عوامل موثر بر شاخص کل بورس


احساسات سرمایه‌گذاران بر وضعیت بازار تاثیر می‌گذارد. احساساتی که ممکن است منشا منطفی نداشته باشد.

بررسی عوامل سیاسی موثر بر نوسانات شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران

هدف از این پژوهش بررسی عوامل سیاسی موثر بر نوسانات شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ابتدای فروردین 1392 تا انتهای اسفند ماه 1392 می باشد. روش تحقیق توصیفی پیمایشی و از نوع تحقیق همبستگی می باشد. به منظور جمع آوری داده ها از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد که روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 384 نفر به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از تحلیل رگرسیون چند گانه استفاده شده است. همچنین به منظور بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شده است. نتایج بدست آمده ضمن تایید مدل تحقیق بیان می دارد که میان عوامل سیاسی و شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران در سال 1392 ارتباط معنا داری وجود دارد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

کارشناس ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک

استادیار دانشگاه پیام نور

مراجع و منابع این مقاله :

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :

عوامل موثر بر شاخص کل بورس ایران کدامند؟

عوامل موثر بر شاخص کل بورس

تاثیر اخبار بر بورس ، تاثیر تورم بر شاخص بورس و مواردی از این دست بسیار در روند شاخص کل بورس تاثیرگذار است. حالا سوال اینجاست که در کنار مواردی که گفتیم، عوامل موثر بر شاخص کل بورس کدام است و این عوامل، چگونه موجب بالا رفتن شاخص بورس و یا کاهش شاخص های بورسی است؟ به صورت کلی در خصوص با عوامل موثر بر شاخص کل بورس ایران می توان گفت که معاملات حقوقی ها، اخبار و رسانه های مختلف، انتظار تورمی سهامداران، پتانسیل سودآوری شرکت ها و صنایع مختلف بورسی، میزان نقدینگی کشور، وضعیت بازارهای موازی اقتصادی مثل بازار سکه و طلا و همچنین بازار دلار، خودرو و سایر بازارها، میزان امیدواری به آینده بورسی، سطح دانش معامله گران از بورس و روند انجام معاملات و مواردی اینچنینی در تعیین عدد شاخص کل بازار بورس موثر هستند که در متن دقیق تر عوامل موثر بر شاخص کل بورس را یاد خواهید گرفت.

عوامل موثر بر شاخص کل بورس

پیش ‌بینی شاخص بورس از چالش ‌های بورس به حساب می آید. از سرمایه ‌گذاران خرد تا شرکت‌ های سرمایه‌ گذاری دوست دارند بدانند که رفتار بعدی بازار چطور خواهد بود. آیا بازار رونق خواهد گرفت یا به روند نزولی خود ادامه خواهد داد؟ برای پیش ‌بینی شاخص بورس روش ‌های گوناگونی وجود دارد، ولی در ابتدای امر باید عوامل تاثیرگذار در بازار سهام را بدانید تا بتوانید پیش بینی دقیق تری از آینده بورس داشته باشید.

درصورتی که تمایل دارید تا از خدمات ۲۵ درصد تخفیف کارمزد در بورس، سرمایه گذاری بر روی حق تقدم و یا فروش آن عوامل موثر بر شاخص کل بورس و … بهره مند شوید میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید.

از نگاه‌ های بنیادین به صنایع گرفته تا تحلیل‌ های نموداری و به کار بستن شبکه‌ های عصبی و هوش ‌های مصنوعی. حتی افرادی هستند که معتقدند حرکت شاخص بورس حرکتی کاملا تصادفی و غیر قابل‌ پیش ‌بینی است. به این منظور که بتوانیم درک مناسب تری از وضعیت آینده بازار سرمایه و شاخص کل داشته باشیم، بهتر است نگاهی اجمالی به پارامترهای با اهمیت و تاثیرگذار این روزهای بازار سرمایه داشته باشیم، پس همراه سایت کد بورسی بمانید.

۱) انتظار تورمی

با ‌توجه به تجربیات پیشین، محرک تاثیرگذار و تاریخی قیمت ‌ها در بورس، تورم است و بقیه عوامل در اولویت‌ های بعدی جای خواهند گرفت. کسری بودجه چنانچه به درستی از طرف دولت جبران نشود، به قطع منجر به تشدید انتظار تورمی می‌ شود و به این صورت به رشد قابل ‌توجه بازار منجر خواهد شد که معمولا هم همین خواهد شد! با ‌توجه به احتمال برداشت از منابع ارزی صندوق توسعه یا افزایش احتمالی پایه پولی، برای امسال می ‌توان تورم بالایی را پیش‌ بینی کرد و با‌ توجه به محدودیت منابع ارزی که چه به واسطه تحریم و چه به خاطر رکود داخلی وجود دارد، عمدتا قیمت ارز تمایل زیادی به افزایش دارد.

این بدین معنی است که ارزش ریال مطابق با روال گذشته کاهش خواهد یافت و اگر این امر محقق شود، یعنی تورم بالا برود یا قیمت دلار افزایش پیدا نماید، اغلب شاخص بورس می ‌تواند رشد بیشتری را تجربه کند، به این دلیل که هم دارایی شرکت ‌ها گران ‌تر شده است و هم در بخش تولید و فروش شرکت ‌ها افزایش قیمت اعمال شده است، حتی اگر این افزایش صرفا عددی باشد و نه تاثیرگذار بر ارزش واقعی شرکت ‌ها.

۲) نقدینگی سرگردان

ارزش معاملات بالای ۱۰ هزار میلیارد تومانی به همراه صف ‌های خرید عرضه نشده‌ هشت هزار میلیاردی در هفته‌ ها و ماه های گذشته از یکسو و تشکیل صف‌ های سنگین با ارزش معاملات پایین ‌تر از متوسط ماهانه در روزهای گذشته از طرف دیگر، بیانگر سردرگمی شدید سهامداران و در راس آنها کد اولی ‌های این روزهای بورس است. همچنین تفاوت ‌های فاحش بین قیمت ‌های پایانی و قیمت آخرین معامله سهام هنگام معاملات روزانه نیز گواه دیگری بر این هیجانات است.

