نکات مهم استفاده از فراکتال‌ها


این وبلاگ جهت استفاده دانش آموزان گرامی دبیران ودانشجویان عزیز طراحی شده است.
ما را از مطالب علمی و جالب خود آگاه ساخته و با نظرات صائب خود در این امر انسان دوستانه یاری فرمایید با تشکر -عبدالمحمد [email protected]

وبلاگ ریاضی- مهندس علی عبدالمحمد

فراکتال ها مفاهیم ریاضی هندسی هستند که در چند سال اخیر و به خصوص پس از کار های بندیت مندلبورت، ریاضیدان لهستانی بر روی آنها بسیار مورد توجه دانشمندان سایر علوم قرار گرفته است. مفاهیمی که خواص آنها به اندازه شان بستگی ندارد، در فیزیک، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی و پزشکی بسیار دیده شده اند و از خواص آنها می توان برای درک بهتر پدیده های مورد نظر استفاده کرد. تاکنون تعریف دقیقی از ماهیت فراکتال ها نشده است اما از یک دیدگاه کلی می توان گفت که فراکتال موجودی هندسی است که قوانین کلی حاکم بر آن وابسته به مقیاسی که در آن کار می کنیم نیست. یعنی جزئیات آن شبیه کل هستند. فراکتال ها جزئیات نامحدودی دارند که دارای ساختاری خود متشابه در مقادیر مختلف بزرگنمایی، هستند. در اکثر موارد یک قانون و قاعده خاصی به میزان نامحدودی تکرار می شود تا یک طرح فراکتالی پدید آید. واژه فراکتال در سال 1975 توسط « بندیت مندلبورت» پدر فراکتال، ابداع شد. ریشه این لغت، عبارت لاتین Fractus به معنی «شکسته» است. پیش از این که مندلبورت این واژه را ابداع کند، برای چنین اشکالی، از واژه «منحنی های هیولایی» استفاده می شد. فراکتال ها را عموما موجوداتی ریاضی می پندارند و این به علت مشهور بودن ساختار «فراکتال هندسی» است اما نشان داده شده است که بسیاری از وضعیت هایی که هندسه کلاسیک ( اقلیدسی ) از توضیح آن ها عاجز است، توسط فراکتال ها، به راحتی بیان می شود. به همین دلیل فراکتال ها کاربرد های بسیاری در علوم پیدا کرده اند، از فیزیک و شیمی و هواشناسی گرفته تا بیولوژی ملکولی و پزشکی، از قوانین حاکم بر فراکتال ها استفاده می شود.

فراکتال های هندسی

ساده ترین نوع فراکتال، فراکتال کانتور است. پاره خطی به طول یک واحد در نظر بگیرید و طول آن را به سه قسمت تقسیم کرده و قسمت وسطی را حذف کنید. حالا دو خط داریم که طول آن ها یک سوم طول اولیه است. همین عمل را با هر کدام از این پاره خط ها انجام می دهیم. یعنی طول هر کدام را ثلث می کنیم و قسمت وسطی را حذف می کنیم. می توان با کامپیوتر برنامه ای نوشت که این عملیات را چندین بار پیاپی انجام دهد. اگر این عملیات را بی شمار بار انجام دهیم ( کاری که از عهده کامپیوتر خارج است ) شکلی به دست می آید که مجموعه کانتور نام دارد. اگر به کل شکل نگاه کنیم، ساختاری می بینیم که تا بی نهایت ادامه دارد. اگر به سمت راست یا چپ خط دوم شکل نگاه کنیم، ساختاری میبینیم که باز هم تا بی نهایت ادامه یافته و در عین حال، کاملا شبیه شکل کلی است. چنین ساختار هایی که هر جز آن با کل مجموعه یکی است و فقط در مقیاس( Scale ) تفاوت دارند را ساختار های خود متشابه Self-similar می گویند.

یکی از مشهورترین انواع فراکتال ها توسط «هلگ فون کخ» در سال 1904 طراحی شد، در این نوع فراکتال، ابتدا یک پاره خط به طول یک واحد در نظر می گیریم و آن را به سه قسمت تقسیم می کنیم. سپس به جای ضلع وسط دو ضلع مثلث متساوی الاضلاع را قرار می دهیم و این کار را همین طور ادامه می دهیم. فراکتال کخ نیز یک نوع فراکتال خود متشابه است. اگر این عمل را روی اضلاع یک مثلث متساوی الاضلاع انجام دهیم، شکل بسیار زیبایی پدید می آید که «دانه برف کخ » نام دارد. فراکتال سر پینسکی یک فراکتال هندسی است. اگر مثلث وسطی یک مثلث متساوی الاضلاع را حذف کنیم و برای همه مثلث های باقی مانده هم این عمل را تا بی نهایت انجام دهیم، مجموعه زیبایی از مثلث های پر و خالی به وجود می آید که فراکتال سر پینسکی به دست خواهد آمد. در همه انواع فراکتال های خود متشابه برای تبدیل هر جز به کل یا اجزای کوچکتر، باید همه ابعاد به یک مقیاس بزرگ شوند. اما نوع دیگر فراکتال را خود الحاقی ( Self-Affine ) می گویند. در این نوع فراکتال ها برای تبدیل شدن به مقیاس بزرگتر باید شکل در هر راستا به ضرایب مختلفی بزرگ نمایی شود. DNA زنجیر طویلی از اسید های نوکلوئیک است که اطلاعات ژنتیکی را در خود ذخیره کرده است. اسید های نوکلوئیک دو دسته اند، پریدین و پریمیدین. اگر در طول یک زنجیره DNA برای هر پریدین یک واحد بالا برویم و برای هر پریمیدین یک واحد به پایین، نموداری به دست می آید که داده های زیادی به ما می دهد. به این نمودار ولگشت DNA ( DNA Walk ) می گویند. ولگشت های DNA نمونه های خوبی برای فراکتال های خود الحاقی هستند. اکثر ساختار های فراکتالی در طبیعت مثل ریشه های گیاهان یا شاخه های درخت ها، ساختار های خوشه ها و کهکشان های کیهان، رشد یک سطح، سوختگی های روی کاغذ، شکستگی های DVD ها و ساختار های زمین شناسی به خصوص اشکال زیبایی که در غار ها مشاهده می شود، خواص فراکتالی خود الحاقی دارند. یکی از زیباترین نمونه های فراکتالی گل کلم است.

ابعاد فراکتال ها

یکی از نکات بسیار جالب در بررسی فراکتال ها، بعد آن ها است. مثلا می دانیم که مربع مثلا یک شی ریاضی دو بعدی است. این بعد دوم را می توان این گونه به دست آورد که از تقسیم هر ضلع مربع به N قسمت مساوی و وصل کردن نقاط رو به رو به هم، N 2 مربع به دست می آید که اندازه هر کدام 1/N 2 برابر مساحت مربع اولی است. این شکل یک ساختار فراکتالی دارد که هر ضلع مربع های کوچک با ضریب N به اندازه ضلع مربع اصلی تبدیل می شود. بنابراین بعد هر جسم را می توان این گونه تعریف کرد: نسبت لگاریتم تعداد اشکال خود متشابه به لگاریتم عامل بزرگ نمایی.

