخشی از پول ها به بازار سهام نرخ سود اوراق هم صعود شد.افزایش مجدد نرخ سود به کانال 19 درصد به معنای بازگشت نرخ از کف است.

دلیل افزایش نرخ سود در بازار اوراق

ریزش بورس از قله دو میلیونی موجب شد برخی از سرمایه گذارانی که از بازار سهام خارج شده بودند به بازار اوراق دولتی کوچ کنند.با افزایش تقاضا برای خرید اوراق دولتی قیمت آن افزایش یافت.به دلیل آنکه قیمت این اوراق با نرخ آن رابطه معکوس دارد افزایش قیمت اوراق به معنای کاهش نرخ سود است.

اشکان رسولیان کارشناس اقتصادی در این رابطه توضیح می دهد:در بازار ثانویه اوراق دولتی اسناد فروخته شده یک قیمت اسمی دارد و خریداران بر اساس تنزیل این اوراق کسب سود می کنند.برای مثال وقتی اوراق 100 تومانی 80 تومان تنزیل می شود نرخ سود اوراق 20 درصد می شود اما اگر همین اسناد با نرخ 90 تومان تنزیل شود نرخ سود به 10 درصد کاهش پیدا کرده است.

او با اشاره به اینکه در بازار اوراق مثل سایر بازارها هم وقتی خریدار بیش از فروشنده باشد قیمت بالا می رود گفت:در این حالت نرخ سود اوراق کم می شود و این کاهش علاوه بر آنکه هزینه تامین مالی را کم می کند انتظارات از بازدهی آینده را هم تعدیل می کند.چون پول این اوراق در سررسید به دارنده آن پرداخت می شود.

به گفته او پس از ریزش بورس سرمایه گذاران بزرگ حقوقی و حقیقی به این بازار آمدند و با درخواست خرید آنها قیمت اوراق بالا رفت اما پس از آنکه دولتی برای حمایت از بورس به حقیقی ها فشار آورد بخشی از اوراق خریداری شده در بازار مجددا فروخته شد تا با منابع آن سهم خریداری شود.رسولیان می گوید:عرضه اوراق موجب شد قیمت مجددا پایین آید و در مقابل نرخ سود اوراق بالا رود.

اهمیت منحنی نرخ بازدهی اوراق دولتی

بازار ثانویه اوراق دولتی یک بازار بدون ریسک به حساب می آید زیرا ناشر اوراق و متعهد آن دولت است و ریسک رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه معوق شدن یا سوخت پول خریداران تقریبا صفر است.زیرا دولت حق انحصاری نشر ریال را در اختیار دارد و به هر شکلی می تواند از پس تعهدات خود بر آید.

نرخ سود کشف شده در این بازار مبنایی برای تشخیص انتظارات آینده است.وقتی نرخ سود در این بازار صعودی می شود طبیعتا خبر از آینده خوشی نمی دهد.در مقابل کاهش بازدهی در این بازارها حکایت از یک چشم انداز مناسب برای اقتصاد دارد.

دلیل یکسان شدن نرخ سود در بازار اوراق

پدیده یکسان شدن نرخ بازدهی سررسیدهای میان مدت در بازار ثانویه اوراق به گفته تحلیل گران واکنشی به اتفاقات بورس است. هر چه قدر انتظار بازدهی از بازار سهام بالا برود یا دولت با هدف حمایت از این بازار حقوقی ها را به سوی بورس کوچ دهد قیمت اوراق پایین تر خواهد آمد و در مقابل نرخ سود رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه آن بالاتر می رود.

فضای غبار آلود تالار شیشه ای به بازار اوراق ثانویه نیز سرایت کرده است بازیگران در بازار اوراق دولتی به نظر می رسد در صورت تعدیل روند بورس، حاضر به خرید اوراق با نرخ هایی زیر 19 درصد نیز باشند.شاهد آن کاهش نرخ سود در بازار اوراق پس از ریزش از قله دو میلیونی است.

خرید اوراق با سررسید های یکساله در نرخ سود 18 درصد در مقایسه با نرخ سود 18 درصدی برای سپرده گذاری دو ساله در بانکها شاهد دیگری بر جذابیت نرخ در کانال زیر 19 درصد است.

اما اگر بازدهی بورس به روال قبل بازگردد طبیعتا هیچ بازاری از جمله بازار اوراق توان رقابت با آن را ندارد.با این تفاوت که افزایش نرخ در بازار اوراق علاوه بر اینکه هزینه تامین مالی دولت را بالا می ببرد برای سایر آحاد اقتصاد که از این کانال آینده را رصد می کنند اتفاق خوشایندی نخواهد بود و نماد انتظارات منفی قلمداد می شود.

رابطه نرخ بهره بین بانکی و شاخص‌های بورس؛ واقعیت چیست؟

رابطه نرخ بهره بین بانکی و شاخص‌های بورس؛ واقعیت چیست؟

اظهار نظر اخیر برخی مقام‌ها و کارشناسان غیربانکی در مورد تأثیر افزایش نرخ بهره بین ‌بانکی بر کاهش شاخص بهای بورس و خروج منابع از بورس اوراق بهادار، جای تأمل و بررسی کارشناسی دارد. نرخ بهره بین‌ بانکی در حقیقت براساس عرضه و تقاضا از طرف بانک‌ها برای تأمین نقدینگی کوتاه‌مدت تعیین می‌شود.