مهم ترین دلیل این آشفتگی معاملاتی و تکانه‌ های شدید اخیر را باید در سیاست‌ های اشتباه مقام ناظر در مورد ورود مستقیم سرمایه ‌گذاران جدید و سخت ‌گیری برای اعطای مجوزهای افزایش سقف اغلب صندوق ‌های سرمایه‌ گذاری مشترک دانست. امری که در صورت تحقق می‌ توانست موجب تعدیل هیجانات سرمایه‌ گذاران جدید و اعمال مدیریت حرفه ‌ای دارایی ‌های آن ها به وسیله نهادهای مالی با مدیریت حرفه ‌ای شود.

۳) بازارهای اقتصادی موازی

به صورت طبیعی و منطقی همواره قیمت هر بازاری باید روی قیمت دیگر بازارهای موازی خود تاثیر بگذارد تا جایی ‌که اثرات سوداگرانه و سفته‌ بازانه به میزان مطلوبی تعدیل شود، لذا کاهش ارزش ریال و به‌ دنبال آن افزایش قیمت ارز و سکه، هرچند به میزان کم تری، اثر افزایش شاخص‌ های بورس را نشان دادند و روند صعودی به خود گرفتند. دولت مجبور است تقاضای سوداگرانه را میان این بازارها به نوعی تقسیم کند.

این نکته را باید در نظر داشته باشید که امکان مهار مطلق دیگر بازارهای سرمایه ‎گذاری موازی و تمرکز کامل بر بازار سرمایه امری غیرمتعارف و غیرممکن به ‌نظر می آید. بازار بورس فعلی رقیبی ندارد و امروزه بزرگ‌ ترین بخش سفته ‌بازی اقتصاد کشور را به خود اختصاص داده است، به این دلیل که بازار ارز با محدودیت ‌های نقل‌ و انتقال شدید پول و با محدودیت بانک مرکزی در گردش نقدینگی، بسیار کند و پر ریسک شده، بازار سکه و طلا نیز روزهای پرنوسان و غیر مطمئن را تجربه می ‌کند و بازار مسکن نیز همچنان دارای ضعف تقاضا است.

با این حال امروزه بازار بورس کشور به نظر آخرین سنگر برای مهار قدرت مخرب نقدینگی است و در صورت عدم موفقیت در پیاده‌ سازی استراتژی ‌های کلان سیاست‌ گذاران در این مسیر معلوم نیست کدام ابزار قرار است منجی اقتصاد ایران باشد. همین طور سابقه تاریخی حرکت قیمت ارز نشان می‌ دهد اغلب در نیمسال دوم باید شاهد تحرکات مثبت بیشتری بود و این افزایش قیمت ارز محرک سود شرکت‌ ها نیز خواهد شد، به خاطر این که این حرکت ارزی عمدتا ناشی از آن است که کسری بودجه دولت نمود بیشتری در ۶ ماه دوم دارد و قیمت ‌های پایین احتمالی عوامل موثر بر شاخص کل بورس نفت این موضوع را تشدید خواهد کرد و به افزایش نقدینگی و تورم مجدد منتهی خواهد شد.

۴) صندوق ‌های قابل ‌معامله دولت

از دیگر نگرانی ‌های روزهای اخیر در مورد بازار مربوط به صندوق ‌های سرمایه‌ گذاری قابل‌ معامله دولتی است که در اولین صندوق با نماد معاملاتی دارا یکم کمتر از ۴۰ درصد از کل واحدهای آن به وسیله مردم خریداری شد و نمی ‌توان آن را عرضه ‌ای کاملا موفقیت ‌آمیز خواند، همچنین در عرضه صندوق پالایش هم به همین صورت مشارکت مردمی به دلیل بی اعتمادی به دولت بسیار پایین بود و وقتی که صندوق پالایش یا همان دارا دوم بازگشایی شد، دلیل این بی اعتمادی کاملا نمایان شد و مشخص شد که سود و ضرر مردم برای دولت مردان کوچک ترین ارزشی ندارد و هم اکنون این صندوق با ضرر همراه شده است!

در واقع به نظر می ‌رسد یکی از دلایلی که به شرکت ‌های حقوقی اجازه شرکت در پذیره‌ نویسی داده نشده، برنامه ‌ریزی در راستای حمایت از صندوق قابل معامله مذکور در بازار ثانویه باشد. همچنین با توجه به اینکه تا پایان سال ۱۴۰۰ دولت باید از مدیریت این صندوق‌ ها کناره ‌گیری نماید و هر شخصی که بیش از ۰٫۱ درصد از سهام این صندوق‌ ها را داشته باشد، می‌تواند در مجمع شرکت کند، به ‌صورت بالقوه شرایط برای حمایت حقوقی‌ ها از این نحوه‌ تامین‌م الی دولت فراهم خواهد بود. اگر دوست دارید بدانید پذیره نویسی در بورس به چه معناست این مطلب به شما کمک می کند.

۵) سامانه معاملات

یکی از اتفاقات نادر بازار سهام در امسال چندتکه شدن بازار و تداوم معاملات تا بعد از ساعت رسمی بازار است که این روزها به شکلی نامحسوس در رفتار معاملاتی سرمایه‌گذاران نمود پیدا کرده است. سیاستی که به نظر تنها راه چاره برای مدیریت سامانه منسوخ شده معاملات در نظر گرفته شده است. سامانه معاملاتی در هفته ‌های اخیر فشاری بیش از ۱۰ برابر و در برخی روزهای خاص تا ۲۰ برابر ظرفیت اسمی طراحی شده خود در بخش تعداد معاملات را متحمل می ‌شود و می ‌توان این طور گفت که دریافت که حتی با بخش‌بندی‌ بازار در ساعت ‌های مختلف معاملاتی، همچنان ایرادات بسیاری بر آن وارد است. اهمیت هسته معاملات در روندهای روزانه زمانی نمود پیدا می ‌کند که بدانیم به دفعات و به‌علت عدم آگاهی فعالان و معامله ‌گران از قیمت ‌های دقیق، گاه صف‌ های فروش عریض و طویل تشکیل می‌ شود و روند طبیعی بازار را تحت ‌تاثیر قرار خواهد داد.