حال اگر همین کار را با مجموعه کانتور انجام دهیم چون با دو مجموعه کانتور می توان یک مجموعه کانتور با طول سه برابر مجموعه های اولی ساخت داریم:

یعنی یک مجموعه کانتر موجودی 0.631 بعدی است. حال اگر به شکل مجموعه کانتور نگاه کنیم ما می بینیم که این مجموعه نه یک خط کامل است که بعد یک داشته باشد و نه یک نقطه که بعد صفر داشته باشد بلکه موجودی بین آن دو است.

برای فراکتال کخ که بیشتر از خط (بعد 1) و کمتر از صفحه (بعد 2) است، داریم:

یا برای فراکتال سر پینسکی که فضای بیشتری را نسبت به فراکتال کخ می پوشاند، اما به یک صفحه کامل نمی رسد، داریم:

در فراکتال ها این بعد فراکتالی است که مهم است و نه مقیاس. زیرا در هر اندازه ای، این بعد فراکتالی خفظ می شود و بیانگر خاصیت اصلی فراکتال است. همین امر کاربرد فراکتال ها را در علم امروزی زیاد کرده است. در کیهان شناسی، ساختار یک کهکشان با یک خوشه کهکشانی ( مجموعه ای از هزاران کهکشان) و یک خوشه نیز با یک ابر خوشه (مجموعه ای از هزاران خوشه کهکشانی) قابل قیاس است. رشد نمونه های میکروبیولوژیکی در محیط های کشت و یا نحوه کارکرد پلیمر های صنعتی ( مثل لاستیک ها) و پلیمر های حیاتی (مثل DNA و پروتئین ها) از مواردی هستند که دانش فراکتال ها را می توان در آن ها به کار برد.

حامد غفاری ( منبع: شرق )

این وبلاگ جهت استفاده دانش آموزان گرامی دبیران ودانشجویان عزیز طراحی شده است.
ما را از مطالب علمی و جالب خود آگاه ساخته و با نظرات صائب خود در این امر انسان دوستانه یاری فرمایید با تشکر -عبدالمحمد [email protected]

مقدمه ای بر نظریه موج الیوت

رالف نلسون الیوت[1] تئوری موج الیوت را در دهه 1930 مطرح کرد. الیوت معتقد بود که بازارهای سهام، که معمولا تصور می‌گردید رفتارشان پرهرج‌و‌مرج و تصادفی است رفتاری در قالب الگوهای تکرار‌شونده معاملاتی دارند. در این مقاله، ما نگاهی به تاریخچه پشت نظریه موج الیوت و اینکه چگونه برای معامله استفاده می‌گردد می‌اندازیم.

الیوت مطرح کرد که روند قیمت‌ها ناشی از روانشناسی غالب سرمایه گذاران است. او دریافت که نوسانات در روانشناسی توده‌ها همیشه در همان الگوهای‌ تکراری فراکتال یا "امواج" در بازارهای مالی نمود پیدا می‌کند.

در نظریه الیوت و تا حدودی در نظریه داو حرکت قیمت را در قالب امواج می‌بینیم. از آنجا که الیوت ماهیت "فراکتال" بازارها را به رسمیت شناخت، می‌توانست تجزیه و تحلیلی با جزئیات بیشتر انجام دهد. فرکتال‌ها ساختارهای ریاضی هستند که در مقیاس های کوچکتر از بی نهایت خود را تکرار می کنند. الیوت دریافت که الگوهای شاخص قیمت سهام در همین قالب قرار می‌گیرند. او سپس شروع به بررسی چگونگی عملکرد این الگوهای تکراری به عنوان اندیکاتورهای پیش‌بینی تحرکات آینده بازار کرد.

پیش بینی بازار بر اساس الگوهای موج

الیوت پیش‌بینی دقیقی از بازار سهام بر مبنای خصوصیاتی که خودش یافته بود در قالب امواج ارائه داد. یک موج سازنده(موافق) ، که در مسیر موافق روند اصلی حرکت می‌کند همیشه در الگوی خود پنج موج را نمایش می‌دهد . در سوی دیگر، موج اصلاحی در جهت مخالف روند اصلی حرکت می‌کند. در یک مقیاس کوچکتر، در هر یک از امواج موافق، دوباره می‌توان پنج موج دیگر نیز یافت.

این الگو خود را بی نهایت در مقیاس های کوچکتر تکرار می‌کند. الیوت این ساختار فراکتالی را در دهه 1930 آشکار ساخت، اما دانشمندان چند دهه بعد فراکتال ها را تشخیص دادند و آن‌ها را از نظر ریاضی اثبات نمودند.

در بازارهای مالی، ما می دانیم که "هرچه که بالا رفت، پایین هم باید بیاید" یعنی هر حرکت قیمت به سمت بالا یا پایین با یک حرکت خلاف جهت نیز همراه می‌گردد. نمودار قیمت به دو بخش روندها و اصلاح‌ها تقسیم می‌گردد. روند نشان‌دهنده مسیر اصلی حرکت قیمت است، درحالیکه اصلاح‌ها برخلاف جهت روند حرکت می‌کنند.

تفسیر نظریه موج الیوت

نظریه الیوت به شرح زیر تفسیر می‌گردد:

  • پنج موج که در جهت روند اصلی حرکت می کنند، توسط سه موج اصلاحی پیگیری می‌شوند(به صورت کلی یک حرکت 3-5). این حرکت 3-5 تبدیل به دو بخش موج بزرگتر بعدی می‌گردد.
  • الگوی 3-5 زمینه‌ای ثابت است و فقط طول زمانی موج‌ها ممکن است متغیر باشد.

بیایید با هم نگاهی به جدول زیر که از هشت موج(پنج موج صعودی و سه موج نزولی) که با 1،2،3،4،5 و A,B,C نمایش داده شده بیاندازیم.

امواج 1، 2، 3، 4 و 5 امواج سازنده(موافق)، و امواج A، B و C امواج اصلاحگر( مخالف روند) را تشکیل می‌دهند. 5 موج اصلی به نوبه خود بزرگترین موج را تشکیل می‌دهد و 3 موج اصلاحی دومین موج بزرگ را می‌سازد.

موج اصلاحی به طور معمول دارای سه حرکت قیمتی مجزا است که دوتای آن‌ها (AوC) هم‌جهت با اصلاح و دیگری(B) در خلاف جهت اصلاح است. امواج 2 و 4 در تصویر بالا امواج اصلاحی هستند. این امواج به طور معمول دارای ساختار زیر است:

توجه داشته باشید که در این تصویر، امواج A و C در جهت روند بزرگتر هستند، پس بنابراین امواج سازنده هستند و خودشان از پنج موج تشکیل شده‌اند. موج B، در مقابل، ضد روند و در نتیجه اصلاحی و متشکل از سه موج است.