بانک مرکزی به‌طور اصولی نباید به‌صورت دستوری در مورد تعیین نرخ آن دخالت کند. در کشورهای دیگر، بانک مرکزی فقط در صورتی که همه یا بخش عمده بانک‌ها دچار کسری یا مازاد نقدینگی شدند، آن هم به صورت غیرمستقیم از طریق خرید یا فروش اوراق بدهی (عملیات بازار باز) و در شرایط خاص از طریق پرداخت وام یک شبه (over night) تعادل را برقرار می‌کند.

بانک‌ها به دلایل مختلف تحت تأثیر شرایط اقتصادی-سیاسی عرضه و تقاضای پول، تغییر نرخ سود تسهیلات یا سود سپرده‌ها ممکن است به‌صورت کوتاه‌مدت دچار کمبود نقدینگی یا مازاد آن شوند. با کمبود نقدینگی، وام‌گیرنده می‌شوند و از منابع مازاد نقدینگی سایر بانک‌های دیگر استفاده می‌کنند یا مازاد منابع خود را به سایر بانک‌ها می‌دهند. این نوع تبادلات بین بانکی معمولاً خیلی کوتاه‌مدت و در بیشتر مواقع به‌صورت یک شبه برای تسویه مطالبات بانک مرکزی است و اغلب روز بعد تسویه می‌شود.

بانک مرکزی به‌عنوان مرکزی برای تسویه و نقل و انتقال‌های پولی بین بانک‌ها و پرداخت مطالبات بانک‌ها از یکدیگر عمل کرده و در پایان هر روز، کسری یا مازاد بانک‌ها را اعلام می‌کند که در صورت کسری بانک‌ها با بانک مرکزی، بانک‌ها به بانک مرکزی بدهکار می‌شوند.
در مرحله نخست، از طریق وام بین بانکی کسری خود را تأمین و در صورت عدم امکان، به بانک مرکزی بدهکار (یا قرمز) می‌شوند که باید با نرخ جریمه بانک مرکزی، کسری خود را بپردازند که به‌مراتب بالاتر از نرخ بهره بین بانکی است. این نرخ به عنوان نرخ پایه تلقی می‌شود و نرخ تسهیلات بانک‌ها بالاتر از آن است.

به همین دلیل در ادبیات بانکی، از بانک مرکزی به عنوان آخرین پناهگاه یا (last Resort) نام برده می‌شود. در صورت افزایش نرخ بهره بانکی که نشانه کمبود نقدینگی است، برای ادامه فعالیت‌های خود، بانک‌ها سه راه‌حل در پیش دارند؛ استقراض از بانک مرکزی با نرخ‌های بالاتر یا افزایش نرخ سپرده‌ها برای جذب نقدینگی یا فروش دارایی‌های خود از جمله سهام شرکت‌های وابسته.
البته راه‌حل چهارمی هم وجود دارد که آن کاهش پرداخت تسهیلات است که منجر به کاهش سرمایه‌گذاری یا کاهش تولید در واحدهای صنعتی و خدماتی رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه و رشد اقتصادی می‌شود، اما می‌تواند در کاهش نرخ تورم تأثیر بگذارد.

اتفاقی که در یک سال اخیر در رابطه با خروج سهامداران خرد بورس افتاده و کاهش شاخص را رقم زده، سبب شده برخی از مقام‌ها و کارشناسان، به اشتباه آن را به افزایش نرخ بهره بین بانکی نسبت دهند و با فشار به بانک مرکزی موجب کاهش نرخ بهره بین بانکی به صورت دستوری شوند. در حالی که این مسأله ریشه در شرایط اقتصادی-سیاسی کشور و نگرش سهامداران و انتظارات آن‌ها در مورد تحولات اقتصادی–سیاسی در آینده دارد.

بخشی از سهامداران خرد در درجه اول به‌دلیل منافع کوتاه‌مدت وارد بورس می‌شوند و در نخستین فرصتی که فکر می‌کنند شرایط بورس مناسب نیست، از آن خارج می‌شوند.
افزایش تعداد افراد دارای کد بورسی در طول یک سال اخیر به بیش از ۶۰ میلیون نفر، نشان‌دهنده هجوم این افراد برای خرید سهام با توجه به بازده بالای چهار ماهه اول سال ۱۳۹۹ و بدون توجه به ریسک‌های بازار بود و این موضوع به هیچ وجه ارتباطی با نرخ بهره بین بانکی نداشت. برخی مقام‌های دولتی به اشتباه فکر می‌کردند کاهش نرخ بهره بین بانکی می‌تواند در خروج سهامداران از بورس اثر بگذارد.

افزایش تعداد افراد دارای کد بورسی در طول یک سال اخیر به بیش از ۶۰ میلیون نفر، نشان‌دهنده هجوم این افراد برای خرید سهام با توجه به بازده بالای چهار ماهه اول سال ۱۳۹۹ و بدون توجه به ریسک‌های بازار بود و این موضوع به هیچ وجه ارتباطی با نرخ بهره بین بانکی نداشت. اقداماتی که توسط ۲ نهاد مهم اقتصادی دولت یعنی وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی صورت گرفت، عامل اصلی تحولات شاخص بورس اوراق بهادار بود. عامل اصلی، کسری شدید بودجه دولت بود که ناشی از پایین آمدن درآمدهای صادرات نفت از یک سو و پرداخت یارانه‌های سنگین به علت شرایط اقتصادی ناشی از شیوع کرونا از سوی دیگر بود.