عوامل موثر بر شاخص سهام

همواره به دو دلیل سامانه معاملات می‌ تواند تحت فشارهای بسیار بیشتری قرار بگیرد و این امر مسلما بر شاخص کل نیز تاثیرگذار خواهد بود؛ مورد اول افزایش تعداد کدهای معاملاتی و مورد دوم رقیق شدن سهام شرکت ‌های پرتعداد از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ هاست که به افزایش چندبرابری تعداد معاملات سهام شرکت ‌ها منتهی می شود و قاعدتا باید منتظر تغییرات زیرساختی زیادی در ساختار معاملاتی بازار سرمایه باشیم، لذا پارامتر هسته معاملات باید به عوامل موثر بر رشد شاخص و پیش ‌بینی رفتار سرمایه ‌گذاران به ‌عنوان یک متغیر ساختاری اضافه شود. حتی چنانچه هنوز تاثیرات دقیق آن قابلیت سنجش نداشته باشد.

۶) صورت ‌های مالی و گذارشات عملکرد شرکت‌ ها

در روزهای گذشته صورت ‌های مالی سالانه شرکت‌ ها برای سال مالی پیش بر روی سامانه کدال قرار گرفت. این جریان اطلاعات حائز اهمیتی را می ‌توان نخستین تلنگر جدی بر وضعیت عملیاتی شرکت ‌ها قلمداد کرد. تغییرات قیمتی از ابتدای سال ۹۹ تا قبل از خواندن گزارش ‌ها، عموما با توجه ‌به جریان نقدینگی اتفاق افتاده بود. نکته مهم در بیشتر گزارش ‌های سالانه عملکرد شرکت‌ های بورسی را می‌ توان رشد معنادار بهای تمام‌شده و در برخی موارد پیشی گرفتن هزینه‌ ها از درآمدها و در نتیجه فشار بر میزان سودآوری شرکت‌ ها به شمار آورد که موجب به هم خوردن تعادل رشد سودآوری با رشد قیمت سهام شده است.

به نظر می آید به رغم رشد حدود ۱۵ درصدی میانگین نرخ ارز آزاد و نیما نسبت به فصل زمستان ۹۸، به ‌علت افت قیمت ‌های جهانی از یک طرف و همچنین محدودیت ‌های تولید و فروش محصولات به دلیل شیوع بیماری کرونا، از طرفی دیگر، انتظار نمی ‌رود گزارش‌ های فصل بهار نیز بهتر از زمستان باشد و فعالان باید بهانه‌ های ادامه رشد بازار را در عواملی غیر از فعالیت‌ های عملیاتی شرکت ‌ها جست ‌و جو نمایند.

۷) احساسات سرمایه ‌گذاران

این طور فرض کنید که هیچ عاملی در هیچ‌ جایی عوض نشود، ولی به هر دلیلی علاقه عمومی به بازار بروس افزایش پیدا کند. در این صورت شاخص بورس رشد خواهد کرد. همین طور سرخوردگی عمومی می ‌تواند موجب خروج فعالان از بازار شود. شاید آن‌ ها جایی بهتر برای سرمایه‌ های خود پیدا کنند. به عنوان مثال ترجیح بدهند به ‌جای سهام بر روی بازار مسکن سرمایه‌ گذاری کنند. فسادهای سازمانی، تبعیض، عدم شفافیت در اطلاعات، رانت، تقلب و تبانی باعث دلسرد شدن سرمایه‌ گذاران و رکود بازار بورس می شود.

۸) چشم ‌انداز و انتظارات از بورس

انتظار ما از آینده، حتی بیشتر از شرایط فعلی بر رفتارهای امروز ما اثرگذار خواهد بود. کسی که سال آینده قصد دارد شهر یا کشور محل زندگی‌اش را تغییر بدهد، بعید است خانه‌ای با اقساط بلندمدت خریداری کند. در مورد بازار بورس هم وضع به همین صورت خواهد بود. چنانچه اکثر مردم به آینده اقتصادی کشور خوش ‌بین باشند، تمایلشان به خرید سهام افزایش پیدا خواهد کرد و همچنین در مقابل انتظارات منفی مثل بدبینی، نگرانی، ترس، عدم قطعیت و احتمال جنگ آن ‌ها را به سمت نقد کردن دارایی سوق می‌ دهد، از همین روی اخبار بد و دلسردکننده می‌تواند موجب سقوط شاخص بورس گردد.

۹) تغییرات تصادفی و پیچیدگی

می توان گفت که ثبات سیاسی بر بازار بورس به صورت مستقیم اثرگذار است، ولی موضوع اصلی اینجا است که به درستی نمی‌ دانیم هر یک از این عوامل به صورت کمّی چقدر بر بازار اثرگذار هستند. همچنین هیچ‌ کس نمی ‌داند که آیا تاثیر تورم بر بازار بیشتر است یا نرخ بهره؟ از طرفی هیچ‌ کدام از این عوامل مستقل از هم نیستند. شرایط سیاسی بر تورم تاثیر می ‌گذارد. نرخ بهره و نرخ ارز تابع تورم هستند. مشکلات ساختاری مانند فساد می ‌تواند تورم را بیشتر کند و همین مشکلات احساسات مردم را تغییر می ‌دهد.

زمانی که بیش از ۱۰۰ هزار انسان که هر کدام به تنهایی پیش ‌بینی ‌ناپذیر هستند، قرار می ‌شود تصمیمی بگیرند، رخدادهای تصادفی اجتناب ‌ناپذیر خواهد شد. تصمیماتی که بیشتر از علت های عقلانی و منطقی تابع شرایط روان ‌شناختی و احساسی است. حتی بعضی اوقات تاثیر این عوامل غیرمنطقی بیشتر از مواردی است که ما به آن‌ها اشاره کردیم. تمامی این موارد بازار بورس را به یک سیستم پیچیده تبدیل می‌کند. یعنی نمی‌ شود این طور بیان کرد که تغییر در چه عاملی موجب ایجاد چه تغییری، در چه راستایی و با چه بزرگی خواهد شد.