یک موج سازنده که به دنبال خود یک موج اصلاحی به همراه دارد ، یک درجه از امواج الیوت را تشکیل می‌دهد که از روندها و ضدروندها تشکیل شده.

همانطور که شما می توانید از الگوهایی که در تصویر بالا نشان داده شده ببینید، پنج موج همیشه صعودی نیستند و همچنین سه موج هم همیشه نزولی نیستند ( تنها موافق و مخالف روند هستند). به عنوان مثال هنگامی که روند بلندمدت نزولی است پنج موج نزولی هستند.

الیوت 9 درجه موج شناسایی کرد که به ترتیب از بزرگ به کوچک در زیر نام برده می‌شود:

  • ابرچرخه بزرگ یا Grand Supercycle
  • ابر چرخه یا Supercycle
  • چرخه یا Cycle
  • اصلی
  • متوسط
  • جزئی
  • دقیقه یا Minute
  • مینوت Minuette
  • زیر مینوت یا Sub-Minuett

از آنجا که امواج الیوت فراکتال هستند ، درجه امواج بر اساس تئوری به سوی کوچکتر و یا بزرگتر شدن طبق لیست بالا حرکت می‌کند.

برای استفاده از این نظریه در معاملات روزانه، معامله‌گر ممکن است یک موج صعودی اصلی را شناسایی می‌کند و پوزیشن طولانی (long) را اتخاذ کند و پس از آن که الگوی 5 موج سهم تکمیل شد و روند در حال برگشت بود سهم را بفروشد و یا به پوزیشن کوتاه(short) برود .

محبوبیت نظریه موج الیوت

در دهه 1970، اصل امواج الیوت با تلاش‌های فراست و رابرت پرچر[2] به محبوبیت رسید. فراست و رابرت پرچر در کتاب خود که امروزه افسانه ای و معروف شده - اصل امواج الیوت را اینگونه تعریف کردند: کلیدی برای رفتار بازار - نویسندگان همچنین بازار صعودی دهه 1980 را پیش‌بینی کردند. پرچر همچنین بعدها چند روز قبل از سقوط سال 1987 سیگنال فروش صادر کرد.

کسانی که با امواج الیوت کار می‌کنند بر این نکته تاکید دارند که چون بازار فراکتال است دلیل بر این نیست که پیش‌بینی آن آسان باشد. دانشمندان نیز درخت را یک فراکتال می‌دانند اما این دلیل نمی‌شود که پیش‌بینی جهت هر شاخه آن آسان باشد. از لحاظ کاربرد عملی، اصل امواج الیوت نیز به مانند دیگر روش‌های تحلیل تکنیکال مخالفانی دارد.

یکی از نقاط ضعف مهم این است که افرادی که از این نظریه استفاده می‌کنند همیشه ممکن است به جای توجه به ضعف در تئوری، خوانش خود از موج‌شماری نمودار را مورد سرزنش قرار دهند و اشکال کار بدانند. در موارد شکست نیز یک تفسیر با سرنوشت نامعلوم درباره اینکه چقدر زمان می‌برد تا یک موج به اتمام می‌رسد وجود دارد. با این حال گفتنی است که مدافعان نظریه موج الیوت با تمام وجد از آن دفاع می‌کنند.

آموزش الگو های هارمونیک در بازار معاملات

آموزش الگو های هارمونیک در بازار معاملات

الگو های قیمت هارمونیک به الگوهایی گفته میشود که با استفاده از اعداد فیبوناچی برای نقاط بازگشت استفاده می شود و با این حرکت الگوهای هندسی را به سطح بالاتری می برند بنابراین قبل از اینکه ادامه این مقاله را مطالعه کنید پیشنهاد میشود حتما سری به مقاله آموزشی فیبوناچی بزنید و ابتدا این مبحث را یاد بگیرید تا خیلی راحت تر متوجه الگو های هارمونیک شوید .

بر خلاف سایر روش هایی که در تحلیل بازار انجام می شود ، الگوهای هارمونیک سعی در پیش بینی تحرکات آینده نمودار دارد .
حال بیایید به تعدادی از نمونه های الگوهای قیمت هارمونیک که در فارکس برای معاملات ارزی استفاده می شود نگاهی بی اندازیم .

الگو های معاملات هارمونیک به این اشاره دارد که روندها به مانند یک پدیده هارمونیک هستند ، بدین معنی که روند ها می توانند به امواج کوچک تر و بزرگ تری تقسیم شوند که ممکن است جهت قیمت را پیش بینی کنند .
الگو های معاملات هارمونیک کاملا به اعداد فیبوناچی که برای ایجاد اندیکاتور های تکنیکال استفاده می شود متکی می باشند .
ترتیب اعداد با ۰ و ۱ شروع می شود و این ترتیب با جمع کردن دو عدد بعد ادامه می یابد همانند :
۰ ، ۱ ، ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۵ ، ۸ ، ۱۳ ، ۲۱ ، ۳۴ ، ۵۵ ، ۸۹ ، ۱۴۴ و …

این ترتیب اعداد را می توان به نسبت هایی تقسیم کرد که به عقیده عده ای از معامله گران ، این نسبت ها سرنخی از این است که به بازار مالی به کدام سو حرکت می کند .
الگو های گارتلی ، خفاش ، پروانه و خرچنگ محبوب ترین الگو های هارمونیک برای معامله گران تکنیکال می باشد .

هندسه و اعداد فیبوناچی

الگو معاملات هارمونیک ، الگوها و ریاضیات را به یک‌ روش‌ معاملاتی دقیق و مبتنی بر فرض این که الگوها خود را تکرار میکنند تبدیل می کند .
ریشه این روش ، نسبت اولیه یا برخی از مشتقات آن ( ۰.۶۱۸ یا ۱.۶۱۸ ) و نسبت های تکمیل‌ کننده آن که عبارتند از :
۰.۳۸۲ ، ۰.۵۰ ، ۱.۴۱ ، ۲.۰ ، ۲.۲۴ ، ۲.۶۱۸ ، ۳.۱۴ و ۳.۶۱۸ می باشد .
نسبت اولیه تقریبا در تمامی‌ طبیعت و ساختار های محیطی و همچنین ساخته های دست بشر یافت‌‌ می شود .
از آنجا که الگو نسبت اولیه در طبیعت و جامعه تکرار می‌ شود ، این نسبت نیز‌ در بازار های مالی که تحت تاثیر محیط و جوامع هستند و افراد در آن معامله می کنند نیز مشاهده می‌ شود (یعنی این این الگو ها مدام در بازارهای مالی و نمودار ها تکرار به وجود می آیند)
با یافتن الگو هایی که دارای طول و اندازه های مختلف هستند ، معامله‌ گر می‌تواند نسبت های فیبوناچی‌‌ را به الگو‌ ها اعمال کند و طبق این الگو قادر خواهد بود که تحرکات آینده را پیش بینی کند . بخش اعظمی از‌ این روش معامله به اسکات کارنی نسبت داده شده است ، گرچه افراد دیگری نیز در این روش مشارکت کرده اند و الگو ها‌‌ و سطوحی را ارائه کرده اند که باعث بهتر شدن این عملکرد شده‌ است .