همان‌گونه که در بودجه سال ۱۳۹۹ پیش‌بینی شده بود، بخش عمده این کسری باید از محل فروش اوراق بدهی دولتی (خزانه یا اوراق بلندمدت) یا فروش دارایی‌های دولت تأمین شود. بر این اساس هر هفته بانک مرکزی اقدام به حراج این اوراق می‌کند که انتظار می‌رفت خریداران این اوراق، به‌طور عمده بانک‌ها باشند. در عمل بعد از دو نوبت حراج، به علت اصرار وزارت امور اقتصادی و دارایی بر پایین نگه داشتن نرخ اوراق، بخشی از این اوراق به صورت دستوری به تعدادی از بانک‌های دولتی فروخته شد و خریداری برای بقیه آن در این نرخ‌ها وجود نداشت. در نتیجه در حراج‌های بعدی وزارت امور اقتصادی و دارایی انعطاف بیشتری به خرج داد و برای ترغیب بانک‌ها نرخ بهره اوراق را افزایش یافت.

در این مرحله بانک مرکزی هم به کمک وزارت امور اقتصادی و دارایی آمد و با چندین اقدام کمک کرد که این اوراق به فروش برود. اقدام نخست، کاهش دستوری نرخ بهره بین بانکی و اقدام دوم، اجبار بانک‌ها به خرید این اوراق به میزان ۳ درصد میزان سپرده‌های بانکی بود. همزمان وزارت امور اقتصاد دارایی علاوه بر کانال بانک مرکزی، شروع به فروش بخشی از اوراق بدهی در بورس اوراق بهادار کرد. این اقدامات اجازه داد بخشی از کسری بودجه دولت از محل فروش اوراق بدهی تأمین شود. این امر به معنی خروج بخشی قابل توجهی از منابع از بورس اوراق بهادار بود.

علاوه بر این اقدامات، سازمان بورس با تغییراتی در مقررات و آیین‌نامه بورس تلاش کرد سرعت کاهش بهای شاخص بورس را کاهش دهد. مهمترین این اقدامات شامل «تعیین حد افزایش سهام به حداکثر ۶ درصد و حداقل کاهش به ۲ درصد»، «اجبار شرکت‌های بورسی به حمایت از قیمت سهام از طریق بازارگردانی سهامشان»، «افزایش مجوز میزان خریدوفروش سهام به کارگزاری‌ها»، «دادن مجوز به بانک‌ها برای پرداخت تسهیلات بیشتر به کارگزاری‌ها»، «تغییر مدیر بورس برای هماهنگی بیشتر جهت جلوگیری از کاهش شاخص بهای بورس» بود.

برخلاف همه این اقدامات که برخی از آن‌ها بر خلاف اصول و روال فعالیت بورس‌های دنیا در رابطه با شفافیت، تعیین بهای سهام بر اساس سازوکار عرضه و تقاضا و تسویه فروشندگان و خریداران در پایان هر روز بر اساس بهای توافق شده است، شاهد کاهش تدریجی شاخص سهام، صف فروش سهام و نارضایتی خریداران سهام هستیم. برای برگشت سهامداران به بورس، باید انتظارات مردم نسبت به آینده از نظر شرایط اقتصادی-سیاسی مثبت شود که متأسفانه اقدامات انجام‌شده با موفقیت همراه نبوده است.

کسری سنگین بودجه، تورم بالای ۴۰ درصدی همراه با رشد اقتصادی منفی یا اندک سال ۱۳۹۹ و عدم تحول در زمینه کاهش تحریم‌ها و نگرانی در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و ایران عواملی بودند که سرمایه‌گذاران را نسبت به شرایط اقتصادی و چشم‌انداز بورس اوراق بهادار با بدبینی همراه کرده است.

می‌توان نتیجه گرفت اقدامات بانک مرکزی و سازمان بورس اوراق بهادار نمی‌تواند به تنهایی خروج نقدینگی از بازار سهام را متوقف کند، بلکه باید به عامل اصلی را که انتظارات مردم از شرایط نامناسب اقتصادی-سیاسی است، توجه کرد. در نتیجه می‌توان گفت اصرار وزارت امور اقتصادی و دارایی برای پایین نگه‌داشتن نرخ دستوری بهره بین بانکی و کاهش نرخ سپرده‌ها، منجر به خروج منابع از بانک‌ها خواهد شد. از طرف دیگر پایین بودن نرخ اوراق قرضه باعث ایجاد عدم تعادل در اقتصاد و انتقال منابع به سایر بازارها و تداوم تورم خواهد شد.

داده‌های بسیار خوب اشتغال موجب معکوس شدن منحنی بازده اوراق خزانه داری شد

بازده اوراق خزانه داری

داده‌های بسیار خوب اشتغال موجب معکوس شدن منحنی بازده اوراق خزانه داری شد

داده‌های ایالات متحده منتشر شده در روز جمعه نشان داد که کارفرمایان در ماه مارس ۴۳۱،۰۰۰ موقعیت شغلی اضافی فراهم کرده‌اند و نرخ بیکاری به ۳.۶٪ کاهش یافت که جنبه‌های کلیدی بازار کار آمریکا را با وضعیت قبل از پاندمی کرونا “کمی متفاوت” کرده است.