۱۰) نرخ ارز

برخی از شرکت ‌ها واردکننده کالا هستند و برخی دیگر صادرکننده، لذا چنانچه قیمت ارز افزایش یابد، تامین مواد اولیه برای شرکت‌ های متکی بر واردات دیگر آسان نیست. در مقابل گران شدن دلار موجب می ‌شود که کالاهای صادراتی برای خارجی ‌ها ارزان ‌تر و جذاب ‌تر شوند. به منظور بررسی تاثیر قیمت ارز باید هر صنعت را جداگانه بررسی کرد. به عنوان مثال افزایش قیمت ارز می ‌تواند قیمت خودروی خارجی را با افزایش روبرو کند و همین امر می تواند موجب افزایش فروش خودروسازان داخلی شود. اگرچه این شرکت ‌ها صادرکننده خودرو نیستند. در مجموع می ‌توان گفت که افزایش قیمت دلار با رونق بورس همراه خواهد بود.

نتیجه گیری و کلام پایانی

بر این اساس از میان عوامل بسیار موثر بر شاخص قیمت سهام، عوامل تورم، رشد اقتصادی، درآمد خانوار، نرخ بهره ، نرخ ارز، پس ‌انداز، نقدینگی، واردات، صادرات، درآمدهای نفتی، باز بودن اقتصاد، بازار طلا، بازار ارز، بازار مسکن و سپرده‌ گذاری بانکی برگزیده شده و در سه گروه عوامل اقتصادی، عوامل تجاری و بازارهای جایگزین تقسیم‌ بندی گردیده ‌اند. جالب است بدانید که از ۳ عامل اقتصادی، تجاری و بازارهای جایگزین به عنوان تبیین کننده مدل، عوامل اقتصادی و بازارهای جایگزین دارای ارتباط مستقیم بر شاخص قیمت هستند، ولی عوامل تجاری به صورت مستقیم بر شاخص قیمت سهام تاثیر نمی ‌گذارد بلکه اثر خود را از طریق عوامل اقتصادی بر شاخص قیمت سهام وارد می‌‌ کنند.

به غیر از عواملی که گفتیم، شما فکر می ‌کنید عوامل موثر بر شاخص کل بورس چیست؟

اگر دوست دارید تغییرات وضعیت بازار را به صورت روزانه در بازار بورس رصد کنید، این لینک می تواند شما را رایگان کمک کند.

مشکلات محاسبه شاخص کل بورس

یکی از معیارهای اصلی برای تحلیل روند بازار سرمایه ایران، شاخص کل بورس است و این عدد را به عنوان نمایانگر وضعیت سهام شرکت ها می دانند و قطعا شما نیز تا حدودی با این مفهوم آشنا هستید؛ اما برخی از فعالان بازار سرمایه معتقدند که این شاخص معیار خوبی برای قضاوت درباره کلیت سهم ها نمی تواند باشد و نحوه محاسبه آن مشکلات جدی دارد و حتی شائبه هایی نیز در خصوص دستکاری این عدد مطرح می کنند. به همین دلیل در این مقاله به دنبال شناسایی مشکلات محاسبه شاخص کل بورس هستیم و قصد داریم این موارد را با شما به اشتراک بگذاریم، پس اگر شما نیز به این موضوع علاقه مند هستید، ما را تا پایان مقاله همراهی کنید.

شاخص کل بورس چگونه محاسبه می شود؟

برای شناسایی مشکلات محاسبه شاخص کل بورس، در ابتدا بایستی با نحوه محاسبه آن آشنا شویم.

شاخص کل بورس تهران همان عددی است که معمولا در اخبار و رسانه ها پخش می شود و به طور علمی تر، شاخص قیمت و بازده نقدی (TEDPIX) نام دارد و به طور کلی میانگینی از قیمت و بازده سهام شرکت ها بر اساس وزن آن ها به شما ارائه می کند و تاثیر شرکت های کوچک در محاسبه این شاخص در مقایسه با تاثیر شرکت های بزرگ این بازار با یکدیگر برابر نیست.

به عنوان مثال در کنکور ریاضی، مفهومی به نام «ضریب» وجود داشت که بر اساس آن نمرات درس فیزیک ضرب در 9 می شد و درسی مانند ادبیات ضرب در 4 می شد و قطعا تاثیر نمرات درس فیزیک از ادبیات بیشتر بود؛ در بورس تهران نیز وضعیت به همین شکل است و سهام شرکتی مانند فولاد مبارکه اصفهان (فولاد) که یکی از بزرگترین شرکت های بازار سرمایه است، در مقایسه با سهام شرکت ایران مرینوس «نمرینو» که یک شرکت کوچک با ارزش بازار پایین است، تاثیر بیشتری در نوسانات شاخص کل بورس دارد و به طور خلاصه شرکتی که تعداد سهام و قیمت بیشتری دارد، میزان تاثیرگذاری آن بیشتر است. بنابراین اصلی ترین نکته در خصوص محاسبه شاخص کل، وزن دادن به شرکت هاست که آن را با شاخص هم وزن متفاوت کرده است و به طور کلی شاخص کل بورس طبق فرمول زیر محاسبه می شود:

همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید، شرکت هایی که تعداد سهام بیشتر و همچنین قیمت بالاتری دارند، قطعا تاثیر آن ها در محاسبه عدد شاخص کل بیشتر خواهد بود و تاثیر بسیار زیاد سهم های شاخص ساز یکی از اصلی ترین مشکلات محاسبه شاخص کل بورس است.

آیا شاخص کل بورس بیانگر وضعیت کلیت بازار است؟

قطعا برای شما نیز پیش آمده است که بازدهی سبد سرمایه گذاری شما با آنچه که در شاخص کل اتفاق افتاده، متفاوت بوده است. به عنوان مثال ممکن است در یک روز کاری، بازدهی کلیت پرتفوی شما منفی باشد، اما شاخص کل عدد مثبت را نشان می دهد و شما نیز احتمالا از این موضوع تعجب خواهید کرد. ریشه اصلی این اتفاق را بایستی در مشکلات محاسبه شاخص کل بورس و عوامل تاثیرگذار بر آن شناسایی کنیم.