مشکلات الگوی هارمونیک

الگو‌‌‌ های قیمت بسیار دقیق میباشند و نیازمند این هستند که الگو تحرکات کامل را نشان بدهد تا این که بتوان با مشاهده این الگو ، بتوانیم‌ نقطه بازگشت دقیق روند را متوجه شویم . یک معامله گر ممکن‌ است غالبا الگویی را ببیند که مشابه به الگوی هارمونیک باشد ، اما ممکن است سطوح فیبوناچی در این الگو منطبق نباشند و بنابراین‌‌ این‌ الگو با توجه به اصول الگو های هارمونیک یک الگو‌ ی غیر قابل اعتماد تلقی می شود ، اما این اتفاق نیز می تواند یک مزیت باشد به این معنی که معامله گر نیاز است صبور باشد و منتظر‌ کامل‌ شدن و شکل گیری الگو در نمودار باشد .
الگو‌‌ های هارمونیک میزان دوام‌ حرکات فعلی را اندازه گیری میکنند ، همچنین می توان از آنها برای جدا سازی نقاط معکوس نیز استفاده کرد .
مشکل کار هنگامی رخ می‌ دهد که معامله گر یک موقعیت معاملاتی در ناحیه معکوس و بازگشت پیدا می‌ کند اما این الگو شکل نمی‌‌ گیرد . زمانی این مشکل اتفاق می افتد که تریدر در معامله ای گیر افتاده و روند‌ معامله به سرعت بر خلاف جهت معاملاتی ، او ادامه‌‌ پیدا می کند ، بنابراین همانند تمامی استراتژی های معاملاتی باید مشکلات و ریسک های این روش نیز کاملا کنترل شود .
به این نکته توجه داشته‌ باشید که این الگو ها ممکن است در الگو های دیگر نیز تشکیل شوند ، همچنین امکان‌ تشکیل شدن الگو‌ های غیر هارمونیک در‌ الگو های هارمونیک نیز امکان پذیر است .
این موارد می‌ نکات مهم استفاده از فراکتال‌ها توانند برای مطمئن شدن از اثر بخشی و متوجه شدن نقاط ورود و خروج به معامله گر کمک‌ کنند .
همچنین ممکن‌ است چندین موج قیمت در یک موج هارمونیک وجود داشته باشند ( به عنوان مثال یک موج CD یا موج AB ) . قیمت ها دائما در حال چرخش می باشند بنابراین تمرکز بر روی بازه زمانی طولانی تر که معامله در آن انجام می‌ شود مهم تر است .
قابلیت فراکتال بودن بازار این اجازه‌ به معامله گران می دهد تا از این تئوری در کوچک ترین تا بزرگ ترین بازه های زمانی استفاده ببرند .
برای استفاده کردن از این روش ، معامله گر باید از یک پلتفرم معاملاتی که به او امکان ترسیم چندین الگوی فیبوناچی اصلاحی برای تخمین هر موج قیمت را فراهم می کند استفاده کند .

انواع الگو های هارمونیک

تعداد زیادی‌ از الگو های هارمونیک وجود دارد . چهار مورد الگو وجود دارد که محبوب ترین الگو های هارمونیک نام گرفته اند . این چهار مورد عبارتند از : گارتلی ، پروانه ، خفاش و خرچنگ

الگوی گارتلی

الگوی گارتلی در ابتدا توسط اچ . ام گارتلی در کتابش به نام سود در بازار سرمایه معرفی و منتشر شد و سپس سطوح فیبوناچی‌ توسط اسکات کارنی در کتابش به نام معامله گر هارمونیک به این الگو نیز اضافه شد .سطوحی که در بحث زیر به آنها اشاره نکات مهم استفاده از فراکتال‌ها شده از همین کتاب می باشند . در طول سالیان اخیر ، تعدادی از معامله گران نسبت های‌‌ مرتبط دیگری را نیز معرفی کرده اند که در صورت لزوم ، به این موارد ذکر شده نیز اشاره خواهد شد .

الگوی گارتلی

الگوی صعودی اغلب در ابتدای روند مشاهده می شود و این حرکت نشانه این است که امواج‌ اصلاحی در حال پایان می باشند و روند افزایش و رو به بالای سهم نقطه D را تشکیل می دهد .
معامله گران باید آگاه باشند که همه الگو ها ممکن است در چارچوب روند یا دامنه وسیع تری از روند قرار گرفته باشند .
نمودار اطلاعات زیادی به ما خواهد داد اما نحوه متوجه شدن نمودار به شرح زیر است . به این مثال الگوی صعودی توجه کنید :
قیمت از نقطه X به نقطه A افزایش پیدا می کند سپس طبق موج اصلاحی نقطه A ، به نقطه B می رسد و قیمت اصلاح می شود ‌، قیمت دوباره توسط‌‌ خط BC افزایش پیدا می کند ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ موج‌ اصلاحی نقطه AB است . تحرک‌ بعدی نمودار در نقطه CD است که یک الگوی کاهشی‌ میباشد و امتداد آن ۱.۱۳ تا ۱.۶۱۸ نقطه ی AB است .‌ ۰.۷۸۶ نقطه ی D موج اصلاحی XA است . تعداد زیادی از معامله گران به دنبال خط CD که ۱.۲۷ تا ۱.۶۱۸ خط AB امتداد دارد هستند . ناحیه نقطه D به عنوان ناحیه معکوس و بازگشت محتمل شناخته می شود و این همان ناحیه‌‌ ای است که برای خرید های طولانی مدت می توان به آن ورود کرد . اگرچه صبر برای تایید این که قیمت رو به افزایش توصیه می شود . معمولا محل حد ضرر در نقطه ای که کمی پایین تر از نقطه ای که به سهم ورود نکات مهم استفاده از فراکتال‌ها کرده ایم‌‌ قرار دارد ، اما نکات دیگری از تاکتیک های حد ضرر در بخش های بعدی این مقاله اشاره خواهد شد .
برای متوجه شدن الگوی نزولی ، معامله گران معمولا نقطه D در نظر می گیرند و حد ضرر این مورد نیز کمی بالاتر از نقطه D قرار دارد .

تفاوتی که الگوی پروانه با الگوی گارتلی دارد این است که الگوی پروانه دارای نقطه D می باشد که تا فراتر از نکات مهم استفاده از فراکتال‌ها نقطه X امتداد پیدا کرده است .