با رشد اقتصادی بسیار قوی ایالات متحده و تورم سه برابر هدف ۲ درصدی فدرال رزرو، سرمایه گذاران انتظار دارند نرخ بهره در سال جاری افزایش یابد.

بازدهی اوراق خزانه‌داری ایالات متحده که در اوایل هفته به دلیل تعدیل پرتفوی باعث افزایش تقاضا برای اوراق قرضه شد و عقب نشینی کرده بود، در روز جمعه دوباره افزایش یافت و باعث شد بخشی از منحنی بازده برای سومین بار در این هفته وارونه شود.

وارونگی منحنی بازده (یعنی زمانی که بازدهی با تاریخ کوتاه‌تر از بازدهی با تاریخ بلندتر فراتر رود)، به‌عنوان نشانه‌ای از رکود در یک یا دو سال آینده تلقی می‌شود.

ریک ریدر (Rick Rieder)، مدیر ارشد سرمایه گذاری در بخش درآمد ثابت جهانی بلک راک (BlackRock)، می گوید:

رشد مستحکم حقوق و دستمزد امروز، گزینه‌هایی را برای فدرال رزرو در جهت مبارزه با تورم تیک می‌زند. در نتیجه، به نظر می‌رسد که فدرال رزرو احتمالاً حداقل یک و شاید دو افزایش نرخ بهره را تا نشست ژوئن انجام خواهد داد که حتی می‌تواند شامل یک افزایش بین جلسه‌ای نیز باشد.

پیش‌بینی‌های مبنی بر انقباض تهاجمی پولی نتوانست بازارهای سهام را در روز جمعه پایین آورد.

سهام ایالات متحده پس از یک روز متلاطم با افزایش به پایان رسید. داوجونز (DJI) 0.4% افزایش یافت، شاخص S&P 500 (SPX) با ۰.۳۴% و Nasdaq Composite (IXIC) با ۰.۲۹% به کار خود پایان دادند.

تورم در اروپا نیز در سطوح بی سابقه ای قرار گرفته است. تورم منطقه یورو در ماه مارس به ۷.۵ درصد رسید. داده ها در روز جمعه نشان داد تورم قبل از رسیدن به اوج تاریخی خودش یک رکورد دیگر به ثبت رساند، و فشار بر بانک مرکزی اروپا را افزایش داده است تا در جهت مقابله با آن اقدام کند.

کریستین نولتینگ (Christian Nolting)، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری جهانی در بانک خصوصی دویچه بانک در یادداشتی گفت:

بازده اوراق قرضه دولتی در هفته‌های اخیر به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است و می‌توان انتظار داشت که در طول زمان به دلیل فشارهای تورمی که باقی مانده‌اند و واکنش‌های بانک‌های مرکزی اصلی روند بالاتری داشته باشد.

بازدهی اوراق خزانه داری دو ساله (US2YT=RR) از ۲.۲۸۴% به ۲.۴۵۰۳% جهش کرد که از بازدهی ۱۰ ساله اوراق خزانه داری ایالات متحده (US10YT=RR) پیشی گرفت.

پل اشورث (Paul Ashworth)، اقتصاددان ارشد آمریکای شمالی در کپیتال اکونومیکس، می گوید: «با توجه به سابقه چشمگیر آن در پیش بینی رکودهای ایالات متحده – تقریباً ۵۰ سال از آخرین جریان مثبت کاذب گذشته است و احمقانه به نظر می رسد که در این حدس و گمان رکود نزولی تردید کنیم.

با این حال، از نظر تاریخی، بازده اوراق خزانه داری سه ماهه ۱۰ ساله نسبت به بازده اوراق خزانه داری دو ساله ۱۰ ساله عملکرد بهتری را برای نشان دادن رکود انجام داده است.

اختلال در عرضه و افزایش هزینه های مواد خام، اعتماد تجاری ژاپن را به پایین ترین سطح ۹ ماهه سه ماهه گذشته رساند.

پیش از نشست کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی که قرار است درباره آزادسازی ذخایر اضطراری نفت در کنار آزادسازی ایالات متحده بحث کنند، نفت به ناحیه منفی وارد و از آن خارج شد.

نفت خام آمریکا (CL1!) با ۰.۹۵ درصد کاهش به ۹۹.۳۳ دلار در هر بشکه و برنت (BRN1!) به ۱۰۴.۳۸ دلار رسید که ۰.۳۲ درصد در روز کاهش یافت.

پس از افزایش بیش از ۳۰ درصدی این قیمت‌ها به دلیل حمله روسیه به اوکراین، نفت برنت در این هفته ۱۳.۵ درصد کاهش یافت که شدیدترین کاهش در تقریباً دو سال اخیر است.

دلار از جریان های امن و انتظارات از افزایش نرخ های بهره ایالات متحده سود برده است. در برابر سبدی از همتایان، دلار آمریکا (DXY) با ۰.۲۳ درصد افزایش به ۹۸.۵۴۶ رسید و با افزایش ۰.۶ درصدی در برابر ین (USDJPY) به ۱۲۲.۴۹ رسید.

یورو (EURUSD) اندکی کاهش یافت و به ۱.۱۰۵۱ دلار رسید.

طلای امن پس از بزرگترین رشد سه ماهه خود در دو سال اخیر، ۰.۷۶ درصد کاهش یافت. طلای نقطه ای (XAU=) آخرین بار در قیمت ۱۹۲۳.۷۳ دلار در هر اونس قیمت گذاری شد.