مشکلات محاسبه شاخص کل بورس

بارها از سوی فعالان بازار سرمایه، نحوه محاسبه شاخص کل مورد انتقاد قرار گرفته است و حتی بعضی از افراد معتقدند این عدد در مواقع حساس، دستکاری می شود؛ اما آنچه که واضح است، مشکلات محاسبه شاخص کل بورس و عوامل تاثیرگذار بر آن است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

شرکت های شاخص ساز

برخی از شرکت های بازار سرمایه را اصطلاحا شاخص ساز می نامند و همانطور که که از اسم آن مشخص است، منظور از این عبارت، تاثیر نوسانات این شرکت ها در ساختن عدد شاخص کل است و در واقع این شرکت ها، بیشترین ارزش بازار را در میان شرکت های فعال در بازار سرمایه دارند. در تصویر زیر، صفحه اول سایت tsetmc را مشاهده می کنید.

در تصویر بالا، در یکی از بخش های این سایت که با رنگ قرمز کادر بندی شده است، سهم هایی را مشاهده می کنید که بیشترین تاثیر را در نوسانات شاخص کل داشته اند و شرکت های شاخص ساز در این قسمت شناسایی می شوند. بنابراین عدد شاخص کل بورس، به جای نمایان کردن وضعیت کل سهم های بازار، بیشتر بیانگر وضعیت سهام شرکت های شاخص ساز است؛ به همین دلیل عدد شاخص کل نمی تواند معیار خوبی برای بررسی وضعیت سهم های کوچک بازار سرمایه باشد و اگر شما به عنوان یک سرمایه گذار، پرتفویی متشکل از سهم های کوچک در اختیار داشته باشید، احتمالا عدد شاخص کل بورس، کارایی زیادی برای شما نخواهد داشت.

شاخص کل بورس تهران از فرابورس متمایز است

یکی دیگر از مشکلات محاسبه شاخص کل بورس، تاثیر نداشتن سهم های فرابورسی است و نکته ای که سرمایه گذاران باید به آن دقت کنند، این است که شاخص کلی که در رسانه ها به آن اشاره می شود، مخصوص بورس اوراق بهادار تهران است و شرکت های فرابورس، نقشی در به وجود آوردن این عدد ندارند و شاخص کل بورس برای افرادی که سبد سرمایه گذاری خود را از میان شرکت های فعال در فرابورس انتخاب می کنند، نمی تواند معیار مناسبی باشد.

نقش عرضه اولیه شرکت ها در شاخص کل

یکی دیگر از مشکلات محاسبه شاخص کل بورس، تاثیر عرضه اولیه ها در بالا رفتن این عدد است. در سالیان اخیر ده ها شرکت کوچک و بزرگ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده اند و همانطور که می دانید، معمولا برای بالا بردن جذابیت خرید عرضه های اولیه، قیمت آن را منصفانه و یا حتی پایین تر از ارزش واقعی، در نظر می گیرند و این موضوع باعث بالا رفتن تقاضا برای خرید سهام این شرکت ها می شود و در روزهای بعد از عرضه اولیه، صف خرید سنگین بر روی این نمادها به وجود می آید و چند روز پشت سرهم قیمت سهام این شرکت ها بالا می رود و این موضوع باعث بالا رفتن عدد شاخص کل می شود؛ اما با توجه به میزان تخصیص کم سهام شرکت های عرضه شده برای اولین بار، بالا رفتن قیمت آن تاثیر چندانی در پرتفوی سهامداران ندارد.

به عنوان مثال پس از عرضه اولیه شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) در اوایل سال 1399 که با مشارکت خوب سرمایه گذاران روبرو شد، در روزهای بعد، صف های خرید سنگین برای این نماد به وجود آمد و بالا رفتن قیمت آن باعث افزایش عدد شاخص کل شده بود.

بنابراین بخشی از رشد شاخص کل بورس در سال های اخیر مربوط به عرضه اولیه شرکت های مختلف است و ارتباطی با بازدهی شرکت های فعال در آن ندارد و این موضوع را می توان به عنوان یکی از مشکلات محاسبه شاخص کل بورس در نظر گرفت.

آیا عدد شاخص کل دستکاری می شود؟

منظور از دستکاری در شاخص کل بورس به اینصورت است که ممکن است در بعضی از مواقع که کلیت سهم های بازار منفی هستند، با ایجاد هیجانات و بالا بردن قیمت سهم های شاخص ساز، عدد شاخص کل را مثبت کنند؛ اما وقتی که سهامداران به پرتفوی خود مراجعه می کنند، هیچ تناسبی میان سبد خود و بازدهی شاخص کل نمی توانند به وجود بیاورند.

به عنوان مثال در یک روز کاری ممکن است بیشتر سهم ها در محدوده منفی معامله شوند، اما با استفاده از نمادهایی مانند فولاد، فملی، شستا، کچاد، کگل و. که وزن سنگینی در محاسبه این عدد دارند، بتوانند شاخص کل بورس را مثبت کنند.

جمع بندی

شاخص کل بورس یکی از اعدادی است که معمولا در میان فعالان بازار سرمایه شنیده می شود و از آن به عنوان معیاری برای تحلیل وضعیت بازار سرمایه استفاده می کنند؛ اما نحوه محاسبه این شاخص، دارای مشکلاتی از قبیل تاثیر سهم های شاخص ساز، تاثیر عرضه اولیه شرکت ها در بالا بردن آن و. است.

کامودیتی‌ها و دلار؛ مهم‌ترین عوامل موثر در وضعیت کنونی بورس

کامودیتی‌ها و دلار؛ مهم‌ترین عوامل موثر در وضعیت کنونی بورس

به گزارش خبرنگار ایمنا، شاخص کل بورس در هفته‌های اخیر روند منفی داشته و به جز روزهای انگشت‌شماری که شاخص رشد داشته است، شاهد افت شاخص و از دست دادن مقاومت یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد بودیم. در روز گذشته شاخص کل بورس بیش از ۱۰ هزار واحد و شاخص هم‌وزن نیز ۱,۴۳۵ واحد افت کرد. همچنین ارزش معاملات خرد با وجود افزایش ۲۰ درصدی نسبت به روز چهارشنبه، همچنان اعدادی کمتر از میانگین سال را ثبت کرد. درصورتی‌که بازار امروز حمایت یک میلیون ۴۸۰ هزار واحد را از دست بدهد، احتمال افت تا سطح یک میلیون ۴۵۰ هزار واحد وجود خواهد داشت.