الگوی پروانه هارمونیک

الگوی صعودی پروانه الگوی نزولی پروانه

همینک ما به مثالی صعودی اشاره خواهیم داشت ، قیمت در نقطه A کاهش پیدا کرده ، موج صعودی AB ، موج اصلاحی ۰.۷۸۶ خط XA است ، خط BC که ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ است نیز موج اصلاحی AB می‌ باشد . CD که از ۱.۶۱۸ تا ۲.۲۴ است امتداد AB می باشد ، همچنین نقطه D

1.27 نیز در امتداد موج XA می باشد .(یعنی با توجه به خطوط فیبوناچی نسبت 1.27 ، بالاتر از نقطه X قرار گرفته است)
نقطه D ناحیه ای است که معامله‌ گران فروش را در آن مدنظر می گیرند اما همیشه باید نشانه های نمایانگر کاهش قیمت را نیز مدنظر داشت .
نقطه حد ضرر کمی‌ بالاتر از نقطه ورود به سهم‌ قرار دارد .
در تمامی‌ این الگوهایی که اشاره شد برخی از معامله گران به دنبال پیدا کردن نسبت هایی در بین نسبت هایی که اشاره شد هستند و برخی دیگر‌ از معامله گران فقط به دنبال یکی از نسبت ها میاشند. طبق مثالی که در بالا مشاهده کردید موج CD
۱.۶۱۸ تا ۲.۲۴ نسبتی از AB است . تعدادی از معامله گران تنها به دنبال یافتن نسبت ۱.۶۱۸ یا ۲.۲۴ می‌ باشند و سایر اعدادی که در بین این دو عدد خاص قرار دارند را مدنظر نمی‌ گیرند .

الگوی خفاش تشابه زیادی با الگوی گارتلی دارد اما اندازه های آن با الگوی گارتلی تفاوت دارد .

الگوی خفاش هارمونیک

به این الگوی صعودی خفاش توجه کنید :
یک افزایش قیمت توسط XA رخ داده است .
نقطه B
۰.۳۸۲ تا ۰.۵ نسبتی در امتداد موج XA است .
موج BC نسبتی ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ از AB می باشد همچنین CD
۱.۶۱۸ تا ۲.۶۱۸ نسبتی در امتداد AB است . نقطه D
۰.۸۸۶ موج اصلاحی XA است و این نقطه ناحیه ای است که معامله گران از آن به عنوان فرصتی برای خرید عنوان می کنند . اگرچه معامله گران باید همیشه به نشانه هایی که حاکی از افزایش قیمت است را مدنظر داشته باشند .
حد ضرر این الگو کمی پایین تر از نقطه ای که نقطه خرید در آن قرار دارد جای دارد .
معامله گران برای الگو نزولی نقطه فروش در ناحیه نقطه D تحت نظر می گیرند و حد ضرر را نیز اندکی بالاتر از آن نقطه نیز تعیین می کنند .

اسکات کارنی الگوی خرچنگ‌ را به عنوان یکی از دقیق ترین الگو های‌‌ هارمونیک یاد می کند . دلیل این نظریه این است که این الگو نقاط معکوس و بازگشت را نزدیک به الگوی اعداد فیبوناچی به معامله گران اعلام می کند .
الگوی خرچنگ تشابه زیادی با الگوی پروانه دارد اما اندازه های آن با الگوی پروانه تفاوت دارد .

الگوی خرچنگ هارمونیک

الگوی صعودی‌خرچنگ الگوی نزولی خرچنگ

طبق مثال الگوی صعودی ،
نقطه ی B
۰۳۸۲ تا ۰.۶۱۸ پولبکِ XA می باشد .
موج BC در ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ از موج AB قرار دارد و همچنین CD در نسبت ۲.۶۱۸ تا ۳.۶۱۸ موج قرار دارد . نقطه D در ۱.۶۱۸ که امتداد موج XA است قرار دارد . در این نقطه موقعیت های خرید مدنظر معامله گران قرار می گیرد و حد ضرر آن نیز اندکی بالاتر از این‌ نقطه مورد نظر قرار می گیرد .
معامله گران برای الگو نزولی نقطه فروش را در ناحیه نقطه D تحت نظر می‌گیرند و حد ضرر را نیز اندکی بالاتر از آن نقطه تعیین می کنند .

نقاط دقیق ورود به معاملات و حد ضرر ها

هر الگو نمایانگر نقاط معکوس و بازگشت می‌باشند و لزوما نشانگر نقاط دقیق انجام معامله نیستند بدین دلیل که نقطه D از دو تحلیل‌ متفاوت شکل می گیرد . اگر تمامی‌ سطوح پیش‌ بینی شده در نزدیکی یکدیگر‌ قرار داشته باشند معامله گر می تواند در آن موقعیت وارد معامله شود . در تایم فریم های بالاتر ، سطوح آن از ۵۰ پیپ‌ یا بیشتر باهم فاصله دارند ، در این موقعیت باید منتظر به وجود آمدن تحرکات دیگری برای تایید حرکت قیمت در مسیری که معامله گر مدنظر دارد بود . همچنین این اتفاق را می توان از طریق یک اندیکاتور دیگر و یا تحت نظر دادن دقیقِ تحرکات قیمت نیز مشاهده کرد .

معاملات بر اساس الگوی هارمونیک یکی از روش های دقیق بر مبنای ریاضیات می‌ باشد اگرچه برای تسلط و یادگیری کامل الگو ها شخص معامله گر نیازمند صبر ، تمرین و مطالعات فراوانی است . محاسبات اولیه ای که شخص انجام می‌ دهد ابتدای راه است . تحرکات قیمتی که با اندازه گیری و محاسبات فرد مطابقت ندارد الگو را بی اعتبار می کند و ممکن باعث سردرگمی‌ فرد معامله گر شود.
الگوهای گارتلی ، پروانه ، خفاش و خرچنگ شناخته شده ترین الگو های هارمونیک هستند و اکثر معامله گران به نشانه های حاکی از این‌ الگو‌ ها در نمودار هستند . نقاط ورود و خروج در نقاطی که نشان دهنده نقاط بازگشت و معکوس قرار دارد نیز مشخص می‌ شود اما باید نشانه هایی که نمودار احتمال بازگشت قیمت را می دهد نیز توجه زیادی شود . نقاط حد ضرر در معاملات خرید معمولا پایین تر از نقطه ورود قرار گرفته و همچنین در معاملات فروش نقطه حد ضرر اندکی بالاتر از نقطه ورود قرار دارد .