سلب مسئولیت: نظرات بیان شده در اخبار و تحلیل ها صرفا ترجمه ای از منابع مذکور می باشند و تیم تحریریه ارزینجا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آنها ندارد.

برای مطالعه اخبار مرتبط با رمزارزها در ایران و جهان، وبلاگ و کانال خبری ما را دنبال کنید.

ریسک از دیدگاه مالی

ریسک از دیدگاه مالی به عنوان شرایطی تعریف شده است، که بازده واقعی سرمایه گذاری با بازده مورد انتظار، متفاوت باشد. معمولا ریسک، با در نظر گرفتن رفتارها و نتایج گذشته ارزیابی می شود. به طور کلی، مدیریت ریسک های سرمایه گذاری، با درک مبانی ریسک و نحوه اندازه گیری آن امکان پذیر است. آشنایی با ریسک هایی که در سناریوهای مختلف بروز می کنند و همچنین یادگیری روش های مدیریت این ریسک ها، به همه سرمایه گذاران و مدیران کسب و کارها کمک می کند تا از زیان های بزرگ و غیر ضروری جلوگیری کنند.

ریسک از دیدگاه مالی

ریسک چیست؟

ریسک از دیدگاه مالی به عنوان شرایطی تعریف شده است، که بازده واقعی سرمایه گذاری با بازده مورد انتظار، متفاوت باشد. معمولا ریسک، با در نظر گرفتن رفتارها و نتایج گذشته ارزیابی می شود. به طور کلی، مدیریت ریسک های سرمایه گذاری، با درک مبانی ریسک و نحوه اندازه گیری آن امکان پذیر است. آشنایی با ریسک هایی که در سناریوهای مختلف بروز می کنند و همچنین یادگیری روش های مدیریت این ریسک ها، به همه سرمایه گذاران و مدیران کسب و کارها کمک می کند تا از زیان های بزرگ و غیر ضروری جلوگیری کنند.

اصول مبانی ریسک

همه مردم درطول روز در معرض ریسک های مختلفی قرار می گیرند. مانند رانندگی، راه رفتن در خیابان، سرمایه گذاری، برنامه ریزی اقتصادی و فعالیت های دیگر.
شخصیت، سبک زندگی و سن سرمایه گذاران، برخی از پارامترهای اصلی برای شناخت نحوه مدیریت سرمایه گذاری فردی و مشخصات ریسک هستند. هر سرمایه گذار دارای مشخصات ریسک منحصربفردی است که تمایلات و توانایی آنها را در برابر ریسک تعیین می کند. به طور کلی، با افزایش ریسک های سرمایه گذاری، سرمایه گذاران انتظار دارند که در مقابل، بازده بالاتری وجود داشته باشد.

یک ایده اصلی در امور مالی، رابطه بین ریسک و بازده است. هرچه میزان ریسکی که سرمایه گذار می پذیرد، بیشتر باشد، بازده بالقوه آن نیز بیشتر است. ریسک ها انواع مختلفی دارند و سرمایه گذاران در مقابل ریسک اضافی، خواستار بازده بیشتری هستند. برای نمونه، اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده (U.S. Treasury bond )، یکی از امن ترین سرمایه گذاری ها محسوب می شود و در مقایسه با اوراق قرضه یک شرکت (a corporate bond)، نرخ بازده کمتری را ارائه می دهد. بنابراین احتمال ورشکستگی یک شرکت بسیار بیشتر از دولت ایالات متحده است.
یا به عنوان مثال، چون ریسک پیش فرض سرمایه گذاری در اوراق مشارکت بیشتر است، به سرمایه گذاران نرخ بازدهی بالاتری پیشنهاد می شود.

در امور مالی، انحراف معیار، یک شاخص متداول مرتبط با ریسک است. انحراف معیار، بیانگر اختلاف قیمت یک دارایی، نسبت به میانگین آن است. انحراف معیار بیشتر، نوسانات بیشتر دارایی را نشان می دهد، که نشان دهنده درجه بالاتری از ریسک است.

افراد، مشاوران مالی، و شرکت ها، برای بهینه سازی بازدهی سرمایه گذاری ها و فعالیت های تجاری خود، می توانند استراتژی های مدیریت ریسک را توسعه دهند. از نظر علمی، چندین نظریه، معیار و استراتژی وجود دارد که برای اندازه گیری، تحلیل و مدیریت ریسک ها تعریف شده اند. برخی از این موارد عبارت اند از: انحراف معیار، بتا (beta)، میزان ارزش در معرض خطر (Value at Risk) و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (the Capital Asset Pricing Model).

اندازه گیری و کمی سازی ریسک، اغلب به سرمایه گذاران، معامله گران و مدیران مشاغل، اجازه می دهد تا با استفاده از استراتژی های مختلف، از جمله معاملات بازار مشتقات و تنوع بخشی، بخشی از ریسک ها را کم کنند.

نکات کلیدی

  • ریسک، شکل های مختلفی دارد اما به طور کلی به عنوان احتمال ایجاد تفاوت، بین بازده واقعی و بازده موردنظر، در سرمایه گذاری، تعریف می شود.
  • در ریسک، احتمال از دست دادن یک بخش یا همه سرمایه وجود دارد.
  • انواع مختلفی از ریسک وجود دارد و همچنین روش های مختلفی برای تعیین میزان ریسک در ارزیابی های تحلیلی وجود دارد.
  • ریسک را می توان با استفاده از استراتژی های مقابله با ریسک و تنوع بخشی، کاهش داد.