برخی از سهام بازار سرمایه ایران همچون خودرویی‌ها و بانک‌ها، به شرایط مذاکرات برجامی وابستگی بیشتری دارد و از آن تأثیر می‌گیرد. ابهامات زیادی در این خصوص وجود دارد و مدت‌هاست سهامداران منتظر نتیجه قطعی هستند. همین موضوع، خستگی و دل‌زدگی سرمایه‌گذاران را به همراه داشته به نحوی که بسیاری از آنان اکنون در صف فروش نشسته‌اند و شاهد خروج سرمایه و پول حقیقی از بازار هستند.

در هفته گذشته و اولین روز هفته جاری، شاهد فشار فروش در برخی از نمادهای بانکی و خودرویی بودیم که به نظر می‌رسد ناشی از وضعیت حساس نمادهای این دو گروه باشد. با توجه به رسیدن این نمادها به کف پیشین خود، در بین سهامداران ترس‌هایی ایجاد شده که منجر به تشویق آنان به فروش سهام خود شده است.

با ارائه گزارشات سه ماهه، سودآوری برخی از شرکت‌ها نیز در ابهام فرو رفته است، زیرا در فصل بهار حاشیه سود برخی از این شرکت‌ها منفی بوده و به رغم گزارشات فروش مناسب، سود و زیان جذابی را شاهد نیستیم. این عوامل جذابیت سهام شرکت‌ها را کاهش داده است. همچنین با افت قیمت کامودیتی‌ها، چشم‌انداز سهام مبتنی بر کامودیتی ، چندان مثبت نبوده و این موضوع به‌طورمستقیم بر بخش قابل توجهی از بازار تأثیر گذاشته است.

همچنین اختلاف بین دلار نیمایی و آزاد نیز بر روند بازار سرمایه بی‌تأثیر نبوده است. وجود اختلاف ۲۵ درصدی بین دلار نیما و آزاد، جذابیت سرمایه‌گذاری در بسیاری از سهم‌های صادرات‌محور را کاهش می‌دهد. افت ارزش معاملات بازار نشان دهنده کاهش نقدشوندگی بازار است. بنابراین سهامداران به راحتی نمی‌توانند خرید و فروش کنند و در چنین شرایطی انگیزه سرمایه‌گذاری در بورس کاهش می‌یابد.

یکی دیگر از مولفه‌هایی که تأثیر زیادی در بازار سرمایه دارد، نرخ بهره بانکی است؛ روند این نرخ معمولاً رابطه معکوس با سرمایه‌گذاری در بورس دارد، به طوری که با کاهش این نرخ سرمایه‌گذاری در بورس به صرفه خواهد شد و با افزایش آن سرمایه‌گذاری در بورس ارزشی ندارد. بنابراین تصمیم‌گیران و مسئولان بازار سرمایه و بانک مرکزی برای تعادل‌بخشی به بورس می‌توانند از نرخ بهره بانکی به عنوان یکی از مؤلفه مؤثر در بازار سرمایه استفاده کنند.

به منظور مشخص شدن ابعاد روند فعلی بازار و عوامل مؤثر بر آن، گفت‌وگویی با شهرام معینی اقتصاددان و عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان داشتیم که شرح آن را در زیر می‌خوانید:

روند بورس را در چند ماه گذشته چطور ارزیابی می‌کنید؟

از اسفندماه گذشته که قیمت کامودیتی‌ها رشد کرد، روند صعودی شاخص بورس آغاز شد و تا انتهای اردیبهشت ادامه داشت. با توجه به اینکه بسیاری از سهام بورس ایران کامودیتی‌محور است، رشد کامودیتی‌ها بر سود این شرکت‌ها تأثیر گذاشت و با توجه به کاهش احتمال توافق، تقاضا برای ارز افزایش یافت که منجر به افزایش نرخ ارز آزاد و نیما شد که با توجه به صادرات‌محور بودن بسیاری از شرکت‌های بورس، به افزایش قیمت محصولات و سود این شرکت‌ها انجامید.

اما از ابتدای خردادماه تاکنون علاوه بر کاهش قیمت کامودیتی‌ها، شاهد روند ثابت نرخ ارز در بازار آزاد و دلار نیمایی بوده‌ایم. همچنین قیمت‌گذاری و محدودیت‌هایی که برای سود شرکت‌ها به وجود آمد، مانع سودآوری برخی از شرکت‌ها شد. بنابراین طبیعی است که شاهد نوسان محدود شاخص بورس باشیم.

ارائه گزارشات سه ماهه چه تأثیری در روند بورس دارد؟

آنچه در گزارشات سه ماهه ارائه می‌شود، تقریباً از پیش توسط کارشناسان قابل پیش‌بینی بوده است. شرکت‌هایی که گزارشات آن‌ها منتشر شده است نیز این ادعا را ثابت کردند که گزارشات چیزی فراتر از پیش‌بینی‌ها نبوده و در برخی موارد، عملکرد شرکت‌ها ضعیف‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد نیز بوده است. افزایش قیمت کامودیتی‌ها و افزایش قیمت ارز نیما در این گزارشات منعکس شده که از پیش نیز انتظار آن وجود داشت؛ بنابراین این گزارشات چندان در روند بازار تأثیر نخواهد داشت.

تغییر نرخ گاز چه تأثیری در روند بازار داشته است؟

شرکت‌هایی همچون پتروشیمی‌ها از افزایش نرخ ارز تأثیر منفی گرفته‌اند، اما این موضوع نیز از گذشته پیش‌بینی می‌شد. فعالان بازار تأثیرات افزایش نرخ گاز را در محاسبات خود در نظر گرفته بودند؛ سود پیش‌بینی شده و قیمت سهام شرکت‌ها با توجه به این موضوع پیش‌بینی و درنظر گرفته شده بود، بنابراین افزایش این نرخ تأثیر چندانی در تصمیم‌گیری فعالان بازار ندارد.

موضوعی که اکنون می‌تواند به طور خاص بر بورس تأثیر جدی بگذارد، تغییر یکی از متغیرهای اصلی همچون کامودیتی‌ها است. اگر قیمت کامودیتی‌ها کاهشی شود بر بورس تأثیر منفی خواهد داشت.