آموزش استراتژی معاملاتی SEM-16 شناسایی برگشت بازار با استوکاستیک و سطوح فیبوناچی مخصوص بازار بورس، ارزدیجیتال و فارکس

با عضویت در کانال تلگرامی سایت هوش فعال میتوانید از آموزش ها و مقالات منتشر شده در کانال استفاده نمایید و همچنین از اخبار اقتصادی مرتبط نیز که در کانال منتشر می شود استفاده کنید لینک عضویت در کانال تلگرام

آموزش استراتژی معاملاتی SEM-16 شناسایی برگشت بازار با استوکاستیک و سطوح فیبوناچی مخصوص بازار بورس، ارزدیجیتال و فارکس

  • استراتژی معاملاتی SEM-16 از اندیکاتور استوکاستیک و سطوح فیبوناچی مورد استفاده قرارگرفته است.
  • سطوح بازگشتی فیبوناچی خط‌های افقی هستند که نشان‌دهندهٔ مناطقِ احتمالی حمایت و مقاومت می‌باشند.
  • اندیکاتور استوکاستیک، سرعت و قدرت حرکات قیمتی را مشخص می‌کند.
  • استوکاستیک، مومنتوم حرکت قیمت را اندازه‌گیری می‌کند.

plhdj lhgd

اندیکاتور و سطوح به کار رفته در استراتژی SEM-16:

  • اندیکاتور استوکاستیک (stochastic)
  • ابزار سطوح فیبوناچی (Fibonacci)

نام سهم یا جفت ارز قابل استفاده:

  • در تمام نمادها و جفت ارز ها قابل استفاده می باشد.

خدمات سایت هوش فعال به شما کاربران و فعالان عزیز در حوزه بورس و فارکس

شما می توانید ایده های معاملاتی خود را درقالب اکسپرت متاتریدر، ربات های معامله گر و اندیکاتور های متاتریدر پیاده سازی کنید، ما در سایت هوش فعال این کار را با بهترین کیفیت و دقت بالا انجام می دهیم، برای ثبت سفارش اکسپرت ،ربات معامله گر و یا اندیکاتور های متاتریدر چهار یا پنج به این لینک مراجعه نمایید.

برای سیگنال گیری ، بررسی و تحلیل دقیق نیاز به ابزارهای کار آمد و دقیق داریم ما در سایت هوش فعال با طراحی و پیاده سازی اندیکاتور های ویژه و طرای و پیاده سازی اکسپرت های دستیار معامله گر ویژه ابزار های حرفه ای و کاربردی را برای شما آماده کردیم، شما با تهیه و استفاده از این ابزار ها می توانید سطح تحلیل و معاملات خود را بالا ببرید.

تایم فریم قابل استفاده برای استراتژی SEM-16:

  • در تمام تایم فریم ها قابل استفاده می باشد.
  • در تایم فریم های H4 , D1 خوب عمل می کند.

نحوه تشخیص این استراتژی:

  • هنگامی که کندل پس از برخورد به فیبو 50 واکنش نشان داده و همزمان خط سبز، خط زرد را در سطح 20 استوکاستیک رو به بالا قطع کرد و برگشت، سیگنال ورود صادر می‌شود.
  • در بعضی از اوقات کندل ها قدرت زیادی داشتند و پس از برخورد به فیبو 50 واکنش نشان نمی دهند و در این هنگام ما باید به اندیکاتور استوکاستیک نگاه بیندازیم که که برگشتی مشاهده می شود یا خیر. درصد زیادی در هنگام برگشت کندل ها در فیبو 61.8، برگشت اندیکاتور استوکاستیک هم شاهدیم و خط سبز، خط زرد را رو به بالا قطع کرده و برگشت نمودار را شاهد هستیم.

سیگنال گیری با اندیکاتور استوکاستیک:

سیگنال ورود:

  • هنگامی که خط سبز، خط زرد را رو به بالا قطع کرد و در سطوح 20 برگشت، سیگنال ورود صادر می‌شود.

سیگنال خروج:

  • هنگامی که خط سبز، خط زرد را رو به پایین قطع کرد و در سطوح 80 برگشت، سیگنال خروج صادر می‌شود.

سیگنال گیری با استفاده از واگرایی اندیکاتور استوکاستیک:

سیگنال خرید:

  • هرگاه روند نمودار کاهشی باشد اما خط های اندیکاتور رو به بالا باشد احتمالاً روند نزولی به صعودی تغییر جهت می دهد.

سیگنال فروش:

  • هرگاه روند نمودار افزایشی باشد اما خط های اندیکاتور رو به پایین باشد احتمالاً روند صعودی به نزولی تغییر جهت می دهد.

نکات مهم:

  • با استفاده درست از فیبوناچی اصلاحی می توان سطوح احتمالی حمایت، در برگشت یک حرکت اصلاحی را پیش بینی کرد.
  • استوکاستیک برای شناسایی روند صعودی و نزولی، جهت پیش‌بینی نقاط بازگشت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • اندیکاتور استوکاستیک همچنین، برای شناسایی سطوح اشباع خرید و اشباع فروش نیز استفاده می‌شود.
  • دو سطح 20 و 80 در اندیکاتور استوکاستیک درج و برگشت های فوق العاده ای در این سطوح مشاهده می کنید و هرگاه از سطوح 80 عیور کرد، اشباع خرید و هرگاه از سطوح 20 عبور کرد، اشباع فروش را شاهد هستیم.

مزایای استراتژی:

  • با استفاده از این استراتژی می توان نقطه درست خرید را نکات مهم استفاده از فراکتال‌ها با فیبوناچی و استوکاستیک را شاهد باشیم
  • استفاده از این استراتژی باعث می شود روند نمودار را دقیق شناسایی کرد و هیچ اشتباهی رخ ندهد.
  • از این استراتژی برای پیش بینی روز های آینده نمودار بسیار مناسب می باشد.

معایب استراتژی:

  • این استراتژی با یکدیگر معنا پیدا می کند و می توان برای قوی تر شدن این استراتژی از اندیکاتور های آر اس آی (RSI) و ای دی ایکس (ADX) هم استفاده کرد.

تنظیمات استراتژی SEM-16:

تنظیمات استوکاستیک:

  • تنظیمات فوق برای تغییر رنگ و تغییر ضخامت اندیکاتور استوکاستیک می باشد شما برای خوش رنگ تر شدن اندیکاتور و خطوط ، بهتر است از تنظیمات تصویر فوق استفاده فرمایید.

  • در تصویر فوق دو سطح 20 و 80 را باید اضافه فرمایید
  • رنگ و ضخامت اندیکاتور را با سلیقه خود انتخاب فرمایید.

تنظیمات فیبوناچی:

  • تنظیمات زیر برای تغییر رنگ و تغییر ضخامت اندیکاتور فراکتالمی باشد. شما برای خوش رنگ تر شدن اندیکاتورها و خطوط، بهتر است از تنظیمات تصاویر زیر استفاده فرمایید.

نویسنده: مجتبی اسماعیلی

کاربر محترم لطفا نظرات و تجربه ی خود از این استراتژی را با ما در دیدگاه زیر به اشتراک بگذارید و هر دیدگاه شما تجربه و انگیزه ی زیادی برای ادامه مسیر به ما می دهد.

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

تقارن همه جا هست. این بدان معنی است که شما می توانید بدون توجه به جایی که هستید، در گرفتن عکس های متقارن بهتر شوید. ما به شما نشان خواهیم داد که چگونه از تقارن در عکاسی برای تبدیل عکس های ساده به عکس های چشم نواز استفاده کنید. تنها چیزی که نیاز دارید دوربین خود و این آموزش سریع پر از نکات و ایده ها است.