اوراق بهادار بدون ریسک

این حقیقت وجود دارد که هیچ سرمایه گذاری کاملا عاری از ریسک نیست، اما برخی از اوراق بهادار عملا ریسک خیلی کمی دارند که آنها را بدون ریسک در نظر می گیرند.

اوراق بهادار بدون ریسک، اغلب مبنایی برای تحلیل و اندازه گیری ریسک است. این نوع سرمایه گذاری ها نرخ بازدهی مورد انتظار را با ریسک بسیار اندک یا بدون ریسک ارائه می دهند. اغلب اوقات، همه انواع سرمایه گذاران برای حفظ پس انداز های اضطراری یا نگهداری دارایی هایی که نیاز به دسترسی فوری دارند، از این اوراق بهادار استفاده می کنند.

نمونه هایی از اوراق بهادار و سرمایه گذاری های بدون ریسک، شامل گواهی سپرده (certificates of deposits)، حساب های بازار پول دولت و اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده است. اوراق قرضه خزانه داری 30 روزه آمریکا به طور کلی به عنوان اوراق بهادار بدون ریسک و مبنایی برای مدل سازی مالی در نظر گرفته می شود. این اسناد، با پشتوانه و اعتبار کامل دولت ایالات متحده پشتیبانی می شوند و با توجه به سر رسید نسبتاً کوتاه، دارای نرخ حداقل بهره هستند.

ریسک و افق های زمانی

افق زمانی و نقدینگیِ سرمایه گذاری ها، اغلب یک عامل کلیدی تاثیرگذار در ارزیابی ریسک و مدیریت ریسک هستند. اگر سرمایه گذار خواستار دسترسی سریع به وجوه باشد، احتمال کمی وجود دارد تا در سرمایه گذاری هایی با ریسک زیاد یا سرمایه گذاری هایی که بلافاصله قابل نقد کردن نیستند، سرمایه گذاری کند و به احتمال زیاد پول خود را در اوراق بهادار بدون ریسک قرار می دهد.

افق زمانی نیز عامل مهمی برای سبدهای سهام شخصی خواهد بود. ممکن است سرمایه گذاران جوان، تمایل به سرمایه گذاری با ریسک بالاتر و بازه زمانی طولانی تر داشته باشند و قاعدتا انتظار بازده بالقوه بالاتری را دارند. سرمایه گذاران مسن تر توان ریسک پذیری متفاوتی خواهند داشت زیرا نیازمند دسترسی راحت تر، به منابع مالی هستند.

رتبه بندی ریسک شرکت مورنینگ استار

مورنینگ استار (Morningstar)، یکی از آژانس های برتر است که رتبه بندی ریسک را به صندوق های سرمایه گذاری مشترک (mutual funds) و صندوق های قابل معامله (exchange-traded funds) اعطا می کند.

انواع ریسک های مالی

هر نوع پس انداز یا سرمایه گذاری شامل ریسک ها و بازده های مختلف می شود. به طور کلی، نظریه مالی، ریسک های سرمایه گذاری که بر ارزش دارایی رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه ها اثر می گذارند را به دو دسته ریسک سیستماتیک (systematic risk) و ریسک غیر سیستماتیک (unsystematic risk) طبقه بندی می کند. در کل، سرمایه گذاران در معرض ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک قرار دارند.

ریسک های سیستماتیک، که به عنوان ریسک های بازار نیز شناخته می شوند، ریسک هایی هستند که می توانند روی کل بازار اقتصادی یا درصد زیادی از کل بازار تاثیر بگذارند. ریسک بازار، ریسک از دست دادن سرمایه گذاری به دلیل عواملی مانند ریسک سیاسی و ریسک اقتصاد کلان است که بر عملکرد کل بازار تاثیر می گذارد. ریسک بازار را نمی توان به راحتی از طریق تنوع سبد سهام کاهش داد. سایر انواع متداول ریسک سیستماتیک شامل ریسک نرخ بهره، ریسک تورم، ریسک ارزی، ریسک نقدینگی، ریسک کشوری و ریسک اجتماعی_سیاسی است.

ریسک غیر سیستماتیک، که به عنوان ریسک خاص شناخته می شود، مجموعه ای از ریسک ها است که فقط بر یک صنعت یا یک شرکت خاص تاثیر می گذارد. ریسک غیر سیستماتیک، ریسک از دست دادن سرمایه گذاری به دلیل ریسک های مربوط به آن شرکت یا صنعت خاص است. به عنوان نمونه می توان به تغییر در مدیریت، فراخوان محصول، تغییر مقررات که می تواند فروش شرکت را کاهش دهد، و رقیب جدید در بازار با قابلیت سلب سهم بازار از یک شرکت رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه اشاره کرد. سرمایه گذاران اغلب از تنوع بخشی برای مدیریت ریسک غیر سیستماتیک با سرمایه گذاری در انواع دارایی ها استفاده می کنند.