همچنین اگر توافق انجام شود، انتظارات رشد دلار از بین می‌رود و نرخ کنونی ارز نیمایی تثبیت خواهد شد. این موضوع ابتدا ممکن است بر سودآوری برخی از شرکت‌ها تأثیر منفی داشته باشد اما در ادامه با توجه به افزایش مسیرهای صادراتی و رفع احتمالی تحریم‌ها به نفع شرکت‌هایی همچون خودرویی‌ها و بانک‌ها خواهد شد.

همچنین اگر احتمال توافق کاهش یابد، فشار بر درآمد ارزی و محدودیت صادرات نفتی و غیرنفتی افزایش خواهد یافت که رشد نرخ ارز و نرخ نیما را به دنبال دارد. این موضوع می‌تواند تأثیر افزایش بر قیمت شرکت‌های بورسی داشته باشد.

عملکرد صندوق تثبیت بازار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شفاف شدن عملکرد این صندوق ضروری است اما درمجموع، وجود این صندوق و عملکرد آن تأثیر چندانی بر روند بازار نخواهد داشت. آنچه برای شرکت‌ها و قیمت‌های آن اهمیت دارد، سودسازی شرکت‌ها است. این موضوع به لغو تحریم‌ها و یا تشدید آن بستگی دارد.

افزایش نرخ سود بانکی چه تأثیری بر بورس می‌تواند داشته باشد؟

نرخ سود بانکی تأثیر ویژه‌ای بر بورس دارد. درواقع این نرخ ابزاری است که می‌توان نسبت p بر e شرکت‌ها را به کمک آن سنجید. با کاهش نرخ سود بانکی سود سرمایه‌گذاری در بورس بیشتر می‌شود و در مقابل، با افزایش نرخ سود بانکی، سرمایه گذاری در بورس توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

انتظارات تورمی و رشد نرخ ارز نیز سومین عاملی است که بر سهام شرکت‌ها مؤثر است. سایر عوامل تأثیر جدی بر شرکت‌ها ندارد اما می‌تواند بر کارایی بازار اثرگذار باشد.

عوامل تاثیرگذار بر شاخص بورس کدامند؟

پیش‌بینی شاخص بورس از چالش‌های بازار سرمایه است. از سرمایه‌گذاران خرد تا شرکت‌های سرمایه‌گذاری دوست دارند بدانند که رفتار بعدی بازار به چه شکل خواهد بود. آیا بازار رونق می‌گیرد؟ یا به خاطر رکود، سرمایه‌ها رو به نابودی می‌رود؟

برای پیش‌بینی شاخص بورس روش‌های مختلفی وجود دارد. از نگاه‌های بنیادین به صنایع گرفته تا تحلیل‌های نموداری و به کار بستن شبکه‌های عصبی و هوش‌های مصنوعی. حتی هستند کسانی که باور دارند حرکت شاخص بورس حرکتی کاملا تصادفی و غیرقابل‌پیش‌بینی است.

در این مقاله نگاهی می‌اندازیم به چند عامل که با هزاران پیش‌فرض می‌توانند بر آینده بازار سرمایه تاثیر بگذارند و شاخص را جابه‌جا کنند.

عوامل اجرایی

فرض کنید اتفاقی بیفتد که در عملکرد شرکت‌های بزرگ تغییری محسوس ایجاد شود. این رخداد می‌تواند بر شاخص هم تاثیر بگذارد. مثلا شاید مسائلی پیش بیاید که تولیدکنندگان فولاد به مشکل بربخورند. مشکلات فولاد مبارکه، ذوب‌آهن، فولاد خوزستان و دیگر شرکت‌های فولادی می‌تواند به خودروسازانی مثل سایپا و ایران‌خودرو هم لطمه بزند. این زنجیره شاخص کل را تغییر خواهد داد.

اگر فکر کنیم عملکرد شرکت‌ها بهتر خواهد شد، یعنی پیش‌بینی کرده‌ایم که شاخص رشد خواهد کرد.

در مقابل اگر فکر کنیم عملکرد شرکت‌های صنعتی و خدماتی بهتر خواهد شد، یا موانع تولید به زودی برطرف می‌شود، یعنی پیش‌بینی کرده‌ایم که شاخص بورس رشد خواهد کرد. در شرایط عادی عملکرد شرکت‌ها به‌یک‌باره دست‌خوش تغییرات چشمگیر نمی‌شود. دست‌کم نه برای نوسان‌های روزانه بازار سهام.

احساسات سرمایه‌گذاران

فرض کنید هیچ عاملی در هیچ‌جایی تغییر نکند، اما به هر دلیلی علاقه عمومی به بازار بروس افزایش یابد. در این صورت شاخص بورس رشد خواهد کرد. همین طور سرخوردگی عمومی می‌تواند باعث خروج فعالان از بازار شود. شاید آن‌ها جایی بهتر برای سرمایه‌های خود پیدا کنند. مثلا ترجیح بدهند به‌جای سهام بر روی بازار مسکن سرمایه‌ بگذارند.

فسادهای سازمانی، تبعیض، عدم شفافیت در اطلاعات، رانت، تقلب و تبانی باعث دلسرد شدن سرمایه‌گذاران و رکود بازار بورس خواهد شد.

بازارهای جایگزین

جذاب‌تر شدن بازارهای جایگزین، یا از بین رفتن جذابیت‌های آن‌ها می‌تواند بر حال عمومی بازار و به دنبال آن بر شاخص اثر بگذارد. کاهش بهره بانکی باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران پول‌های خود را از بانک در بیاورند و به بازار سرمایه سرازیر کنند.

اما نرخ بهره به یک شکل دیگر هم می‌تواند بر بازار تاثیر بگذارد. بیشتر شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس بابت وام‌ها و بدهی‌هایی که دارند، بهره می‌پردازند. این بهره به‌طور مستقیم از جیب سهام‌داران کسر می‌شود. بهره بانکیِ کم‌تر درست مانند مالیات کم‌تر می‌تواند سود هر سهم را افزایش دهد.

کاهش بهره بانکی درنهایت باعث رونق بورس می‌شود.