چرا تقارن مهم است؟

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

یک عکس ساده از میوه می تواند با کمک دانش عکاسی متقارن به یک ترکیب هیجان انگیز تبدیل شود. عکس های متقارن به دلیل جذابیت برای چشم برجسته هستند. انسان ها به سمت کمال بصری و ترکیباتی که هماهنگ عمل می کنند، کشیده می شوند. نوع خاصی از راحتی در عکس هایی که تقریباً کامل هستند وجود دارد. جذابیت تنها چیزی نیست که تقارن را بسیار مهم می کند. با عکاسی متقارن، می‌توانید پتانسیل را در ساده‌ترین چیزها پیدا کنید. حتی اگر عکاس طبیعت بیجان نیستید، ممکن است از یک گیاه کاملا متقارن الهام بگیرید. و سپس آن را به یک شاهکار عکاسی تبدیل کنید. دانش شما از تقارن به شما کمک می کند تخیل خود را بهبود ببخشید و در بسیاری از مکان ها فرصت پیدا کنید.

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

در این مثال، خطوط پیشرو که از گوشه های پایین عکس می آیند، به طور طبیعی چشم را به فانوس دریایی هدایت می کنند. حتی اگر ابرهای پس‌زمینه کاملاً متقارن نیستند، تصویر را خراب نمی‌کنند. تقارن همیشه در مورد کمال نیست، اما می توان از آن برای تقویت ترکیبات مختلف استفاده کرد.

یکی دیگر از مزایای درک تقارن، دانستن نحوه کار با خطوط پیشرو است. اگر بدانید از کجا باید عکس بگیرید، یک مکان به ظاهر شلوغ عالی به نظر می رسد. دانستن نحوه استفاده از خطوط پیشرو نیز به شما کمک می کند به عکس های خود عمق دهید. به جای صاف به نظر رسیدن، ترکیبات شما شکل و معنا خواهند داشت. این باعث می شود تصاویر متقارن شما بیش از پیش برجسته شوند.
هنگامی که یاد گرفتید چگونه عکس های متقارن بگیرید، دیگر نیازی به گرفتن عکس های متقارن ندارید. شما می‌توانید از مهارت‌های جدید خود در راه‌هایی استفاده کنید که منحصر به سبک شما هستند. به عنوان مثال، به عنوان یک عکاس منظره، می توانید از تقارن برای ایجاد ترکیبات قدرتمند با بازتاب استفاده کنید.

4 نوع متداول تقارن در عکاسی

تقارن به اشکال مختلف وجود دارد. از تقارن چرخشی ساده که در مدرسه ابتدایی آموزش داده می شود تا تقارن فراکتال پیچیده تر. شما می توانید با انواع مختلفی از تقارن که دوست دارید آزمایش کنید. در اینجا رایج ترین مواردی است که بسیاری از عکاسان دوست دارند در عکس های خود بگنجانند.

تقارن عمودی

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

تقارن عمودی همیشه نباید روی مرکز ترکیب شما تمرکز کند. این کتاب های قدیمی در پایین عکس قرار گرفته اند که کل تصویر را برجسته می کند. می‌توانید رویکرد متعارف‌تری داشته باشید و همیشه مطمئن شوید که سوژه‌هایتان در مرکز قرار دارند.

تقارن عمودی رایج ترین نوع تقارن است. یک خط عمودی خیالی در مرکز ترکیب خود بکشید. اگر هر دو طرف متقارن باشند، عکس شما از نظر بصری جذاب به نظر می رسد. تقارن عمودی اغلب در عکاسی معماری استفاده می شود. بر اندازه، شکل و طراحی ساختمان ها تاکید دارد.

تقارن افقی

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

این دریاچه کاملاً منعکس کننده یک منظره است و به آن بافت می بخشد. خط خیالی خود را بردارید و آن را به صورت افقی در مرکز ترکیب خود قرار دهید. ترکیب بندی افقی اغلب در عکاسی منظره استفاده می شود. به خصوص زمانی که یک بدنه آبی وجود دارد. این را می توان با تقارن بازتابی اشتباه گرفت. تفاوت این است که تقارن افقی لزوماً نباید دارای انعکاس باشد. تقارن بازتابی همیشه وجود دارد.

تقارن شعاعی

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

همچنین می توانید چندین نوع تقارن را با هم ترکیب کنید تا عکس های خود را به سطح بعدی ببرید. به عنوان مثال، این عکس دارای تقارن شعاعی و عمودی است. اگر شیفته اشکال دایره ای هستید، تقارن شعاعی را دوست خواهید داشت. این نوع تقارن معمولاً شامل اشکالی است که با الگوهای یکسان گرد می شوند. این اغلب با موج هایی همراه است. اما می توان از آن برای عکاسی از گنبد، چرخ و غیره نیز استفاده کرد.

تقارن بازتابی

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

این جاده ها در یک ساختمان منعکس می شدند. همانطور که از نام آن پیداست، تقارن بازتابی تماماً در مورد بازتاب است. می توانید انعکاس هایی را در آب، سطوحی مانند شیشه و ساختمان ها پیدا کنید. برای گرفتن عکس های انعکاسی جالب نیازی نیست که در سطح سوژه خود قرار بگیرید. به دنبال سطوح غیرمعمول، مانند بزرگراه، بگردید تا عکس هایی به همان اندازه غیرعادی بگیرید.

تجهیزاتی که به شما کمک می کند تا عکس های متقارن بهتری بگیرید

برای گرفتن عکس‌های متقارن عالی، نیازی به سرمایه‌گذاری روی تجهیزات دوربین فانتزی ندارید. اما روند عکسبرداری شما ممکن است با ابزارهای زیر آسانتر شود:

  • سه پایه – سه پایه به شما کمک می کند تا بدون نگرانی در مورد حرکات دست لرزان یا افق های کج روی ترکیب خود تمرکز کنید.
  • سطح حباب – این ابزار کوچک به شما کمک می کند تا بفهمید عکس شما از نظر سطوح چقدر متعادل است. این به شما کمک می‌کند عکس‌های کاملاً مستقیمی بگیرید که نیازی به برش ندارند.
  • کنترل از راه دور – یک کنترل از راه دور به شما کمک می کند از راه دور عکس بگیرید. این برای عکاسی از سلف پرتره و عکاسی با نوردهی طولانی عالی است. اگر دوربین خود را در دست نگیرید، کمتر احتمال دارد که یک عکس را خراب کنید.

تقارن مصنوعی در عکاسی

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

هواپیماها و پرندگان اغلب به عکس های متقارن اضافه می شوند تا بر تقارن تأکید کنند و از فضای منفی خلاص شوند. می توانید با کمک یک برنامه یا یک برنامه ویرایش، تقارن ایجاد کنید. کار با تقارن مصنوعی سرگرم کننده است. به خصوص اگر قبلاً عکس هایی گرفته اید که متقارن نیستند یا فقط می خواهید خلاقیت خود را تقویت کنید. البته من استفاده منظم از تقارن مصنوعی در عکاسی را توصیه نمی کنم. ممکن است شما را از بهبود مهارت ها و یافتن پتانسیل خلاق در دنیای واقعی باز دارد.