علاوه بر ریسک های گسترده سیستماتیک و غیر سیستماتیک، چندین نوع ریسک خاص نیز وجود دارد، از جمله:

ریسک کسب و کار

ریسک کسب و کار به دوام اولیه یک کسب و کار اشاره دارد. سوال این است که آیا یک شرکت قادر خواهد بود فروش کافی داشته باشد و درآمد کافی برای تامین هزینه های عملیاتی خود و کسب سود داشته باشد. در حالی که ریسک مالی مربوط به هزینه های تامین مالی است، ریسک کسب و کار مربوط به سایر هزینه هایی است که یک کسب و کار باید برای کاربردپذیری و دایر ماندن آن تامین کند. این هزینه ها شامل حقوق، هزینه های تولید، اجاره تاسیسات، دفتر و هزینه های اداری می شود. سطح ریسک تجاری یک شرکت تحت تاثیر عواملی مانند هزینه کالا، حاشیه سود، رقابت و سطح کلی تقاضا برای محصولات یا خدماتی است که به فروش می رسد.

ریسک اعتباری یا پیش فرض

ریسک اعتباری، ریسکی است که وام گیرنده قادر به پرداخت سود قراردادی و اصل سرمایه بر اساس تعهدات بدهی خود نباشد. این نوع ریسک، به ویژه برای سرمایه گذارانی است که اوراق قرضه در سبد سهام خود دارند. اوراق قرضه دولتی، رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه به ویژه اوراق منتشر شده توسط دولت فدرال، دارای کمترین میزان ریسک پیش فرض و در نتیجه، کمترین بازده هستند. از سوی دیگر، اوراق قرضه شرکتی دارای بیشترین ریسک پیش فرض هستند، اما نرخ بهره بالاتری نیز دارند. به اوراق قرضه با احتمال ریسک پیش فرض کمتر، رتبه سرمایه گذاری گفته می شود، در حالی که اوراق با ریسک بیشتر، اوراق قرضه با بهره بالا یا اوراق قرضه ناکارآمد، تلقی می شوند. سرمایه گذاران می توانند از آژانس های رتبه بندی اوراق قرضه مانند استاندارد و پورز (Standard and Poor’s)، فیچ اند مودیز (Fitch and Moody’s)،برای تعیین رتبه سرمایه گذاری اوراق بهادار استفاده کنند.

ریسک کشوری

منظور از ریسک کشوری، این است که یک کشور نتواند به تعهدات مالی خود نسبت به سرمایه گذاران عمل کند. وقتی کشور به تعهدات خود عمل نکند، می تواند به عملکرد همه ابزارهای مالی دیگر در آن کشور و همچنین سایر کشورهایی که با آن روابط دارند، آسیب برساند. ریسک کشوری می تواند روی سهام، اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری مشترک، اختیار معامله و معاملات آتی اثر بگذارد. این نوع ریسک بیشتر در بازار های نوظهور یا کشورهایی که کسری بودجه شدید دارند مشاهده می شود.

ریسک ارز خارجی

هنگام سرمایه گذاری در کشور های خارجی، توجه به این واقعیت مهم است که نرخ تبدیل ارز می تواند قیمت دارایی را نیز تغییر دهد. ریسک ارز خارجی ( یا ریسک نرخ ارز) در کلیه ابزارهای مالی که در ارز دیگری غیر از ارز داخلی شما وجود دارند، اعمال می شود. به عنوان نمونه اگر در ایالات متحده زندگی می کنید و در سهام کانادا به دلار کانادا سرمایه گذاری می کنید، حتی اگر ارزش سهم افزایش یابد، ممکن است در صورت کاهش ارزش دلار کانادا نسبت رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه به دلار آمریکا، ضرر کنید.

ریسک نرخ بهره

ریسک نرخ بهره، ریسکی است که به دلیل تغییر در نرخ بهره، اختلاف بین دو نرخ، به شکل منحنی بازدهی و یا هر رابطه دیگری با نرخ بهره، ارزش سرمایه گذاری تغییر می کند. این نوع ریسک ارزش اوراق قرضه را مستقیم تر از سهام تحت تاثیر قرار می دهد و برای همه دارندگان اوراق قرضه ریسک قابل توجهی است. با افزایش نرخ بهره، قیمت اوراق در بازار ثانویه کاهش می یابد، و بالعکس با کاهش نرخ بهره، قیمت اوراق در بازار ثانویه افزایش می یابد.

ریسک سیاسی

ریسک سیاسی، ریسکی است که بازده سرمایه گذاری ممکن است به دلیل بی ثباتی سیاسی یا تغییرات در یک کشور متحمل شود. این نوع ریسک می تواند ناشی از تغییر در دولت، مجلس قانونگذاری، دیگر سیاست گذاران خارجی یا کنترل نظامی باشد. همچنین به عنوان ریسک ژئوپولیتیک شناخته می شود، با طولانی شدن افق زمانی سرمایه گذاری، این ریسک بیشتر به یک عامل تبدیل می شود.

ریسک طرف مقابل

ریسک طرف مقابل احتمالی است که یکی از طرفین معامله تعهدات قراردادی خود را نقض کند. ریسک طرف مقابل می تواند در معاملات اعتباری، سرمایه گذاری و معاملاتی وجود داشته باشد، به ویژه در معاملاتی که در بازار های فرابورس (over-the-counter) انجام می شود. محصولات سرمایه گذاری مانند سهام، اختیار معامله، اوراق قرضه و معاملات بازار مشتقات دارای ریسک طرف مقابل هستند.