به این ترتیب رفتار عمومی بازار پول و بازار سرمایه در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرد. البته در مورد سهام بانک‌ها یا هر جای دیگری که بهره بخشی از درآمدش را تشکیل می‌دهد، باید با تردید بیشتری نظر داد. اما چون سهم این شرکت‌ها در شاخص کوچک است، می‌شود گفت که کاهش بهره بانکی در نهایت باعث رونق بورس می‌شود.

چشم‌انداز و انتظارات

انتظار ما از آینده، حتی بیشتر از شرایط فعلی بر رفتارهای امروز ما تاثیر می‌گذارد. کسی که سال آینده می‌خواهد شهر یا کشور محل زندگی‌اش را تغییر بدهد، بعید است خانه‌ای با اقساط طولانی‌مدت بخرد.

شاخص بورس

احساسات سرمایه‌گذاران بر وضعیت بازار تاثیر می‌گذارد. احساساتی که ممکن است منشا منطفی نداشته باشد.

در مورد بازار بورس هم وضع به همین شکل است. اگر بیشتر مردم به آینده اقتصادی کشور خوش‌بین باشند، تمایلشان به خرید سهام افزایش پیدا می‌کند. در مقابل انتظارات منفی مثل بدبینی، نگرانی، ترس، عدم قطعیت و احتمال جنگ آن‌ها را به سمت نقد کردن دارایی سوق می‌دهد. به همین دلیل اخبار بد و دلسردکننده می‌تواند باعث سقوط شاخص بورس شود.

نرخ تورم

اگر تورم بالا باشد، قدرت خرید مردم کم خواهد شد. در این صورت فروش شرکت‌ها پایین می‌آید و این یعنی کم شدن سود هر سهم. وقتی سود واقعی شرکت‌ها از مقدار پیش‌بینی‌شده کم‌تر باشد، قیمت سهام هم کاهش پیدا می‌کند. کم شدن قیمت سهام و سود‌های تقسیمی باعث کاهش شاخص کل بورس می‌شود.

تورم پایین با نوسان‌های کم باعث می‌شود که تمایل مردم برای خرید بالا برود، شرکت‌ها به فکر بالا بردن تولید بیفتند، زودتر انبارهایشان را خالی کنند و در مجموع ارزش بازارشان بیشتر شود.

در شرایط رکود هم بازار بورس از رونق می‌افتد. چون در این شرایط سرعت گردش پول پایین می‌آید و فروختن هر واحد کالا، هزینه بیشتر (دست‌کم هزینه انبارداری بیشتر) به همراه خواهد داشت.

شرایط سیاسی

اگر در جایی از جهان بمبی منفجر شود، عملیات تروریستی به وقوع بپیوندد، دو کشور درگیر جنگ شوند یا نظام سیاسی یک کشور سقوط کند، بازار بورس بی‌تغییر نمی‌ماند.

بهترین شرایط برای بازار عوامل موثر بر شاخص کل بورس سرمایه، شرایطی پایدار با چشم‌انداز سیاسی روشن است.

روابط و تصمیم‌های سیاسی ایران بیشتر از هر چیز دیگری شاخص را بالا و پایین می‌کند. اخبار مثبت و امیدبخش (مثل خبر توافق هسته‌ای) باعث بالا رفتن شاخص و اخبار منفی و نگران‌کننده (مثل خبر آزمایش موشکی کره شمالی) باعث پایین آمدن آن می‌شود.

بهترین شرایط برای بازار سرمایه، شرایطی پایدار با چشم‌انداز سیاسی روشن است.

نرخ ارز

بعضی از شرکت‌ها واردکننده کالا هستند و برخی دیگر صادرکننده. اگر قیمت ارز بالا برود، تامین مواد اولیه برای شرکت‌های متکی بر واردات سخت خواهد شد. در مقابل گران شدن دلار باعث می‌شود که کالاهای صادراتی برای خارجی‌ها ارزان‌تر و جذاب‌تر بشوند.

برای بررسی تاثیر قیمت ارز (ارزش ریال) باید هر صنعت را جداگانه بررسی کرد. مثلا افزایش قیمت ارز می‌تواند قیمت خودروی خارجی را بیشتر کند. همین موضوع می‌تواند باعث افزایش فروش خودروسازان داخلی شود. هرچند این شرکت‌ها صادرکننده خودرو نیستند.

در مجموع می‌توانیم بگوییم که افزایش قیمت دلار با رونق بورس همراه است.

تغییرات تصادفی و پیچیدگی

می‌گوییم ثبات سیاسی بر بازار سرمایه اثر می‌گذارد. اما مشکل اصلی اینجا است که به درستی نمی‌دانیم هرکدام از این عوامل بهطور کمّی چقدر بر بازار اثر می‌گذارند. همچنین هیچ‌کس نمی‌داند که آیا تاثیر تورم بر بازار بیشتر است یا نرخ بهره؟

از طرف دیگر هیچ‌کدام از این عوامل مستقل از هم نیستند. شرایط سیاسی بر تورم تاثیر می‌گذارد. نرخ بهره و نرخ ارز تابع تورم هستند. مشکلات ساختاری مثل فساد می‌تواند تورم را بیشتر کند و همین مشکلات احساسات مردم را تغییر می‌دهد.

وقتی بیش از ۱۰۰ هزار انسان که هر کدام به تنهایی پیش‌بینی‌ناپذیر هستند، قرار می‌شود تصمیمی بگیرند، رخدادهای تصادفی اجتناب‌ناپذیر می‌شود. تصمیم‌هایی که بیشتر از دلایل عقلانی و منطقی تابع شرایط روان‌شناختی و احساسی است. حتی گاهی تاثیر این عوامل غیرمنطقی بیشتر از مواردی است که ما به آن‌ها اشاره کردیم. همه این موارد بازار بورس را به یک سیستم پیچیده تبدیل می‌کند. یعنی نمی‌شود گفت تغییر در چه عاملی باعث ایجاد چه تغییری، در چه راستایی و با چه بزرگی‌ای خواهد شد.

به غیر از عواملی که گفتیم، شما فکر می‌کنید چه عامل‌هایی بر شاخص بورس تاثیر می‌گذارد؟ با توجه به این عوامل، به نظر شما وضعیت کنونی کشور چطور است؟ ساده بگویم، آیا شما به آینده بازار سرمایه خوش‌بینی هستید؟



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.