تقارن در ایده های عکاسی

آخرین اما نه کم اهمیت، در اینجا چند ایده برای جرقه زدن خلاقیت شما وجود دارد. از آنها به عنوان الهام بخش برای پذیرش تقارن در عکاسی استفاده کنید.

6. در یک رویداد به دنبال تقارن باشید

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

هنگام عکاسی متقارن، قطعاً باید عکاسی معماری، منظره و طبیعت بی جان را تجربه کنید. اما باید سعی کنید خودجوش باشید. رویدادها برای این مناسب هستند. غیرقابل پیش بینی بودن رویدادها می تواند به فرصت های عکس غیرمنتظره زیادی منجر شود. به عکس بالا نگاه کنید. عکاس با استفاده از آتش بازی که معمولا چند ثانیه طول می کشد، توانست تقارن ایجاد کند. و تقارن افقی و انعکاسی را نیز در ترکیب خود گنجانده اند.

5. خطوط متقارن خود را بسازید

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

خطوط متقارن فقط در طبیعت وجود ندارند. می توانید استودیوی کوچک خود را ایجاد کنید و در هر زمانی از روز عکس های متقارن بگیرید. یک لایت باکس DIY درست کنید، خطوط متقارن را مانند موارد بالا رنگ کنید و با قرار دادن یک شی روی آن خطوط، بر تقارن تأکید کنید. این به شما کمک می کند تا مهارت های عکاسی متقارن خود را بهبود ببخشید. و یک استودیوی DIY مانند این نیز به شما کمک می کند تا عکاس بهتری در استودیو شوید.

4. یک سلف پرتره متقارن بگیرید

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

اگر نمی خواهید چهره خود را در پرتره های خود نشان دهید، می توانید از سیلوئت خود عکس بگیرید. تقارن در عکاسی اغلب با اشیاء غیر زنده مانند ساختمان ها مرتبط است. اما می تواند شامل افراد نیز شود. پرتره از خود روشی عالی برای بهتر شدن در یافتن ترکیب بندی های خوب بدون اینکه همیشه پشت دوربین باشید. برای آسان‌تر کردن فرآیند، مطمئن شوید که از یک سه پایه محکم و یک کنترل از راه دور استفاده می‌کنید. از آنجایی که باید همزمان روی ژست گرفتن و تقارن تمرکز کنید، در یک روز آفتابی در مکانی آرام عکس بگیرید. هر چه احساس راحتی بیشتری داشته باشید، گرفتن عکس هایی که به آنها افتخار می کنید آسان تر خواهد بود.

3. خطوط متقارن را در عکاسی از حیوانات بیابید

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

بسیاری از حیوانات چهره های کاملا متقارن دارند، که آنها را به سوژه های ایده آل برای تقارن عمودی تبدیل می کند. اگر می‌خواهید خود را بیشتر به چالش بکشید، روی یافتن تقارن در حیوانات تمرکز کنید. اگر به حیوانات وحشی دسترسی ندارید، می توانید در عوض از حیوانات خانگی عکس بگیرید. کار کردن با حیوانات ممکن است بسیار دشوار باشد زیرا آنها همیشه مایل به ژست گرفتن در مقابل دوربین نیستند. این کار عکاسی شما را سخت تر می کند. اما همچنین عکس های موفق شما را منحصر به فردتر از یک عکس بی جان ساده می کند.

2. از ساختمان مورد علاقه خود عکس بگیرید

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

این ساختمان عجیب و غریب به دلیل تقارن، رنگ‌های زنده و نورهای گرم در طبقه اول متمایز است. ساختمان‌های غیرمعمولی که از میان جمعیت متمایز هستند، سوژه‌های عالی برای عکاسی متقارن هستند. شما نمی توانید بدون تجربه عکاسی معماری حداقل یک بار در زندگی خود وارد عکاسی متقارن شوید. حتی اگر ساختمان ها به شما الهام نمی دهند، سعی کنید پتانسیل را در آنها ببینید. برای یافتن الگوها و فضایی برای رشد خلاقانه وقت بگذارید. بهترین راه برای رسیدن به این هدف، عکاسی از ساختمانی است که با شما صحبت می کند. این می تواند خانه دوران کودکی شما، یک جاذبه توریستی در منطقه شما یا فقط یک ساختمان کوچک باشد که به شما احساس خوشحالی می دهد.
روی رنگ ها، ارتفاع، عمق و جزئیات تمرکز کنید. در ساعات مختلف روز از ساختمان عکس بگیرید. نتایج شما نه تنها مهارت های شما را منعکس می کند، بلکه چیزی را نیز به تصویر می کشد که برای شما اهمیت زیادی دارد.

1. با گرفتن عکس با دوربین گوشی هوشمند خود، خود را به چالش بکشید

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

عکاسی با گوشی های هوشمند روز به روز محبوب تر می شود. این به لطف پیشرفت های تکنولوژیکی و پلتفرم های اجتماعی مانند اینستاگرام است. این بدان معنا نیست که باید تجهیزات دوربین مورد علاقه خود را کنار بگذارید و یک عکاس گوشی هوشمند شوید. اما تعویض موقت DSLR خود با یک دوربین ساده ممکن است به شما کمک کند از منظری جدید به دنیا نگاه کنید.
بدون تمام ویژگی های حرفه ای که دوربین شما ارائه می دهد، باید از ابزارهای بسیار ساده دوربین نهایت استفاده را ببرید. اینها شامل نوردهی، فوکوس و ایزو هستند. با این محدودیت‌ها، می‌توانید روی ترکیب‌بندی‌ها تمرکز کنید. اگر عکاسی با گوشی هوشمند را دوست ندارید، همچنان می توانید از آن به نفع خود استفاده کنید. اگر زیاد سفر می‌کنید، می‌توانید از مکان‌هایی که می‌خواهید بعداً به آن‌ها بازگردید، عکس‌های فوری بگیرید. سپس می توانید نتایج خود را مشاهده کنید تا به ایده های ترکیبی برسید. و سپس می توانید با آمادگی کامل به مکان ها برگردید.

نتیجه

نحوه استفاده از تقارن در ترکیب بندی عکاسی

عکاسی متقارن به شما نشان می دهد که چگونه عمق، شادابی و وضوح بیشتری به تصاویر خود اضافه کنید. شما مجبور نیستید در تمام زندگی خود به دنبال تقارن در عکاسی باشید. اما حداقل یک بار آن را امتحان کنید، به خصوص اگر در یک مسیر عکاسی گیر کرده اید. مهارت های شما بهبود می یابد و از تلاش برای یافتن تقارن در محیط اطراف خود لذت خواهید برد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.