ریسک نقدینگی

ریسک نقدینگی به توانایی سرمایه گذار برای انجام سرمایه گذاری نقدی بستگی دارد. به طور معمول، سرمایه گذاران برای دارایی های غیر نقدی به مقداری حق بیمه احتیاج دارند که بابت نگهداری اوراق بهادار در طول زمان، که به راحتی قابل نقد شدن نیستند، غرامت پرداخت می کند.

ریسک در مقابل پاداش

توازن بین ریسک و بازده، به تعادل بین تمایل به کمترین ریسک ممکن و بالاترین بازده ممکن گفته می شود. به طور کلی، سطوح پایین ریسک با بازدهی بالقوه کم و سطوح بالای ریسک با بازدهی بالقوه بالا همراه است. هر سرمایه گذار باید تصمیم بگیرد که چه مقدار ریسک برای بازده مورد نظر می پذیرد. این امر بر اساس عواملی مانند سن، درآمد، اهداف سرمایه گذاری، نیاز های نقدینگی، افق زمانی و شخصیت درجه بندی می شوند.

نمودار زیر تصویری از توازن ریسک و بازده برای سرمایه گذاری را نشان می دهد، که در آن انحراف معیار بالاتر به معنای سطح یا ریسک بالاتر و همچنین بازده احتمالی بالاتری است.

به خاطر داشته باشید که ریسک بالاتر به معنی بازدهی بیشتر نیست. توازن ریسک و بازده، تنها نشان می دهد که سرمایه گذاری های با ریسک بیشتر احتمال بازده بالاتری دارند، اما هیچ تضمینی بابت آن وجود ندارد. در قسمت های کم ریسک طیف، نرخ بازده بدون ریسک قراردارد (نرخ بازدهی فرضی سرمایه گذاری بدون ریسک). این نشان دهنده گرایشی است که از یک سرمایه گذاری کاملا بدون ریسک در یک دوره زمانی خاص انتظار دارید. از نظر تئوری، نرخ بازده بدون ریسک حداقل بازدهی است که شما برای هرسرمایه گذاری انتظار دارید زیرا شما ریسک اضافی را نمی پذیرید مگر اینکه نرخ بازدهی بالقوه، بیشتر از نرخ بدون ریسک باشد.

ریسک و تنوع بخشی

تنوع بخشی، اساسی ترین و موثر ترین استراتژی برای به حداقل رساندن ریسک است. تنوع بخشی به شدت بر مفاهیم همبستگی و ریسک استوار است. یک سبد متنوع مناسب، شامل انواع مختلف اوراق بهادار از صنایع مختلف است که دارای ریسک و همبستگی و با بازدهی متفاوت از یکدیگر هستند.

درحالی که اکثر سرمایه گذاران حرفه ای معتقدند که تنوع بخشی نمی تواند هیچ تضمینی برای جلوگیری از ضرر باشد اما این مهمترین بخش برای کمک به سرمایه گذار، در رسیدن به اهداف مالی بلند مدت و در عین حال به حداقل رساندن ریسک است.

در اینجا به چند روش تنوع بخشی اشاره می کنیم:

  1. سبد خود را بر اساس کلاس های مختلف سرمایه گذاری از جمله پول نقد، سهام، اوراق قرضه، صندوق سرمایه گذاری مشترک، صندوق های قابل معامله و دیگر صندوق رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه ها گسترش دهید. به دنبال دارایی هایی باشید که در گذشته بازده آنها در یک جهت و به میزان یکسان حرکت نکرده است. به این ترتیب، اگر بخشی از مجموعه شما کاهش یابد، ممکن است بقیه مجموعه همچنان در حال رشد باشند.
  2. در هر سرمایه گذاری تنوع داشته باشید. اوراق بهاداری که به واسطه بخش، صنعت، حوزه و حجم بازار، متنوع هستند را در نظر بگیرید. ایده خوبی است که سبک ها را مانند رشد، درآمد و ارزش ترکیب کنید. همین امر برای اوراق قرضه نیز صادق است: سر رسید ها و ویژگی های اعتباری متنوع را در نظر بگیرید.
  3. اوراق بهادار که به ریسک تنوع می دهند را در نظر بگیرید. شما محدود به انتخاب سهام بلوچیپ ( سهام شرکت های بسیار بزرگ و معتبر) نیستید. در واقع، خلاف آن واقعیت دارد. انتخاب سرمایه گذاری های متفاوت با نرخ های بازدهی متفاوت، تا حد زیادی تضمین می دهد که سود های بزرگ، زیان حوزه های دیگر را جبران می کند.

جمع بندی

همه ما در طول روز با ریسک مواجه می شویم، مانند زمانی که در حال رانندگی هستیم، سرمایه گذاری می کنیم یا کسب و کاری را مدیریت می کنیم. ریسک از دیدگاه مالی به عنوان شرایطی تعریف شده است، که بازده واقعی سرمایه گذاری با بازده مورد انتظار، رابطه بازده و قیمت اوراق قرضه متفاوت باشد.

تنوع بخشی و ارزیابی، موثر ترین روش مدیریت ریسک هستند. اگرچه تنوع بخشی، سود و زیان شما را تضمین نمی کند اما احتمال بهبود بازده بر اساس مقدار ریسک تعیین شده را مهیا می کند. پیدا کردن تعادل مناسب بین ریسک و بازده به سرمایه گذاران و مدیران کسب و کار کمک می کند تا با توجه به روش معاملاتی که انتخاب کرده اند به اهداف مالی خود برسند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.